لیست دوستان :: 29
لیست کلوبها :: 18
لیست توصیفنامه ها14 مهر 87 - 18:24 | |
مجددا مزاحمتون شدم
من فکر کردم واقعا شعرای خودمو می خواین..الان پست جدیدتونو دیدم گویا شوخی کرده بودین.
چون گاها چیزایی می نویسم..البته اگه بشه اسمشو شعر گذاشت..البته دوست ندارم اونا رو تو کلوب بزارم.
البته دو بیتی که مخصوص این کلوب سرودم توی بحث خوش امدید هست. |
14 مهر 87 - 18:20 | |
سلام خانم دکتر
صندوق پیامتون پر بود مجبور شدم اینجا مزاحمتون بشم..در رابطه با شعری که فرمودین..علاقه به نوشتن اون در پستهای کلوب ندارم..اگه ان هستین چند لحظهای مزاحمتون می شم.چون چند نکته ی دیگه هم می خوام خدمتتون عرض کنم.مرسی |
27 شهریور 87 - 17:26 | |
فاصله دخترک تا پیرمرد یک نفر بود، روی نیمکتی چوبی، روبروی یک آبنمای سنگی. پیرمرد از دختر پرسید: - غمگینی؟ - نه. - مطمئنی؟ - نه. - چرا گریه می کنی؟ - دوستام منو دوست ندارن. - چرا؟ - چون قشنگ نیستم - قبلا اینو به تو گفتن؟ - نه. - ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم. - راست می گی؟ - از ته قلبم آره دخترک بلند شد پیرمرد رو بوسید و به طرف دوستاش دوید، شاد شاد. چند دقیقه بعد پیرمرد اشک هاشو پاک کرد، کیفش رو باز کرد، عصای سفیدش رو بیرون آورد و رفت |


















