__
لیست دوستان :: 19
لیست کلوبها :: 98
  • نام کلوب :اورکات
    نام انگلیسی : orkut
    تاسیس : 19 دی 1383
    17256 عضو ، 679 بحث ، 4 آلبوم ، 25 مقاله ، 2 لینک ، 1 نظرسنجی

    اورکات

  • نام کلوب :فارغ التحصیلان دبیرست
    نام انگلیسی : mofid_gym
    تاسیس : 30 دی 1383
    95 عضو ، 8 بحث ، 3 مقاله

    فارغ التحصیلان دبیرستان مفید

  • نام کلوب :متولدین تیر ماه
    نام انگلیسی : mahtir
    تاسیس : 22 دی 1383
    6782 عضو ، 275 بحث ، 37 آلبوم ، 25 مقاله ، 2 لینک ، 3 نظرسنجی

    متولدین تیر ماه

  • نام کلوب :جیم کری
    نام انگلیسی : jim_carrey_1
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    2490 عضو ، 34 بحث ، 8 آلبوم ، 1 مقاله ، 2 لینک ، 1 نظرسنجی

    جیم کری

  • نام کلوب :هخامنشیان
    نام انگلیسی : achaemenids
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    3194 عضو ، 460 بحث ، 7 آلبوم ، 11 مقاله ، 19 لینک

    هخامنشیان

  • نام کلوب :دانشگاه علوم پزشکی ته
    نام انگلیسی : tehrann
    تاسیس : 30 دی 1383
    519 عضو ، 38 بحث ،

    دانشگاه علوم پزشکی تهران

you are my some one!!!!
30 تیر 86 - 12:50
My darling, my lover, my beautiful wife:
Marrying you screwed up my life.

I see your face when I am dreaming.
That's why I always wake up screaming.

Kind, intelligent, loving and hot;
This describes everything you are not.

I thought that I could love no other --
That is until I met your brother.

Roses are red, violets are blue, sugar is sweet, & so are you
  But the roses are wilting, the violets are dead, the sugar bowl's empty
... and so is your head.

I want to feel your sweet embrace
But don't take that paper bag off your face.

I love your smile, your face, and your eyes -- Man, I'm good at telling
lies!

My love, you take my breath away.
What have you stepped in to smell this way?

What inspired this amorous rhyme?
Two parts vodka, one part lime!!!

لیست توصیفنامه ها
7 فروردین 86 - 21:45
آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود...چشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبود...نقش عشق و آرزو از چهره دل شسته بود...عكس آن شیدایی در آن آیینه سیما نبود..لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت...دل همان دل بود اما مست و بی پروا نبود...در دل بیدار خود جز بیم رسوایی نداشت...گرچه روزی همنشین جز با من رسوا نبود...در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود...برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود...دیدم /ان چشم درخشان را ولی در این صدف...گوهر اشكی كه من میخواستم پیدا نبود..بر لب الوان من فریاد دل خاموش بود...آخر آن تنها امید جان من تنها نبود...جز من و او دیگری هم بود اما ای دریغ... آگه از درد دلم زان عشق جانفرسا نبود
12 اسفند 85 - 07:15
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست به هوای سر کویش پر وبا لی بزنم...
7 اسفند 85 - 05:53
میشه پرنده بود و پرواز نکرد ، میشه پرواز کرد و پرنده نبود
__