__
لیست دوستان :: 12
لیست کلوب ها برای هیچکس مقدور نمی باشد.
می خواهم از خودم بنویسم برای تو !!
30 شهریور 87 - 08:28

می خواهم از خودم بنویسم برای تو

از اینکه سخت عاشقم و مبتلای تو

 

در هر غزل گریسته ام دوری تو را

خانم ببین چه کرده به من چشمهای تو

 

تو می وزی به هرغزل عاشقانه ام

مانده ست روی هرغزلم ردپای تو

 

می آفرینمت بااین واژه هاو بعد

سرمی نهم به شانه شعرم به جای تو

 

در خودمچاله می شوم و می روم زدست

یک شب اگرنفس نکشم درهوای تو

 

سرمی زنی به شعرمن ومینویسی اش

گم می شودصدای غزل درصدای تو

                    ................

بانوی چشم قهوه ای شعرهای من

بگذار از خودم بنویسم برای تو

 

 

لیست توصیفنامه ها
14 مرداد 87 - 18:57
حسین بیشتر از آب تشنه لبیك بود اما افسوس كه به جای افكارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی كردند .
9 مرداد 87 - 09:51
تو اجاق ِ همه چشمه‌ساران سحرگاه ِ تمام ِ ستاره‌گان و پرنده‌ی ِ جمله‌ی ِ نغمه‌ها و سعادت‌ها را به من می‌بخشی. تو به من دست می‌زنی و من در سپیده‌دم ِ نخستین چشم‌گشوده‌گی‌ی ِ خویش به زنده‌گی بازمی‌گردم. پیش ِ پای ِ منتظرم راه‌ها چون مُشت ِ بسته‌ئی می‌گشاید و من در گشوده‌گی‌ی ِ دست ِ راه‌ها به پیوسته‌گی‌ی ِ انسان‌ها و خدایان می‌نگرم. نوبرگی بر عشق‌ام جوانه می‌زند و سایه‌ی ِ خنکی بر عطش ِ جاویدان ِ رحم می‌افتد و چشم ِ درشت ِ آفتاب‌های ِ زمینی مرا تا عمق ِ ناپیدای ِ روح‌ام روشن می‌کند. □عشق ِ مردم آفتاب است اما من بی‌تو بی‌تو زمینی بی‌گیا بودم...
7 مرداد 87 - 21:55
بلبل را ببین که حتی در قفس هم می‌خواند. پروانه را ببین که حتی با وجود کوتاهی عمر، از پرواز دست نمی‌کشد. طاووس را ببین که زشتی پاهایش، افسرده‌اش نساخته. زرافه را ببین که هرگز گردن‌کشی نمی‌کند. کرم را ببین که بی‌دست و پا بودنش، او را از حرکت باز نداشته. جغد را ببین که شب‌ها چگونه به مراقبه مشغول است. عقاب را ببین که چگونه چشمانش را به هدفش دوخته است. سگ را ببین که تو نجس می‌خوانیَش اما او به تو وفادار مانده. گوسفند را ببین که چگونه قربانی خوشی‌ها و ناخوشی‌های توست. زنبور را ببین که چگونه از گل شهد برمی‌آورد و از دشمن دمار. لاک‌پشت را ببین که چگونه شجاعانه به جای لاک دیگران در لاک خود پنهان شده. پشه را ببین که چگونه غرور و عظمت تو را در هم می‌شکند و خشم نهفته‌ات را بیرون می‌ریزد. ماهی را ببین که چگونه سودای کرمی کوچک او را به دام می‌اندازد. اسب را ببین که چگونه از روی نجابت به ولی نعمت خود خدمت می‌کند. و کرکس را نبین که پیوسته در انتظار مرگ دیگران است. طوطی را نبین چرا که بی‌اندیشه هر گفته‌ای را تکرار می‌کند. کفتار را نبین چرا که خفت ریزه‌خواری می‌کشد. ملخ را نبین چرا که تاراجگر زحمات دیگران است. عنکبوت را نبین چرا که تنها به فکر بنای خانۀ خود است. عقرب را نبین چرا که در دشواری‌ها به جای حل مسئله، حلال مسئله را میکشد. و پرندگان را ببین که چگونه به هنگام آشامیدن، نظری نیز به آسمان دارند.
__