| کلوب آی دی | endevafa ، سن کلوبی : 4 سال و 10 ماه و 20 روز |
| درباره من | از روز گار و گردش ایام خسته ام از آسمان آبی آرام خسته ام از بوستان و مثنوی و شعر رودکی حتی من از رباعی خیام خسته ام از جرو بحث حافظ و نیما و شعر نو از شیشه شراب و لب جام خسته ام از حالت کمان و سیاهی زلف یار از بی وفا نگار گل اندام خسته ام از داستان لیلی و مجنون عامری از بیستون و تیشه نا کام خسته ام از مستحب و واجب و از کار نیک و بد من از حلال و شبهه و دشنام خسته ام بیزارم از دو رویی و عشاق نامدار حتی من از تفکر و اوهام خسته ام از فلسفه، نجوم ریاضی و علم طب از هر چه علم و عالم بد نام خسته ام من از بهار و بوی گل و رنگ سرخ عشق از روی ماه و ساقی گلفام خسته ام دیر ی است لب ز شکوه فرو بسته ام ولی از هر چه آفتاب لب بام خسته ام |
| وضعیت | مرد26 ساله مجرد متولد 31/شهریور/1365 |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | Iran ، اصفهان ، Esfahan |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | ليسانس |
| اطلاعات اضافي | در پنجه غم شکار بودن عشق است بازیچه دست یار بودن عشق است در محکمه ای که یار قاضی باشد محکوم طناب دار بودن عشق است |
| قد | 180-185 |
| وزن | 65-70 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، جدي ، دوستانه |
| مد و ظاهر | متغيير ، جين ، راحت |
| تاریخ عضویت | 1 فروردین 1386 ساعت 13:27 |
| فعاليتها | به چه مشغول كنم دیده و دل را كه مدام دل تو را میطلبد دیده تو را میجوید |
| کتاب | چو آشنا به الفبای عشق چشم دلم شد ز درس و مدرسه و دفتر و كتاب گذشتم |
| موسيقي | همه خوشدل اینکه مطرب بزند به تار چنگی من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی |
| رشته | cOmpUtEr |
| در مورد کار من | به غیر عشق که از کار برده دست و دلم نمیرود دل و دستم به هیچ کار دگر |
| من در يک جمله ! | هر كه در سینه دلی داشت به دلداری داد
دل نفرین شده ماست كه تنهاست هنوز |
| مهمترين چيزها | زشت و زیبایی من از قلم صنع خداست گرچه زشتم تو به زیبایی خود یادم کن |
| رنگ مو | مشکي |
| رنگ چشم | قهوه اي |
| وضعيت بدني | معمولي |
| مشخصه اصلي | مدعي ! ، مهربان ، قدرت ، باهوش ، گپ زن |
| فرد مورد نظر آشنایی | یك دل به سینه دارم و یك شهر دلستان بازار من ز گرمی سودا شكسته است |
| فرد ايده آل زندگي | به هر گل میرسد میبوید این دل نمی دانم كه را میجوید این دل؟ |
| موارد غیر قابل تحمل | در جهان ده چیز دشوار است نزد آگهان کز تصور کردن ان می شود دل بی حضور ناز عاشق ، زهد فاسق، بذل ممسك ، هزل رذل عشق با معشوق بد شكل و نظر بازی كور لحن صوت بی اصولان، بحث علم ابلهان میهمانی به تكلیف و گدائی به زور |
| مهارتهاي شخصي | زدانش همین بس که نام تو دانم سوادم همین بس که نام تو خوانم |