__
لیست دوستان :: 32
لیست کلوبها :: 5
  • نام کلوب :متولدین 1368
    نام انگلیسی : 68tihaa
    تاسیس : 19 فروردین 1384
    1866 عضو ، 54 بحث ، 8 آلبوم ، 8 مقاله ، 1 لینک ، 1 نظرسنجی

    متولدین 1368

  • نام کلوب :پرسپولیس
    نام انگلیسی : persepolis
    تاسیس : 8 دی 1383
    23013 عضو ، 3859 بحث ، 59 آلبوم ، 18 مقاله ، 20 لینک ، 41 نظرسنجی

    پرسپولیس

  • نام کلوب :دانشگاه سیستان و بلوچ
    نام انگلیسی : usb
    تاسیس : 20 دی 1383
    864 عضو ، 333 بحث ، 8 آلبوم ، 4 مقاله ، 7 لینک ، 2 نظرسنجی

    دانشگاه سیستان و بلوچستان

  • نام کلوب :دانشگاه فردوسی مشهد
    نام انگلیسی : ferdowsistudents
    تاسیس : 30 دی 1383
    1969 عضو ، 402 بحث ، 19 آلبوم ، 10 مقاله ، 5 لینک ، 4 نظرسنجی

    دانشگاه فردوسی مشهد

  • نام کلوب :جـــوان مشهد
    نام انگلیسی : javaneh
    تاسیس : 11 شهریور 1386
    2964 عضو ، 39 بحث ، 23 آلبوم ، 31 مقاله ، 3 لینک ، 10 نظرسنجی

    جـــوان مشهد

ولنتاینتون مبارك برو بچ
25 بهمن 86 - 00:55

سلام بچه ها چطورین ؟

14 فوریه2008 میلادی 25 بهمن 1386 شمسی و 6 صفر 1429 قمری ( جهت اطلاع رفقای عرب تاریخ قمری رو ذكر كردم چون به شدت از این عزیزان میترسم) روز عشاق همون ولنتاینه خودمونو بهتون تبریك میگم . امیدوارم معنای حقیقیه عشق رو درك كنین و اون كسی رو كه دوسش دارین بهش برسین انشا الله . اونایی هم كه مسه من هیشكی دوسشون نداره ایشالا یه برنامه ی خودكشی دسته جمعی تو 13 به در امسال تو رامسر هست اگه خواستین بگین آدرس بدم بیاین . چن تا متن و شعر طنز هست می ذارم بخونین ایشالا لذتشو ببرین . بای

ولنتاین
در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل
شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کندلودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود
رانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام می‌شود... بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان نهاد و نمادی می‌شود برای عشق!

فکر کردم جالب باشه در ادامه این افسانه رو بزارم اینجا...!

یك زوج در اوایل 60 سالگی، در یك رستوران كوچیك رمانتیك سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.
ناگهان یك پری كوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجی اینچنین
مثال زدنی هستین و درتمام این مدت به هم وفادارموندین ، هر كدومتون می تونین یك آرزو بكنین.
خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من می خوام به همراه همسر عزیزم، دور دنیا سفر كنم.
پری چوب جادووییش رو تكون داد و..
اجی     مجی    لا ترجی
دو تا بلیط برای خطوط مسافربری جدید و  شیك   QM2در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:
خب، این خیلی رمانتیكه ولی چنین موقعیتی فقط یك بار در زندگی آدم اتفاق می افته ، بنابراین،
خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه كه همسری 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم. 
   خانم و پری واقعا نا امید شده بودن ولی آرزو، آرزوه دیگه  !!! 
پری چوب جادوییش و چرخوند و......... 
 اجی     مجی    لا ترجی
و آقا 92 ساله شد!

پیام اخلاقی این داستان  مردها شاید موجودات ناسپاسی باشن ،  ولی پریها....... مونث هستند !!!!!!!!

