__
لیست دوستان :: 222
لیست کلوبها :: 151
  • نام کلوب :سهراب سپهری شاعر-نقاش
    نام انگلیسی : sohrab
    تاسیس : 20 مرداد 1385
    196 عضو ، 13 بحث ، 40 آلبوم ، 2 مقاله

    سهراب سپهری شاعر-نقاش

  • نام کلوب :مشکی
    نام انگلیسی : meshki2
    تاسیس : 30 تیر 1385
    198 عضو ، 46 بحث ، 16 آلبوم ، 1 مقاله ، 2 لینک ، 1 نظرسنجی

    مشکی

  • نام کلوب :زیبا شهر ***شهر عشق
    نام انگلیسی : zibayeshahre0eshgh
    تاسیس : 6 خرداد 1384
    1543 عضو ، 122 بحث ، 26 آلبوم ، 83 مقاله ، 5 لینک ، 5 نظرسنجی

    زیبا شهر ***شهر عشق

  • نام کلوب :لینوکس
    نام انگلیسی : linux
    تاسیس : 1 بهمن 1383
    2571 عضو ، 381 بحث ، 9 آلبوم ، 7 مقاله ، 5 لینک

    لینوکس

  • نام کلوب :یا هو مسنجر
    نام انگلیسی : yahoo
    تاسیس : 22 اسفند 1383
    3579 عضو ، 508 بحث ، 2 آلبوم ، 3 مقاله

    یا هو مسنجر

  • نام کلوب :جنیفرلوپز
    نام انگلیسی : jeniferlopez
    تاسیس : 27 دی 1383
    6050 عضو ، 386 بحث ، 3 آلبوم ، 4 لینک

    جنیفرلوپز

4 اردیبهشت 86 - 22:30

بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم

در نهان خانه ی جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ی ماه فرو ریخته در آب

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید تو به من گفتی:

« از این عشق حذر كن!

لحظه ای چند بر این آب نظر كن

آب آیینه ی عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا كه دلت با دگران است

تا فراموش كنی چندی از این شهر سفر كن!»

با تو گفتم: «حذر از عشق؟ ندانم

سفر از پیش تو ؟هرگز نتوانم،

                               نتوانم

روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم...»

باز گفتم كه:« تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق  ندانم،نتوانم!»

اشكی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت...

اشك در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم

پای دردامن اندوه كشیدم

نگسستم، نرمیدم

رفت در ظلمت غم،آن شب و شب های دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كنی دیگر از آن كوچه گذر هم...

بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم!

 

                                   فریدون مشیری

 

 

 

 

 

 

لیست توصیفنامه ها
1 اردیبهشت 87 - 02:15
عشق خام می گوید:تو را دوست دارم چون به تو نیاز دارم ولی عشق متعالی میگوید:من به تو نیاز دارم چون تو را دوست دارم
5 بهمن 86 - 16:22
برای خریدن عشق هر که هرچه داشت آورد دیوانه هیچ نداشت و گریست گمان کردم چون هیچ ندارد می گرید اما هیچ کس ندانست که بهای عشق اشک است و بهای اشک عشق
5 بهمن 86 - 16:21
دله هیچ کس نمی سوزد برای حال غمناکم مگر سوزد همان شمعی که می سوزد سر خاکم همه شادند به غیر از من که غمناکم منم روزی شوم شادان که لاله روید از خاکم من این دنیای فانی را به لبخند تو می بخشم من این جان عزیزم را به دیدار تو می بخشم نه دولت از خدا خواهم نه راحت از جهان خواهم اگر گویند که را خواهی فقط گویم تو را خواهم
__