وقتی که گل در نمیاد ، سواری این ور نمیاد ، کوهو بیابون چیچیه ؟ ، وقتی که بارون نمیاد ، ابر زمستون نمیاد ، این همه ناودون چیچیه؟ ، حالا تو دست بی صدا ، دشنه ما شعر و غزل ، قصه مرگ عاطفه ، خوابای خوب فقط فقط ، انگار با هم غریبه ایم ، خوبی ما دشمنیه ، کاش منو تو می فهمیدیم، اومدنی؛ رفتنیه...تقصیر این قصه ها بود ، تقصیر این دشمنا بود ، اونا اگه شب نبودن سپیده امروز با ما بود.........
کسی حرف منو انگار نمی فهمه ، مرده زنده، خوابو بیدار نمی فهمه ، کسی تنهاییمو از من نمی دزده ،درد مارو درو دیوار نمی فهمه، واسه تنهایی خودم دلم می سوزه...قلب امروزیه من خالی تر دیروزه...............