| کلوب آی دی | ebrahimi_mr5 ، سن کلوبی : 2 سال و 1 ماه و 14 روز |
| درباره من | و چه پیوند صمیمت ها، که به آسانی یک رشته گسست. چه امیدی، چه امید؟ چه نهالی که نشاندم من و بی بر گردید. دل من می سوزد، که قناری ها را پر بستند، که پر پاک پرستو ها را بشکستند، و کبوتر ها را _ آه کبوتر ها را... و چه امید عظیمی به عبث انجامید. |
| وضعیت | مرد22 ساله مجرد متولد 31/شهریور/1369 |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | Iran ، کرمانشاه ، خودم هم تا آخر هفته نخواهم دانست |
| سيگار | ميکشم |
| زندگي با | تنها |
| تحصيلات | ديپلم دبيرستان |
| شغل | دانشجو |
| اطلاعات اضافي | كاری به كسی ندارم حرفمو می زنم از جانب داری خوشم نمی یاد همیشه یك شورشی دوست دارم بمونم آدم بدی نیستم در كل وبلاگ نویسی و روزنامه نگاری ام دوست دارم |
| اخلاق و برخورد | گوشه گير |
| صفحه وب | http://www.afar.mihanblog.com |
| تاریخ عضویت | 8 دی 1388 ساعت 02:26 |
| علایق | دل من در دل شب خواب پروانه شدن می بیند مهر صبحدمان داس به دست خرمن خواب مرا می چیند |
| فعاليتها | هنری سیاسی |
| کتاب | چنین گفت زرتشت دنیای صوفی بوف کور شناخت ادیان مالکیت در اسلام ......... |
| موسيقي | uaral emprium amon amarth نامجو کیوسک شمس |
| برنامه تلويزيون | ... |
| فيلمها | عشق و جنگ خاطرات یك گیشا .............. |
| غذا | یه چی كه سیرم كنه |
| رشته | برق |
| عنوان شغلي | دانشجو |
| من در يک جمله ! | در كوره راه گمشده ی سنگلاخ عمر
مردی نفس زنان تن خود می كشد به راه |
| رنگ مو | مشکي |
| رنگ چشم | قهوه اي |
| وضعيت بدني | وزن اضافي |
| موارد غیر قابل تحمل | مزخرف گویی سكوت بی جا از اون دسته آدمایی كه می گن عشق یعنی چی برو حال كن میخوام خفشون كنم محمود گاهی ام خودم |