 

 

شش سال اوّل زندگی:

گریه نکن
شیطونی نکن
دست تو دماغت نکن
تو شلوارت پی‌پی نکن
مامانت رو اذیّت نکن
روی دیوار نقاشی نکن
انگشتت رو تو پریز برق نکن
دمپایی بابا رو پات نکن
به خورشید نگاه نکن
شبها تو جات جیش نکن
تو کمد مامان فضولی نکن
با اون پسر بی‌تربیته بازی نکن
اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن
زیر دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن
دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن

دوره‌ی دبستان:

موقع رفتن به مدرسه دیر نکن
پات رو تو جامیزی نکن
ورقه‌های دفترت رو پاره نکن
مدادت رو تو دهنت نکن
به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن
تخته پاک‌کن رو خیس نکن
حیاط مدرسه رو کثیف نکن
با دختره شمسی خانوم «دکتربازی» نکن
دست تو کیف بغل دستیت نکن
تخته‌سیاه رو خط ‌خطی نکن
گچ رو پرت نکن
تو راهرو سرو صدا نکن
تو کلاس پچ‌پچ نکن
آتاری بازی نکن

دوره‌ی راهنمایی:

ترقّه بازی نکن
سگا بازی نکن
جاهای بدبد فیلمها رو نگاه نکن
موقع برگشتن از مدرسه دیر نکن
تو کوچه فوتبال بازی نکن
دست تو جیبت نکن
با مامانت کل‌کل نکن
تو کلاس صحبت نکن
بعد از ظهر سروصدا نکن
با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن
اتاقت رو شلوغ نکن
روی میز بابات کتابهات رو ولو نکن
عکس لختی تماشا نکن
با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن
جرّ و بحث نکن

دوره‌ی دبیرستان:

با کامپیوتر بازی نکن
تقلّب نکن
با دوستات موتورسواری نکن
عصرها دیر نکن
با دختر شمسی خانوم صحبت نکن
با بابات دعوا نکن
تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن
تو خیابون دنبال دخترها نکن
مردم‌آزاری نکن
نصف شب سرو صدا نکن
وقتت رو با مجله تلف نکن
چشم‌چرونی نکن

دوره‌ی دانشگاه

رشته‌ ای رو که دوست داری انتخاب نکن
بیست و چهار ساعت چت نکن
سر کلاس درس غیبت نکن
با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
خیابون‌ها رو متر نکن
تو سیاست دخالت نکن
با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
شب بر ای شام دیر نکن
با مأمور پلیس کل‌کل نکن
چراغ قرمز رو، عشقی رد نکن
موبایلت رو ریجکت نکن
حذف پزشکی نکن
آستین کوتاه تنت نکن
همه رو دودره نکن

دوره‌ی سربازی:

موهات رو بلند نکن
روت رو زیاد نکن
از اوامر سرپیچی نکن
فرار نکن
با اسلحه شوخی نکن
غیبت نکن
به آینده فکر نکن
درگیری ایجاد نکن
به فرمانده بی‌احترامی نکن
غیر از خدمت به هیچ چیز دیگری فکر نکن
با رئیس عقیدتی جرّ و بحث نکن
اعتراض نکن
با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نکن
از تلف شدن وقتت ناله نکن
از آشپزخونه دزدی نکن

دوره‌ی شوهر بودن:

با زنت شوخی نکن
زنت رو با دختر شمسی خانوم مقایسه نکن
به زنت خیانت نکن
با دوستانت الواتی نکن
خودت را توی اورکات، سینگل معرفی نکن
به زن‌های دیگه نگاه نکن
موبایلت رو قایم نکن
از عکس‌های قبل از ازدواجت نگهداری نکن
پولت رو خرج دوستات نکن
رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن
غیر از زندگی مشترک به هیچ چیز فکر نکن
ریسک نکن
بدون اجازه زنت هیچ کاری نکن

دوره‌ی پدر بودن:

بچّه رو تنبیه نکن
به بچّه بی‌توجّهی نکن
بچّه‌ت رو با بچّه‌های دیگه مقایسه نکن
به بچّه توهین نکن
بچّه رو از بازی منع نکن
بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّه دختر شمسی خانوم تشویق نکن
با بچّه کل‌کل نکن
بچّه رو محدود نکن
بچّه رو از جنس مخالف دور نکن
به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن
بچّه رو به هیچ چیز مجبور نکن
آزادی بچّه رو محدود نکن
از خواست‌های بچّه چشم‌پوشی نکن

دوره‌ی پیری:

بر ای بچّه‌هات مزاحمت ایجاد نکن
نوه‌هات رو لوس نکن
با پیرزن‌های دیگه معاشرت نکن
به خاطراتت فکر نکن
پولت رو خرج نکن
هوس جوونی نکن
غیر از آخرتت به هیچ چیز فکر نکن
با زنت بی‌وفایی نکن
از رفتن به خانه سالمندان احساس نارضایتی نکن
لباس شاد تنت نکن
به بیوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن
تو وصیتنامه، هیچکس رو فراموش نکن
از گذشته ناله نکن
به هر کی رسیدی، نصیحت نکن
به آینده فکر نکن

