__
لیست دوستان :: 37
لیست کلوبها :: 66
  • نام کلوب :آموزشگاه کادوس رشت
    نام انگلیسی : kadous
    تاسیس : 7 مرداد 1384
    23 عضو ، 7 بحث ،

    آموزشگاه کادوس رشت

  • نام کلوب :خلاقیت و ایده های نو
    نام انگلیسی : msnowgirl
    تاسیس : 30 دی 1383
    2610 عضو ، 201 بحث ، 1 آلبوم ، 3 مقاله ، 2 لینک

    خلاقیت و ایده های نو

  • نام کلوب :ایده های پولساز
    نام انگلیسی : idea
    تاسیس : 31 شهریور 1385
    178 عضو ، 65 بحث ، 1 مقاله

    ایده های پولساز

  • نام کلوب :نوکیا
    نام انگلیسی : nokia
    تاسیس : 28 دی 1383
    6001 عضو ، 1270 بحث ، 20 آلبوم ، 4 مقاله ، 4 لینک ، 2 نظرسنجی

    نوکیا

  • نام کلوب :مهندسین شبکه
    نام انگلیسی : net
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    4281 عضو ، 587 بحث ، 11 آلبوم ، 24 مقاله ، 3 لینک

    مهندسین شبکه

  • نام کلوب :برنامه های یاهو مسنجر
    نام انگلیسی : yahoo_tools
    تاسیس : 7 مرداد 1384
    5263 عضو ، 8 بحث ، 9 آلبوم ، 19 مقاله ، 3 لینک

    برنامه های یاهو مسنجر

چرا باید حتما" از ازل مسلمان بود؟
14 بهمن 86 - 14:22

چرا باید حتما" از ازل مسلمان بود؟

دیروز برای رفع حاجت(wc))) رفتم مسجد فاطمیه منظریه یکی از  دوستان که با من بود گفت بابا بیخیال میریم تو همین کوچه های منظریه خلاص میکنیم خودمونو.گفتم بریم مسجد آقا.اینجا خونه خداست نه کفار.

جلو در ورودی حیاط مسجد یه دستشوئی بود که قفل بود رفتم بطرف داخل مسجد قابل ذکره که داشتم میترکیدم .یه پیر مردی اونجا بود گفتم : آقا ببخشید دستشوئی کجاست؟گفت اونا جلوته ، ولی درش قفله.اشاره کردم به داخل مسجد گفتم یعنی اینجا توالت نداره.یه نگاه معنی دار کرد بهمو گفت: واسه نمار خوناست نه شما.منم با لحن تند تر از اونی که فکرشو کنید گفتم من کافرم مگه مرتیکه.رفتم توالت  و برگشتم.داشتم میرفتم با لحن خیلی مودبانه گفتم ببخشید آقا مزاحم شدم. دیدم داره تیکه میپرونه((امارا ببخشید<گیلکی>) که آقا شما ببخشید بازم تکرار کرد یهو داغ کردم و شروع به دادو بیداد کردم که مرتیکه تو چی میگی آخه؟ مال باباته مگه . اینجا خونه خداست یا خونه تو پیر خرفت.ضمنا" واسه دستشوئی رفتن باس بهت کارت بسیج نشون بدم یا اول باس برم نماز بخونم که اجازه توالت رفتن داشته باشم؟ من اگه سال تا سال هم نیام همین یه بارم بخوام بیام سر آخر یه صلوات حواله خوار مادرت کنم همونم تبدیل به فحشش میکنی .چی میگی تو؟گفت: تو نه به ادبت میخوره بیای اینجا نه به تیپت(قابل توجه که تیپ من مثل یه آدم معمولی بود که بارونی بلندی پوشیده باشه همین)خلاصه کلی ریچار بار هم کردیم آقایی که باهاش بود ازم عذر خواهی کرد گفت آقا بیخیال شو.منم کوتاه اومدم با صورتی سرشار از غضب داشتم میومدم بیرون که یه حاج آقای آخوندی اومد گفت: برادر یه لیوان آب از کجا میتونم ور دارم.منم متلک وار تمام غرض مو سر اون بنده خدا خالی کردم گفتم: اون پیرمردو میبینی ؟ باس بری اول دو رکعت نماز بجا بیاری اگه تائید کردن بعد برو از خونه خدا یه لیوان آب بردار حاجی آره.

سوال من از شما دوستان اینه: یعنی یه آدم باید از شکم ننه اش مسلمان باشه؟ یعنی غیر مسلمان نمیتونه مسلمان شه؟نمیتونه نزدیک شه؟ما که مسلمانیم اینجوریه وای بحال بقیه


  • ارسال نظر (2)
لیست توصیفنامه ها برای دوستان مقدور می باشد.
__