__
لیست کلوب ها برای دوستان مقدور می باشد.
سلول کلوب !
11 اسفند 86 - 18:47

CELL.gif

لیست توصیفنامه ها
16 تیر 87 - 15:54
یـــه شب که خیلی خسته بودم همین جوری چشمامو بسته بودم سیاهی چشمام یه دفعه سر خورد یه دفعه مثل مرده ها خوابم برد تو خواب دیدم محشر کبری شده محکمه الهی بر پا شده خدا نشسته مردم از مرد وزن ردیف ردیف مقابلش وایستادن چرتکه گذاشته وحساب کتاب می کنه به بنده هاش عتاب خطاب می کنه می گه چرا اینهمه لج می کنید راه تونو بی خودی کج می کنید؟ ایه فرستادم که آدم بشید با دلخوشی کنار هم جمع بشید دل های غم گرفته رو شاد کنید با فکرتون دنیا رو آباد کنید عقل دادم برید تدبر کنید نه اینکه جای عقل رو کاه پر کنید من چقدر بهتون ماشا الله گفتم نیا فریده بارک الله گفتم من که هواتونو همیشه داشتم حتی یه لحظه تنهاتون نذاشتم اما شما بازی نکرده باختید نشستینو خدای جعلی ساختید هر کدوم از شما خودش خدا شد از ما و آیه های ما جدا شد یه جو زمین واین همه شلوغی این همه دین ومذهب دروغی حقیقتا" شماها خیلی پستین خر نباشین گاو رو نمی پرستین از توی جمع یکی بلند شد ایستاد بلند بلند هی صلوات فرستاد از اون قیافه های حق به جانب هم از خودی شاکی ، هم از اجانب گفت چرا هیچکی روسری سرش نیست؟ پس چرا هیچکی پیش همسرش نیست؟ چرا زنا اینجوری بد لباسن؟ مردای غیرتی کجا پلاسن؟ خدا بهش گفت به تمرگ حرف نزن اینجا که فرقی نداره مرد وزن یارو کنف شد ولی از رو نرفت حرف خدا از تو گوشش تو نرفت چشاش می چرخه نمی دونم چشه آها می خواد یواشکی جیم بشه دید یه کمی سرش شلوغه خدا یواش یواش شد از جماعت جدا با شکمی شبیه بشکه نفت یهو سرش رو پایین انداخت ورفت قراوولا بهش ایست دادن یارو وانستاد تا جلوش ایستادن فوری دراورد واسشون چک کشید گفت ببرید وصول کنید خوش باشید دلم برای حوری ها لک زده دیر برسم یکی دیگه تک زده اگه نرم حوریه دلگیر می شه تو رو خدا بزار برم دیر می شه قراول حضرت حق دمش گرم با رشوه خیلی کلون نشد نرم گوشای یارو رو گرفت تو دستش کشون کشون بردش یه جایی بستش رشوه حاجی رو ضمیمه کردن توی جهنم اونو بیمه کردن حاجی داشت بلند بلند غر می زد داشت روی اعصابا تلنگر می زد خدا گفت دیگه بس کن حاجی یه خورده هم حبس نفس کن حاجی این همه ادم ومعطل نکن بشین یه جا اینهمه کل کل نکن یه عالمه نامه داریم نخونده تازه هنوزکرات دیگه مونده نامه تو پر از کارای زشته کی گفته که جای تو،تو بهشته بهشت جای ادمای با حاله همین جوری بزارم بری محاله یادته که چقدر ریا می کردی؟ بنده های مارو سیاه می کردی؟ تا یه نفر دور وبرت می دیدی ؟ چه قدر والضالین رو می کشیدی؟ این همه که روضه ونوحه خوندی؟ یه لقمه نون دست کسی رسوندی؟ خیال می کردی ما حواسمون نیست نظم ونظام هستی کشکی کشکی است؟ هر کاری کردی بچه ها نوشتن می خوای برو خودت ببین تو زونکن خلاصه وقتی یارو فهمید اینه بازم نتونست که درست بشینه کاسه صبرش یهویی سر می رفت تا فرصتی پیش می یومد در می رفت قیامته اینجا عجب جاییه جون شما خیلی تماشاییه از یه طرف کلی کشیش آوردن کشون کشون همه رو پیش آوردن گفتم این ها رو که قطار کردن بیچاره ها مگه چیکار کردن؟ مامور گفت می گم بهت من الان مفسد فی الارض که می گن همینان گفت اینا بهشت فروشی کردن بی پدرا خدا رو جوشی کردن به نام دین حسابی خوردن اینا کفر خدا رو در آوردن اینا بد جوری ژاندارک و اینا چزوندن زنده توی اتیش اونو سوزوندن توی دنیا خدایی پیشه کردن خون گالیله رو تو شیشه کردن اگه بهش بگی کلاتو صاف کن می گه بشین واعتراف کن همیشه در حال نظاره بودن شما بگو اینا چیکاره بودن؟ خیام اومد یه بطری هم تو دستش رفت ویه گوشه ای گرفت نشستش حاجی بلند شد با صدای محکم گفت این آقا باید بره جهنم خدا بهش گفت تو دخالت نکن به اهل معرفت جسارت نکن تو چرا به خون این هلاکی این که نه مدعی داره نه شاکی نه گرد وخاکی کرده نه هیاهو نه عربده کشیده نه چاقو نه مال این ،نه مال اونو خورده فقط عرق خریده رفته خورده آدم خوبیه خودم هواشو داشتم اینجا خودم براش شراب گذاشتم یهو شنیدم ایست خبر دار دادن فرشته ها بلند شدن وایستادن حضرت اسرافیل از اون ور اومد رفت روی چار پایه وچند تا صور زد دیدم دارن تخت روون می یارن فرشته ها رو دوششون مییارن مونده بودم این کیه خدایا توی محشر واین کارا فکر می کنید داخل اون تخت کی بود؟ الان می گم یه لحظه اسمش چی بود؟ همون که کاراش عالی بود اون که تو دنیا مثل توپ صدا کرد همون که این لامپا رو اختراع کرد همون که کاراش عالی بود دیگه بگین بابا توماس ادیسون دیگه خدا بهش گفت دیگه پایین نیا یه راست برو پیش انبیا وقت رو تلف نکن زود برو به هر وسیله ای که شده برو از روی پل نرو یه وقت می افتی می گم هوایی ببرن ومفتی باز حاجی ساکت نتونست بشینه گفت مفهوم عدالت اینه؟ توماس ادیسون که مسلمون نبود؟ این بابا اهل دین وایمون نبود نه روضه رفته بود نه پای منبر نه شمر می دونست چیه نه خنجر یه رکعت هم نماز شب نخونده با سیم میم هاش شب را به صبح رسونده حرفای یارو که به اینجا رسید خدا یه آهی از ته دل کشید حضرت حق خودش رو جابه جا کرد یه کم به این حاجی نگاه نگاه کرد از اون نگاه های عاقل اندر سفیه اش رو باید بیارن اینور با این که خیلی خیلی خسته هم بود خطاب به بنده هاش دوباره فرمود شما عجب کله خرابی هستید بابا عجب جونو ورایی هستید شمر اگه بود ادلف هیتلر هم بود خنجر اگه بود روولور هم بود حیفه که ادم خودشو پیر کنه و سوزنش فقط یه جا گیر کنه می گه توماس من مسلمان نبود اهل نماز و دین وایمون نبود اولا" از کجا میگین این حرفو در بیارین کله زیر برفو اون منو بهتر از شما شناخته دلیلش هم این چیزاییه که ساخته درسته که گفتم عبادت کنید نگفتم به خلق خدمت کنید توماس نه بمبی ساخته نه جنگی کرده دنیا رو هم کلی قشنگ کرده من یه چراغ که بیشتر نداشتم اونم توآسمونا کار گذاشتم توماس تو هر اتاق چراغ روشن کرد نمی دونید چقدر کمک به من کرد تو دنیا هیچکی بی چراغ نبوده یا اگر هم بوده تو باغ نبوده خدا برا حاجی اتش افروخت دروغ چرا بگم براش دلم سوخت حاجی تو باورش چه قصرا ساخته اما به اینجا که رسیده باخته یکی می یاد یه هاله ای باها شه بهش می یاد که فرشته باشه اومد دست گذاشت رو دوشنم دهانش رو آورد کنار گوشم گفت تو که کله ات پر قرمه سبزی است وقتی نمی دونی بپرسی بد نیست اون که نشسته یه مقام والاست مترجم ورفیق حق تعالی است خود خدا نیست نماینده شه مورد اعتمادشه بنده شه خدای لم یلد که دیدنی نیست صداش با این گوشا شنیدنی نیست شما زمینی ها همش همینید اون ور میزی رو خدا می بینید همون جوری که می خواست پا بشه نم نم گفت پاشو باید بریم جهنم وقتی دیدم منم گرفتار شدم داد زدم یه دفعه بیدار شدم
__