دوره‌ی پس از مرگ:

حالا دیگه دوره نکن، تموم شد! حالا هر کاری دلت می‌خواد بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...ولی فقط با روح دختر شمسی خانوم کاری نکن

 

 

 

دماغ!
این عضو حیاتی

اگه مثل کلنگه
مثل لوله تفنگه
با خوشگلیت می‌جنگه
طبیعیه، قشنگه

نگو که این یه درده
دماغ عمل نکرده

اگر که مثل فیله
و یا از این قبیله
روی نوکش زیگیله
غصه نخور، اصیله

هی نرو پشت پرده
دماغ عمل نکرده

یکی می‌گه درازه
خیلی ولنگ و وازه
یکی می‌گه ترازه
غصه نخور که نازه

ببین خدا چه کرده
دماغ عمل نکرده

دماغ نگو جواهر
سوژه‌ی شعر شاعر
طویل فی‌المظاهر
پدیده‌ی معاصر

آهای تخم دو زرده
دماغ عمل نکرده

با اون دماغ همیشه
عکس تو پشت شیشه
تو سینما چی می‌شه
شکستن کلیشه

کاشکی بری رو پرده
دماغ عمل نکرده

کم باباتو کچل کن
یا خودتو مچل کن
کی بت می‌گه عمل کن
قصیده رو غزل کن

می‌شی له و لورده
دماغ عمل نکرده

چه‌قد دماغ دماغ شد
قافیه‌مون چلاق شد
هی، یکی- چل کلاغ شد
تصنیف کوچه باغ شد

بره که برنگرده
دماغ عمل نکرده!

 

 

هیزم شكن

روزی، وقتی هیزم شكنی مشغول قطع كردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتی در حال گریه كردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می كنی؟ هیزم شكن گفت كه تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت.
"آیا این تبر توست؟" هیزم شكن جواب داد: " نه" فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید كه آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شكن جواب داد : نه. فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟ جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شكن خوشحال روانه خونه شد. یه روز وقتی داشت با زنش كنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی آب. هیزم شكن داشت گریه می كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسید كه چرا گریه می كنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب. "
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید : زنت اینه؟ هیزم شكن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد. " تو تقلب كردی، این نامردیه "
هیزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز "نه" می گفتم تو می رفتی و با كاترین زتاجونز می اومدی. و باز هم اگه به كاترین زتاجونز "نه" میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود كه این بار گفتم آره.
نكته اخلاقی: هر وقت مردی دروغ میگه به خاطر یه دلیل شرافتمندانه و مفیده

آره جون عمت

 


وقتی سهراب دانشجو بود

اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نیست
ژتونی دارم
خرده عقلی
سر سوزن شوقی

اهل دانشگاهم پیشه‌ام گپ زدن است
گاه گاهی می‌نویسم تكلیف
می‌سپارم به شما
تا به یك نمره ناقابل بیست
كه در آن زندانیست
دلتان زنده شود
چه خیالی چه خیالی میدانم
گپ زدن بیهوده است
خوب میدانم دانشم بیهوده است
استاد از من پرسید
چقدر نمره ز من می‌خواهی
من از او پرسیدم
دل خوش سیری چند

اهل دانشگاهم
قبله‌ام آموزش
جانمازم جزوه
مشق از پنجره‌ها میگیرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهایم را وقتی می‌خوانم
كه خروس می‌كشد خمیازه
مرغ و ماهی خواب است


خوب یادم هست
مدرسه باغ آزادی بود
درس بی‌كرنش می‌خواندیم
نمره بی خواهش می‌آوردیم
تا معلم پارازیت می‌انداخت
همه غش می‌كردیم
كلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آن روز
مثل یك بازی بود
كم كمك دور شدم از آنجا
بار خود را بستم
عاقبت رفتم در دانشگاه
به محیط خشن آموزش
و به دانشكده علوم سرایت كردم
رفتم از پله كامپیوتر بالا
چیزها دیدم در دانشگاه
من گدایی دیدم در آخر ترم
در به در می‌گشت
یك نمره قبولی می‌خواست


