زمانی طعم خوشبختی و سعادت را میچشیدم واز جام محبت سیراب بودم زمانی زبان بلبلان شیدا و چکاوکان را می فهمیدم چرا که تکیه گاهی داشتم به استواری سخره های سنگی و به بلندی آماج دردل شکسته عاشق پریشان .
به یمن این پشتوانه زندگی را شیرین تفسیر می کردم.
نام زیبایت... در تمام لحظات زندگی بر زبانم جاریست.
هردم از روی تو نقشی زندم راه خیال
با كه گویم كه درین پرده چه ها می بینم