لیست کلوبها :: 65از نثر های رحیم(نظر یادتون نره) 3 تیر 87 - 17:34 |
بیا باهم شادی کنیم بیا با هم بخونیم ، بیا با هم بمونیم بیا بریم دوون دوون ، به باغ رویا ، به باغ آسمون ، به باغ ستاره ها ، به باغ رنگین کمون به آسمون نگاه بکن ، به حرکت ابرای تیره و ضمخت بیا تا چشم به راه بارون باشیم . قدم زدن تو بارونو دوست دارم . بیا و بریم بارونو محکم بگیریم تو آغوشمون بیا با بادهای سرد پاییزی ، تو باغ خسته و غمگین ، رو برگای خشک و رنگین ترانه ها بخونیم و برقصیمو بخندیم . لبخندی از عشق و امید نثار برگا بکنیم شادیهامونو کادو کنیم و به باغمون هدیه کنیم. بیا با سرعت باد ، بریم به سمت دریا ، بریم به قعر رویا بیا بریم تو دریا شنا کنیم ، شادیمونو با ماهیا قسمت کنیم ، غمهامونو سوا کنیم . با ماهیا برقصیم و با صدفا بخندیم . مرواریدای دلمونو هدیه بدیم به صدفای کوچولو ، به صدفای خسته به صدفای تنها بیا بریم دوون دوون ، به سمت جنگل و کوه ، به سمت هیبت و شکوه به سمت البرز ، دماوند ، الم کوه .... بیا بریم بالای کوه تا پروازو حس بکنیم همپای پروانه ها ، همراه گنجشککا ، برقصیم و بخندیم ، تو آسمونه خدا اون بالا ، بالا بالاها ، غمهامونو فنا کنیم ، شادیمونو حاشا کنیم با هم دیگه پر بزنیم ، چون دو کبوتر عشق . پر بزنیم تو رویا ، بپریم روی ابرا دلامونو حس بکنیم ، عشقمونو خالص کنیم. با هم دیگه برقصیم ، با هم دیگه بخندیم دستامونو قلاب کنیم ، دلامونو بی تاب کنیم . بیا با هم ثواب کنیم ، مهرمونو حباب کنیم .... فوت بکنیم حبابارو ، مهر مونو ثوابارو راهیه قصه ها کنیم ، درمون غصه ها کنیم غصه ها رو نابود کنیم ، اندوه و درد و دود کنیم ... بیا بریم به شادی شاپرکا خیره بشیم ، چه با نشاط و پر شور ، پر می زنند تو آسمون بیا با هم مثل اونا ساده و بی ریا باشیم ، برقصیم و شادی کنیم فارغ از این دنیا باشیم کبوترای عاشقو نگاه بکن تو آسمون ، چه نغمه هایی سر دادند ، چه بی ریا چه بی غرور ، از عاشقی خبر دادند. بیا ما هم مثل اونا ، ترانه هایی از امید ، از عشق و از صبح سپید ، بخونیم و شادی کنیم ، برقصیم و بازی کنیم . بیا بریم به باغمون ، بهارو تقدیمش کنیم ، پاییزو از اون بگیریم ،شادیو تقدیمش کنیم به دور اون درختا بگردیم و بگردیم شادی کنیم ، برقصیم و برقصیم ، بازی کنیم درختا رو شاد کنیم ، از عشقمون یاد کنیم دلامون به همدیگه هدیه کنیم ، با عشق و با محبت ، به همدیگه تکیه کنیم ... ... هوا داره تاریک میشه ، بیا بریم بالای اون سنگ بزرگ کنار هم بشینیم و ستاره هارو بشمریم ستاره هارو قسمت بکنیم ، یکی برا تو یکی برا من با هر شمارشی بیا دستامونو به همدیگه فشار بدیم . مهرمونو به همدیگه نثار کنیم تو آسمون ستاره ای زیبا تر از تو ندیدم شمردنو رها کردم ، صورت تو نگاه کردم چه خوشگل و چه زیبا ، چه پر نور ، عین ماه تو همچنان می شمردی و من همچنان خیره به تو غرق نگاه تو شدم ، غرق صدای تو شدم ، غرق لبای تو شدم ، غرق صفای تو شدم دستاتو محکم فشردم ، قلبمو به تو سپردم ، بوسه زدم به دستات ، دست کشیدم به موهات ... تو همچنان می شمردی و من غرق در تفسیر تو ... |