من كسی را دیدم
از دیدن یك نمره ده
دم دانشگاه پشتك می‌زد
شاعری دیدم
هنگام خطابه
به خرچنگ می‌گفت ستاره
و اسید نیتریك را جای می می‌نوشید
همه جا پیدا بود
همه جا را دیدم
بارش اشك از نمره تك
جنگ آموزش با دانشجو
حذف یك درس به فرماندهی كامپیوتر
فتح یك ترم به دست ترمیم
قتل یك لبخند در آخر ترم
همه را من دیدم
من در این دانشگاه در به در و ویرانم
من به یك نمره نا قابل ده خشنودم
من به لیسانس قناعت دارم
من نمی‌خندم اگر دوست من می‌افتد
من نمی‌خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند
و نمی‌خندم اگر موی سرم می‌ریزد


من در این دانشگاه
در سراشیب كسالت هستم
خوب می‌دانم استاد
كی كوئیز می‌گیرد
برگه حذف كجاست
سایت و رایانه آن مال من است
تریا، نقلیه و دانشكده از آن من است
ما بدانیم اگر سلف نباشد
همگی می‌میریم
و اگر حذف نباشد
همگی مشروطیم


نپرسیم كه در قیمه چرا گوشت نبود
كار ما نیست شناسایی مسئول غذا
كار ما نیست شناسایی بی نظمی‌ها
كار ما شاید اینست كه در مركز پانچ
پی اصلاح خطا‌ها برویم

 

سوء تفاهم های دخترانه

روز اول که دیدمش بدجوری بهم خیره شده بود.

بعداً فهمیدم که چشماش چپه و داشته پیکان 57 رینگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه میکرده!

یه آه از ته دل کشید.

بعداً فهمیدم که آه نبوده و آسم داره.

بهش یواشکی یه لبخند زدم، ولی اون قیافه جدی مردونش رو عوض نکرد. این خودداریش واسم خیلی جذاب بود.

بعداْ فهمیدم که خودداری نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پیکان 57 بوده و تازه متوجه من شده بود!!

آروم و با عشوه اومدم جلوش، دیدم تند تند داره بهم چشمک میزنه. کارش به نظرم با مزه اومد.

بعداً فهمیدم که تیک داره و پلک زدنش دست خودش نیست.

اومد یه چیزی بگه ولی از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود.

بعداً فهمیدم این بشر خدادادی هول هست و لکنت زبون داره.

سرش رو از شرمش انداخت پایین و گفت س س س سلام.

بعداً فهمیدم از شدت شرمش نبوده و میخواسته من دندونهای زردش رو نبینم.

بعد از یک سری اسم و فامیل بازی، ازم پرسید آخرین کتابی که خوندی اسمش چیه!؟ گفتم: اَ...اَ...یادم نیست. گفت: چه جالب، نویسندش کیه!؟ از این تیکه بامزش خندم گرفت.

بعداً فهمیدم که تیکه نبوده و بیچاره چیزی به اسم IQ اصلاْ نداره.

بوی عطرش بدجوری مستم کرده بود.

بعداً فهمیدم بوی عطر نبوده، بلکه ...

بهم گفت بیا یه کم قدم بزنیم. این حرفش خیلی به نظرم رمانتیک بود.

بعداً فهمیدم شاش داشته و میخواسته به سمت توالت عمومی حرکت کنیم.

ازش پرسیدم دانشگاه میری؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از این شوخ طبعیش خیلی خوشم اومده بود.

بعداً فهمیدم که اصلاً هم شوخ طبع نیست و منظورش مدرسه افراد استثنایی توی دانشگاه شهید بهشتی بوده!

بهش گفتم داره دیرم میشه. گفت اگه میشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو مبایلش. ولی هیچوقت زنگ نزد!

بعداً فهمیدم کادوی تولد 30 سالگیش یه مبایل اسباب بازی بوده که همه جا با خودش میبردتش!

 

چگونه ترشیده نشویم

1_ یقه اولین خواستگار رو بچسبید كه شاید تنها شتر بخت شما باشه.

2_ناز و لفت و لیس رو بذارید كنار.

3_در معرض دید باشید، گذشت اون زمان كه می‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سایه می رنجم

4_ سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر كه برین همچین بگی نگی از دهن می‌افتین.

5_تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج كنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشید.

