کلوب به حیات خود ادامه می‌دهد! بخوانید ...
شیــــــرین   , fahimehf

شیــــــرین

 یه خبر خوش.. حالا که کلوب خاموش نمیشه.. ادد لیست تکونی مزه میده
شیــــــرین   , fahimehf

شیــــــرین

مطالبدوستان 43
cloobid
fahimehf
، 11 سال و 8 ماه و 5 روز
زن 40 ساله مجرد
فوق ليسانس ، کارمند بخش دولتی

دوستان

  • علی وثوقی , fali1344
  •   , behrouz692
  • یاشار تیغه , yashartigheh
  • محمد حسینی , masadi_5893
  • امیر احمدی , amir20200
  • آریا  زارع , rohomayoun
  • همراز هستم , hamraz321
  • آریو برزن , barzan40
  • بهزاد بهزادی , behzad1976
  • ر رضایی , rezaeager
  • کیارش میم , kiarashamiri
  • سیاوش لطفی , siavash81130
  • علی احمدی , shadyn1982
  • مهرداد همایونفر , f41
  • احسان  بیگی   , filho
  • شاهرخ احسانی , shahrokh5959
  • محمد رضا محمد , mankhodm
  • محمد امامی , mohammad544
  • فقط خدا   , parisa2929
  • 43 نفر

    morebox img


تبلیغات

شیــــــرین   , fahimehf
آقای ناصری فرد ، میلیاردر ایرانی است. او بزرگترین نخلستان خصوصی جهان را که در آن بیش از ۲۰۰۰۰۰ نخل وجود دارد وقف خیریه نموده است و از خرما‌های این نخلستان است که در افطاری ماه رمضان از تمام بوشهری‌ها پذیرایی می‌شود.
او داستان جالبی از زمانی که در فقر زندگی کرده است بازگو می‌کند. او میگوید: من در خانواده‌ای بسیار فقیر زندگی می‌کردم به حدی که هنگامی از بچه‌های مدرسه خواستند که برای رفتن به اردو یک ریال بیاورند خانواده ام به رغم گریه‌های شدید من از پرداخت آن عاجز ماندند.
یک روز قبل از اردو در کلاس به یک سئوال درست جواب دادم و معلم من که برازجانی بود به عنوان جایزه به من یک ریال داد و از بچه‌ها خواست برایم کف بزنند. غم و غصه من تبدیل به شادی شد و به سرعت با همان یک ریال در اردوی مدرسه ثبت نام نمودم.
دوران مدرسه تمام شد و من بزرگ شدم و وارد زندگی و کسب و کار شدم و به فضل پروردگار ثروت زیادی به دست آوردم و بخشی از آن را وارد اعمال خیریه نمودم.
در این زمان به یاد آن معلم برازجانی افتادم و با خود فکر می‌کردم که آیا آن یک ریالی که به من داد صدقه بود یا جایزه.
به جواب این سئوال نرسیدم و با خود گفتم نیتش هرچه بود من را خیلی خوشحال کرد و باعث شد دیگر دانش آموزان هم نفهمند که دلیل واقعی دادن آن یک ریال چه بود.
تصمیم گرفتم که او را پیدا کنم و پس از جستجوی زیاد او را یافتم در حالی که در زندگیِ سختی به سر می‌برد و قصد داشت که از آن مکان کوچ کند.
بعد از سلام و احوالپرسی به او گفتم استاد عزیز تو دِین بزرگی به گردن من داری. او گفت:: اصلا به گردن کسی دِینی ندارم. من داستان کودکی خود را برایش بازگو نمودم و او به سختی به یاد آورد و خندید و گفت: لابد آمده‌ای که آن یک ریال را پس بدهی.
من گفتم آری و با اصرار زیاد او را سوار بر ماشین خود نموده و به سمت یکی از ویلا هایم حرکت کردم. هنگامی که به ویلا رسیدم به استادم گفتم: استاد این ویلا و این ماشین را باید به جزای آن یک ریال از من قبول کنی و مادام العمر حقوق ماهیانه‌ای نزد من داری.
استاد خیلی شگفت زده شد و گفت، اما این خیلی زیاد است. من گفتم به اندازه آن شادی و سروری که در کودکی در دل من انداختی نیست. من هنوز هم لذت آن شادی را در درونِ خود احساس می‌کنم.
مرد شدن ، شاید تصادفی باشد.
اما مرد موندن کار هر کسی نیست...؟!"
این خاطره فریدون آسرایی در اینستاگرام بود
ادامه
99
همراز هستم , hamraz321
یکی خیلی کار بد کرده بوده می برنش جهنم.
تو وسط راه میگن به تو یه آوانس میدیم ، میگه چی؟
میگن اینجا 2 نوع جهنم داریم یکی جهنم ایرانی ها و یکی جهنم خارجی ها.
میپرسه فرقش چیه؟
میگن تو جهنم خارجی ها هفته ای یک بار قیـر داغ میریزن تو دهنتون اما تو جهنم ایرانی ها هر روز.
خلاصه میگه من میرم تو جهنم خارجیا.
یه چند ماه بعد میبینه اینجا خیلی ناجوره میگه خوب شد تو جهنم ایرانی ها نرفتم که کارم زار بود اما بد نیست یه سری به اونها بزنم تا به اینجا راضی باشم خلاصه میره میبینه همه نشستن دارن حرف می زنند خبری هم از قیر داغ نیست ،می پرسه: جریان چیه؟
میگن: بابا اینجا یک روز قیر نیست ، یک روز قیف نیست ، یه روز قیر و قیف هست اما مامورش نیست!
ادامه
کامنت بنویسید...
جوادد جوادد , javad.25sl
جمعه 24 آذر ، 20:19

