یه خداحافظی ساده هم نكردی.... | کلوب آی دی | fakhtehhh ، سن کلوبی : 3 سال و 2 ماه و 1 روز |
| درباره من | زن متولد بهمن بسیار غافلگیر كننده، سریع الانتقال، دارای حس پیش بینی، كنجكاو، رفیق باز و كم علاقه به آداب و رسوم، در عشق خود بسیار جدی و وفادار است اما قادر به ابراز آن نیست. او متعلق به همه جا همه كس است اما در عین حال از آن هیچكس نمیباشد. ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ عنصر هوا متولدین بهمن- این دسته چون در عنصر هوا(باد) قرار دارند نسبت به سایر عناصر دیگر دارای احساسات كمتری می باشند آنها مایلند كه ارزش و تواناییهای روحی خویش را با عشق جلوه دهند تا با دلسوزی و نگاه.متولدین این عنصر شیفته مصاحبت و تبادل نظر بوده و خلاقیت را بر انجام ایده های جدید ارجحیت می دهند به ویژه آنها از همراهی با افرادی كه در این عنصر می باشند لذت می برند اگر چه ابراز احساسات برایشان دشوار است. در مواردی كه عقاید خود را به ناچار تغییر می دهند نسبت به اعتماد خود به هر چیز و هر كس نگران می شوند. بنابراین آنها از دیدگاه افكار و عقاید با یكدیگر تناسب دارند و چنانچه توقعات احساسی غیر قابل اجراپیش آید سبب بروز مختصر علائم خطر می شود ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღღღღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ ای كاش دوست داشتن را تجربه نمی كردم، تجربه ی تلخی بود... دیگر هیچ وقت نمی خواهم حضوری گرم، سرمای وجودم را محو كند دیگر هیچ گاه به نگاه عاشقی دل نمی بندم و هیچ گاه به سلام مهربانی پاسخ نخواهم داد ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღღ ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღღ چه حسی است دوست داشتن کسی که تمام وجودت را فراگرفته و حال غروری که مانع از بیان احساس درونت شود ، امروز تمام هستی ام را باخته ام دیگر نه راهی برای برگشت دارم و نه بهانه ای برای ماندن من مقصر بودم تمام احساساتش را نادیده گرفتم غرورش را خورد کردم با عشقش بازی کردم ، اما حال پشیمانم میخواهم دوباره برگردد امّا ....... کاش می شد . رفته ، مرا از دل رانده ، دیگر جای در قلبش برای من نیست دیگر فراموش شده ام می نویسم تا بداند دوستش دارم ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღღ ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღღ مردها در چهار چوب عشق و محبت به وسعت غیر قابل تصوری نامردند . برای اثبات كمال نامردی مردان همین بس كه تنها در مقابل قلب عاشق و فریب خورده یك زن احساس می كنند كه مردند ، تا هنگامی كه قلب زن تسخیر نشده عاجزتر و توسری خورتر از گدایان سامره سینه بر خاك می مالند و گدائی عشق می كنند اما هنگامی كه خیالشان از تسلیم قلب زن راحت شد تازه به یادشان می افتد كه خدا مردشان آفریده و كمال مردانگی را در به زنجیر كشیدن قلب یك زن اسیر می دانند آری رهایش می كنند ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ اشتباهی که کردم همه عمر و پشیمانم از آن اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم. ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ صدای شکستن قلبم را نشنیدی چون غرورت بیداد میکرد اشکهایم را ندیدی چون محو تماشای باران بودی ولی امیدوارم انقدر در ایینه مجذوب زیباییت نشده باشی که حداقل زشتی دیو خود خواهیت را ببینی باشد که با دیگران چنان نکنی که با من کردی ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღღ♥♡ღ قصد از نوشتن آرامش است هر چند این گونه نوشتن تازه شروع طوفان است. طوفانی که از دل برمی خیزد وتو را تا اوج روح بلندهستی می برد انجایی که تنها خود را می بینی وخدای خودرا. ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღღ ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღღ آری خداوند عشق را در قلب انسان به ودیعه نهاد تا دوست بدارد تا بهانه ای باشد برای محبت برای جان دادن برای یکی شدن برای... آری عشق را بهانه ای برای مقاصد پوچ و عبث خویش قرار ندهیم که عشق را سازگاری با ریا نیست پس عشق را به زنجیر مکشیم ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ شبی از پشت یك تنهایی نمناك و بارانی تو را با لهجه گل های نیلوفری صدا كردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم پس از یك جست و جوی نقره ای در كوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی كه در تنهایی ام روئیده بود با حسرت جدا كردم و تودر پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی :دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی و من تنها برای دیدن آن چشم های قشنگت ، تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها كردم همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگین حریم چشم هایم را به روی اشكی از جنس غروب ساكت و نارنجی خورشید وا كردم . ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ چقدر صادقانه برایم سخن می گفت . هر بهانه ای كه می آوردم پاسخی داشت پاسخی دلنشین ، احساس كردم محبت او در ذره ذره وجودم حلول كرده و دیگر تاب فرار از این محبت را ندارم . احساس كردم دارم از این عشق منبسط می شوم و پوست تنم تركمی خورد . احساس كردم دلم می خواهد غبار دلتنگی ام را از درونم بشویم و با اشك ها بیرون ریزم . باز هم احساسم همچون پرنده ای جلوی چشمانم را گرفت فكر می كنم كه در زندگی یك رگبار بهاری بیش نبودی یك رهگذری بودی كه به شانه ام تنه زد و چه زود رفت ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ قدیما تلاش کردنو دوست داشتم چون میدونستم که می رسم به چیزی که میخوام برسم الان دیگه دارم گیج گیجی میزنم حوصله خودمم ندارم چه برسه به دیگرون به جای پیشرفت دارم دور باطل می زنم میدونمم نتیجه کار چیه ولی برام مهم نیست خراب کردنو خوب بلدم |
| وضعیت | زن25 ساله مجرد |
| جنسيت | زن |
| محل سکونت | Iran ، پرستوها |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | تماس با آشنايان و دوستان |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | ليسانس |
| شغل | در اینده خانوم پرستار |
| اطلاعات اضافي | دوستی امتداد دو درون است که اگر بر کلمات امتداد یافت عمرش کوتاه، سرانجامش تلخ شد! که این کلمات هزار چهره دارند تنها روحی در این میان هیچ چهرهای ندارد که آن خود دوستیست. ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღღ ღ من فرو افتادن برگها را در امتداد تنهاییم باور نمی کنم .مهربانی نیست بودنم را به من بفهماند تا پاییزان دلم از بین برود و دیگر صدای خش خش برگها را نشنوم و مرگ روحم را در فرود غم انگیز برگها نبینم ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح و چنان بیتابم، که دلم میخواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه. دورها آوایی است، که مرا میخواند ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ دشتهایی چه فراخ! کوههایی چه بلند در گلستانه چه بوی علفی میآمد! من در این آبادی، پی چیزی میگشتم: پی خوابی شاید، پی نوری، ریگی، لبخندی. |
| دین | اسلام |
| گرايش سياسي | هيچکدام ! |
| قد | 160-165 |
| وزن | 45-50 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، دوستانه ، شلوغ ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | متغيير ، مد روز |
| صفحه وب | http://www.eshge-1-tarafe.blogfa.com/ |
| تاریخ عضویت | 22 آذر 1387 ساعت 13:33 |
| علایق | شعر عاشق شعر و متن های نازم♥♡ღپیاده روی رو هم دوست دارم♥♡ღ |
| ورزش | شنا♥♡ღبدمینتون♥♡ღکوه نوردی♥♡ღ |
| فعاليتها | بیشتر نقاشی و وبلاگ سازی♥♡ღ |
| کتاب | همه نوع کتابی میخونم جز تاریخی♥♡ღ |
| موسيقي | مونده به موقعیتش♥♡ღ |
| برنامه تلويزيون | بدمــــــــــ میاد♥♡ღ |
| فيلمها | خوب رو تموم فیلما خیلی ها کار کردن زحمت کشیدن انصاف نیست با سلیقه شخصی بردشون بالا یا آوردشون پایین♥♡ღ |
| غذا | ماهی♥♡ღپیتزا♥♡ღاسپاگتی♥♡ღ |
| پیام رسان یاهو | hamin ja pm eto bezar |
| پيام رسان msn | hamin ja pm eto bezar |
| تلفن 1 | POL NADARAM BEGIRAM |
| تلفن 2 | POL NADARAM BEGIRAM |
| آدرس | من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم: درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کناربیدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥♡ღ♥ღ♥♡ به سراغ من اگر می آیید، پشت هیچستانم. پشت هیچستان جایی است. پشت هیچستان رگ های هوا، پر قاصدهایی است كه خبر می آرند، از گل واشده دور ترین بوته خاك. روی شن ها هم، نقش های سم اسبان سواران ظریفی است كه صبح به سر تپه معراج شقایق رفتند. پشت هیچستان، چتر خواهش باز است: تا نسیم عطشی در بن برگی بدود، زنگ باران به صدا می آید. آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است |