6_ دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون كنید، یه وقت كتابشو دور گردنتون آویزون نكنید كه گردن لطیفتون كج می‌شه

7_ پسر‌های فامیل بهترین و در دسترس‌ترین طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپیدشون.

8_ رو شكل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشكل...!!نیما خانم خوشگله گی سویکیشون...لول

9_توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بی‌بی عذرا نشست و برخاست كنید، همینا هستن كه شادوماد می‌سازن واستون.

10_ یه كم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و كرم شب و روز و ماسك خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.

11_در پوشش دقت كنید، لباس چسب و كوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می كنه، یه پوشش سنگین و اندكی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.

12_مهمون كه میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی كنید، خلاصه یه چشمه بیاین كه بعله ما هم هستیم.

13_ سعی كنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد كه دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه...

14_تا مامانه و باباهه می‌گن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حركات و سكناتتون این نظر رو تایید كنید و دنبالشو بگیرید.

15_ بلاخره اگه خدای نكرده می‌خواین جزو اون یك میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید (تازه اگه همه پسرای این مملكت دوماد شن، كه نمی شن) هر چی دارید، رو كنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم كمالات و هنر مندیاتتونه.

16_ و اینو بگم كه از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی كه با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یه پارك خلوت دارید معاشقه می كنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش كار
ندارم)منظورم رو تخت خواب نیستا)

17_اگه كسیرو دوسش دارین برین خواستگاریش (نكته:این كار ریسكش خیلی بالاس اگه شازده بگه نه سوجه خنده 1سال فامیلاتون ردیفه)

18_حداقل یه 206 داشته باشین كه طرف به خاطر ماشین هم كه شده بیاد 2تا بشین بده 9 ماه 3 تا بشین

19_اون یارو كه با اسب سفید میادوبی خیال شین

20_...و آخرین توصیه اینكه عوض اینكه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل كبك سرتونو زیر برف كنید یه خورده به فكر زندگی آینده‌تون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید چون كثیف می‌شید، می پكید
 

قابل توجه دخترا روتون كم بشه الهی

برین خودتونو اصلاح كنین

 

 

 

 اگه جک ها بیمزه است به خوشمزگی خودتون درستش کنید

آیا میدانستید که بزبزه قندی اولین بز دیابتی تاریخ است !

---------------------------------------------------------------

یارو لنگ بوده با کشتی میره سفر...وقتی برمیگرده رفیقش میگه خب سفر خوش گذشت؟؟ میگه نه بابا همش استرس داشتم هی می گفتن لنگرو بندازین تو آب

---------------------------------------------------------------

چند نفر اکیپی میرن کوه نوردی شب خواب بودن دیدن یکی داد می زنه جرج جرج... میگن: ما اینجا جرج نداریم که! خلاصه می خوابن صبح پا می شن میبینن ترکه رو گرگ خورده

---------------------------------------------------------------

به ملانصرالدین میگن جوان ها شراب میخورن قمار میکنن تریاک میکشن دختر بازی میکنن ... حکم چیه ؟ میگه : گیشنیز

---------------------------------------------------------------

سرهنگه داشته امتحان رانندگی می‌گرفته. از یارو می‌پرسه: اگه یه نفر وسط خیابون بود، بوق میزنی یا چراغ؟ طرف میگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف می‌كنه می‌پرسه: یعنی چی؟ یارو میگه: یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف

---------------------------------------------------------------

یه روز یه پسره رو میبرن کلانتری ، میگه چرا منو آوردین اینجا ؟؟ میگن واسه عرق خوری .. میگه پس چرا نمیارین بخوریم؟

---------------------------------------------------------------

پشت کنکوریه نذر میکنه اگه دانشگاه قبول بشه ،،،ننه اش رو با پای برهنه بفرسته کربلا

---------------------------------------------------------------

دختره تو جلسه خواستگاری یه باد صدا دار ازش در میره ، داماد از بس میخنده می افته می میره رو سنگ قبرش می نویسند نسیمی آمد و گلی بر باد رفت

---------------------------------------------------------------

پسره تو كلیسا نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر خیلی خوشگل  میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی ، پول دادی ، قیافه دادی ، خانواده خوب دادی... فقط ازت یه چیز دیگه میخوام... اونم یه شوهر خوبه ...یا حضرت مسیح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ هل نده زشته ، خودم میرم!

