__
لیست دوستان :: 50
لیست کلوبها :: 44
  • نام کلوب :متولدین بهمن
    نام انگلیسی : bahman
    تاسیس : 20 دی 1383
    6161 عضو ، 82 بحث ، 8 آلبوم ، 27 مقاله ، 3 لینک ، 8 نظرسنجی

    متولدین بهمن

  • نام کلوب :اورکات
    نام انگلیسی : orkut
    تاسیس : 19 دی 1383
    18335 عضو ، 699 بحث ، 4 آلبوم ، 30 مقاله ، 5 لینک

    اورکات

  • نام کلوب :كوه نوردی
    نام انگلیسی : climbing1
    تاسیس : 16 دی 1383
    3748 عضو ، 586 بحث ، 3 آلبوم ، 3 مقاله ، 3 لینک

    كوه نوردی

  • نام کلوب :ایران اسکی
    نام انگلیسی : iranski
    تاسیس : 29 دی 1383
    406 عضو ، 50 بحث ، 24 مقاله ، 16 لینک

    ایران اسکی

  • نام کلوب :كوه و تور
    نام انگلیسی : kooh_tour
    تاسیس : 30 دی 1383
    1784 عضو ، 276 بحث ، 3 آلبوم ، 64 مقاله ، 5 لینک

    كوه و تور

  • نام کلوب :اسکی
    نام انگلیسی : ski
    تاسیس : 30 دی 1383
    2690 عضو ، 123 بحث ، 3 آلبوم ، 1 مقاله

    اسکی

لیست توصیفنامه ها
2 بهمن 86 - 08:34
سلام بر دوست گلم حاجیه خانوم مینای عزیز ... ... تولدت رو تبریك عرض می كنم و امیدوارم كما فی السابق عضوی دوست داشتنی و مهربان در خانه و خانواده و دوستی صمیمی و مفید برای نزدیكان و ما باشی ... این شعر زیبا تقدیم به تو که بهترین خواهر دنیایی .... مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو تک و تنها، به تو می اندیشد و کمی، دلش از دوری تو دلگیر است.... مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که چشمش ، به رهت دوخته بر در مانده و شب و روز دعایش اینست؛ زیر این سقف بلند، هر کجایی هستی، به سلامت باشی و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد... مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که با تو تک و تنها، با تو پر اندیشه و شعر است و شعور! پر احساس و خیال است و سرور! مهربانم، ای یار، یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که با تو، به خداوند جهان نزدیک است و به یادت، هر صبح، گونه سبز اقاقی ها را از ته قلب و دلش می بوسد و دعا می کند این بار که تو با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی و پر از عاطفه و عشق و امید به شب معجزه و آبی فردا برسی… ............................................ شاعر: مهین رضوانی فرد
18 تیر 85 - 23:34
وقتی شبیه اینه ها مهربان شدی من یک ستاره ماندم و تو کهکشان شدی غمگین و دلشکسته به راهت نشسته ام از آن شبی که خاطره ای بی نشان شدی با من سخن بگو که منم اشنای تو ای آشنا که با دل من همزبان شدی می بینمت که پشت تن بوته های یاس پروانه خیال مرا آشیان شدی وقتی نشست مهر نگاهت به جان من چون عشق در خزان دلم جاودان شدی
__