لیست دوستان :: 22
لیست کلوبها :: 12
لیست توصیفنامه ها10 شهریور 86 - 21:19 | |
ازهمان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل ازهمان روزی که فرزندان ادم صدرپیغام آوران حضرت باری تعالی زهرتلخ دشمنی درخونشان جوشیده بودآدمیت مرده بودگرچه آدم زنده بودازهمان روزی که یوسف رابرادرهابه چاه انداختندازهمان روزی که باشلاق خون دیوارچین راساختندادمیت مرده بودگرچه آدم زنده بود بعددنیایی پرازآدم شدواین آسیاب هم گشت وگشت سالهاازمرگ آدم هم گذشت ای دریغا ادمیت برنگشت روزگارمامرگ انسانیت است سینه دنیازخوبیهاتهیست صحبت ازمهرومحبت ابلهی ست صحبت ازعیسی وموسی ومحمد نابجاست قرن موسی چون بهاست من که از پژمردن یک شاخه گل ازفغان یک قناری درقفس تی قاتلی بردار اشک درچشمان وبغضم درگلوست مرگ اوراازکجاباورکنم صحبت ازپژمردن یک برگ نیست وای جنگل رابیابان می کننددست خون آلودرادرپیش چشم خلق پنهان می کنندفرض کن مرگ قناری درقفس هم مرگ نیست فرض کن یک شاخه گل هم درجهان هرگزنرست فرض کن جنگل بیابان بودازروزنخست هیچ حیوانی به حیوانی نمی داردرواآنچه این نامردمان باجان انسان می کنند. |
22 آبان 85 - 18:58 | |
ea val kheyly khoobe |






















