__
لیست دوستان :: 39
لیست کلوبها :: 21
  • نام کلوب :سهراب سپهری
    نام انگلیسی : sohrab_sepehri
    تاسیس : 15 دی 1383
    13729 عضو ، 84 بحث ، 15 آلبوم ، 3 مقاله ، 4 لینک ، 1 نظرسنجی

    سهراب سپهری

  • نام کلوب :احمد شاملو
    نام انگلیسی : shamlou
    تاسیس : 10 دی 1383
    10422 عضو ، 89 بحث ، 31 آلبوم ، 14 مقاله ، 4 لینک ، 3 نظرسنجی

    احمد شاملو

  • نام کلوب :وبلاگ کیمیا
    نام انگلیسی : kimia
    تاسیس : 12 آبان 1385
    33 عضو ، 13 بحث ، 1 مقاله ، 7 لینک

    وبلاگ کیمیا

  • نام کلوب :شعر و ادبیات عرب
    نام انگلیسی : maghbaratoalshoaraaa
    تاسیس : 4 آذر 1384
    106 عضو ، 117 بحث ، 9 آلبوم ، 16 مقاله ، 1 لینک

    شعر و ادبیات عرب

  • نام کلوب :واقعیت یا زیبایی
    نام انگلیسی : 25655
    تاسیس : 5 خرداد 1385
    110 عضو ، 89 بحث ، 9 آلبوم ، 9 مقاله ، 1 لینک

    واقعیت یا زیبایی

  • نام کلوب :قدم زدن زیر بارون
    نام انگلیسی : walk_in_the_rain
    تاسیس : 10 تیر 1384
    4836 عضو ، 433 بحث ، 38 آلبوم ، 11 مقاله ، 5 لینک

    قدم زدن زیر بارون

از سوی کدامین
15 اسفند 86 - 16:38

val33.jpg

از سوی کدامین سو این باد عجیب آید

آشنا نمی نماید پیوسته غریب آید

قومی گمان بردند فیض است پی نقصان

سودش ستاند نادان نقصان به لبیب آید

یک شب سحر نگردید شام دگر به پا شد

خورشید برین وادی هرگز نه قریب آید

باران غم و اندوه موجی ز توفان شد

یک غصه نشد پایان یکصد ضریب آید

زندانی زور و زر از یاس خورد شلاق

پتیاره گیتی را گلشن به نصیب آید

اعجوبه عالم بین در مرگ قو و ققنوس

آن یک به تنهاهی دیگر به رعیب آید

از خوردن یک گندم اعجاز طبعیت بین

بر فرق سر آدم شیطان به رکیب آید

آزرم نکرد دشمن از خوردن خون خلق

گر دختر رز با ماست بر وجد رقیب آید

آزادگی را دشمن هم خالق و هم مخلوق

حلاج رود بر دار عیسی به صلیب آید


لیست توصیفنامه ها
12 مهر 87 - 03:09
تنهایی... هر شبی با یاد تو در بالین تنهایی ، من قطره قطره می میرم تا زندگی آلوده نشود!
10 مهر 87 - 18:10
تنها «آسمان تنها» زمین تنها و فضای شب تا خدا تا نا کجا تنها اختران هریک در جهان خویشتن تنها خانه سرد و خموش من با غم دیرین خود تنها ***** مرغ شب در شاخه سیب کهن تنها می سراید گرم و پر تاثیر گوییا دردی به دل دارد درد جانکاهی که می کاهد درونش را من میان کلبه محزون با درون خویشتن تنها همصدا با مرغک محزون می سرایم نغمه ی بی همصدایی را قصه فصل جدایی را ***** قلب من یخ بسته خاموش است در درونش برف می سازد خون به رگهایم یخ که می بندد از سیه سرمای جانسوز زمستان است از زمستان که چون پهنای تنهایی من سرد است وه زمستان است وه دلم بی همصدا تنهاست
9 مهر 87 - 02:12
مرا دریاب عشق ، عشق واژه یی عامترینی وه که بد نام ترینی *** از شفافیت رویایی صبح تا شبانی همه دود اندود از نفس های صمیمی نسیم تا هوای خفقان آور یک ظهر تموز از بهار همه جا سبز ترین تا زمستان تباهی غرور باغ از دل سرخ تر از خون شفق تا سیه قلب ترین دشمن گل های سحر همه می گویند: عشق عشق عشق ای تو سر سبز ترین واژه صدق ای تو معراج صمیمیت ها و تو ای اوج غرور ز چه بازیچه بازار شدی؟ ای تو گمگشته ز خویش همچو افسانه ی در خاطره های مرده راهی عمق لجنزار شدی *** من ترا از شفافیت رویایی آب از بهاری همه سبز از فضای همه آبی آبی یافته ام ای مرا هستی ای اوج غرور ای عشق تو مرا دریاب تو مرا دریاب...
__