---------------------------------------------------------------

اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام میدن یا نه

---------------------------------------------------------------

غضنفر میره رستوران، گارسون میخواد بزارتش سر كار میگه: غذای امروز «كوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با «لیمو» است! غضنفر میگه : «كوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با چی

---------------------------------------------------------------

پسره ، دختر محلشون را نشون میکنه ، رفیقاش میان با سنگ میزنن

---------------------------------------------------------------

تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، میگن انگل داری

---------------------------------------------------------------

به دختره می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی كار می كنی می گه من فعلا می خوام درسمو ادامه بدم

---------------------------------------------------------------

دو تا دانمارکی با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق میدزدیدن

---------------------------------------------------------------

به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

---------------------------------------------------------------

عربه بلال می خوره تا صبح اذان می گه

---------------------------------------------------------------

یارو میره حرم داد می‌ زنه : آقایون شلوغ نكنید! حاجت ها قاطی‌ می‌شه! من پارسال اومدم ، حامله شدم

---------------------------------------------------------------

غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین

---------------------------------------------------------------

یك گاو نر دنبال یك گاو ماده می افته گاو ماده هی فرار می كرده دست آخر به یك كوچه می رسه كه بن بست بوده برمی گرده و با حالت درماندگی می گوید آخه چی از جون من می خوایی گاو نر می گه مااااااااااااااااااااااچ

---------------------------------------------------------------

یه پسره  به دختره میگه بوس میدی؟  میگه نه ! پسره میگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

---------------------------------------------------------------

یارو  زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین

---------------------------------------------------------------

یه بچه خوشگله ریش بزی میذاره ، گرگه میاد میخورتش

---------------------------------------------------------------

یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی میگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه میگه و میخنده .... سومی میگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

---------------------------------------------------------------

یارو ماشینش تو برف گیر میکنه زنجیر نداشته ،  سینه میزنه

---------------------------------------------------------------

دختر و پسره داشتن با هم قایم باشک  بازی میکردند ، دختره به پسره میگه تو چشم بگذار اونوقت من میرم قایم میشم ، اگه تونستی منو پیدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پیدا کنی من زیر راه پله قایم شدم ! 

-----------------------------------------------------------------

از یه بچه مشنگه میپرسن پس جواب خون شهدا را کی باید بده  ، میگه خب معلومه آزمایشگاه

-------------------------------------------------------------------

از یه لره میپرسن تو شما آدم مشهور هم هست میگه آره .... سوفیا لُره ! ، الیزابت تای لُر ، لُر و هاردی .... یه ماده شیمیائی هم هست که اختراع خودمونه بهش میگن کلُر

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشا ا... میره تو بانک وام بگیره ، ضامن نداشته منفجر میشه

----------------------------------------------------------------------

موفق باشین
آرینوس
  • ارسال نظر (1)
لیست توصیفنامه ها
16 اردیبهشت 87 - 17:24
بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهی خسته ، ناراحت و جدی . دكتر در حالی كه قیافه نگرانی به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم كه باید حامل خبر بدی براتون باشم , تنها امیدی كه در حال حاضر برای عزیزتون باقی مونده، پیوند مغزه ." "این عمل ، كاملا در مرحله أزمایش ، ریسكی و خطرناكه ولی در عین حال راه دیگه ای هم وجود نداره, بیمه كل هزینه عمل را پرداخت میكنه ولی هز ینه مغز رو خودتون باید پرداخت كنین ." اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته های دكتر گوش می كردن , بعد از مدتی بالاخره یكیشون پرسید :" خب , قیمت یه مغز چنده؟"; دكتر بلافاصله جواب داد :"5000$ برای مغز یك مرد و 200$ برای مغز یك زن ." موقعیت نا جوری بود , أقایون داخل اتاق سعی می كردن نخندند و نگاهشون با خانمهای داخل اتاق تلاقی نكنه , بعضی ها هم با خودشون پوز خند می زدند ! بالاخره یكی طاقت نیاورد و سوالی كه پرسیدنش آرزوی همه بود از دهنش پرید كه : "چرا مغز آقایون گرونتره ؟ " دكتر با معصومیت بچگانه ای برای حضار داخل اتاق توضیح داد كه : " این قیمت استاندارد مغزه ! ولی مغز خانمها چون استفاده میشه، خب دست دومه وطبیعتا ارزونتر !! . " این مطلب رو برای تمام خانمهای باهوشی كه به یه لبخند نیاز دارن بفرستین
__