زورت گرفته
ادامه
فهیمه کهیا , f_k110
جمعه 24 آذر ، 16:47
مرض حسسووودخااان
ادامه
جوادد جوادد , javad.25sl
جمعه 24 آذر ، 12:06
ادامه
شیــــــرین   , fahimehf
پس از وقوع انقلاب در فرانسه تعدادی کثیری توسط دستگاه گیوتین اعدام شدند افرادی که بسیاری از آنها در به ثمر رسیدن انقلاب نقش بسزایی داشتند یکی از این افراد فیزیکدان و شیمیست معروف لاوازیه بود.

لاوازیه بعد از اینکه به اعدام با گیوتین محکوم شد تصمیم گرفت در آخرین لحظات زندگی هم به علم خدمت نماید . او به شاگردان خود گفت : احتمالا جایگاه حواس و شعور انسان می بایست در سر ( مغز ) انسان باشد بنابر این پس از جدا شدن سر از بدن احتمالا باید تا چند لحظه هنوز حواس و هشیاری فرد کار بکند شما پس از اینکه سر من به وسیله گیوتین قطع شد فورا آن را روی دست بالا بگیرید، من شروع به پلک زدن می کنم شما تعداد پلک زدن های مرا بشمارید تا زمان تقریبی از بین رفتن هشیاری و مرگ کامل به دست بیاید .

پس از اینکه لاوازیه اعدام شد سر او را بالا گرفتن و او بیش از ده بار پلک زد و این واقعه در تاریخ به ثبت رسید.

پس از مرگ لاووازیه، لاگرانژ گفت: تنها یک لحظه وقت آنان برای بریدن آن سر صرف شد و شاید یک‌ صد سال زمان نتواند سر دیگری همانندش بوجود آورد.
ادامه
شیــــــرین   , fahimehf
این روزهــــایم به تظاهر می گذرد......... تظاهر به بی تفاوتی،........ تظاهر به بی خیـــــالی،
به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست... اما ......... چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"
ادامه
کامنت بنویسید...
جوادد جوادد , javad.25sl
جمعه 24 آذر ، 12:07
اخه ماشا... میخوای تو شیرین .
ادامه
شیــــــرین   , fahimehf
جمعه 24 آذر ، 01:06
بگو ماشالله
ادامه
جوادد جوادد , javad.25sl
پنجشنبه 23 آذر ، 20:01
ملت چ باکلاسن . دلشون میگیره میرن جاده چالوس چنجه میزنن .
این یکی دلش میگیره اهنگ میذاره قر میده
من برم خودمو بندازم دریا
ادامه
شیــــــرین   , fahimehf
چگونه مرا درک کند ..!
منی که نه بغلش کرده ام ...
نه بوسیدمش ...
و نه زیر باران با او قدم زده ام ...

حتی نزدیکش هم نبودم ...
من فقط تمام شبها را به یادش خوابیده ام ...
و تمام روز ها را به امید دیدنش گذرانده ام ...

من بیچاره فقط می توانم از دور دوستش داشته باشم ...
ادامه
کامنت بنویسید...
ملکا  , malaka666
جمعه 17 آذر ، 00:33
ممنونم دوستان
ادامه
نازى  , 1371nazi
شنبه 11 آذر ، 23:55
عالی
ادامه
  , lovely...heart
شنبه 11 آذر ، 23:02
ای جان ... چه ناز
ادامه