لیست دوستان :: 721 آذر 85 - 11:35 |
|
لیست توصیفنامه ها15 بهمن 85 - 06:03 | |
دلم میگه داد بزنم اسمت و فریاد بزنم
با عشقم پیش عاشقا رو دست فرهاد بزنم
عاشق شدم تو بی کسی دیدم که تو هم نفسی
قبل از اونکه داد بزنم تویی به دادم می رسی
با جمله دوست دارم سکوت و غم رو بشکنم
رو هرچی اسم بی وفاست یه خط مبهم بکشم
از شیشه مهر و وفا سر بکشیم لطف و صفا
سر بزنیم به سجده گاه با عشق به درگاه خدا
شکر تنمون سلامته عشق پاکمون عبادته
تو رسم راه بندگی این بهترین سعادته
|
6 بهمن 85 - 22:54 | |
تشنه کو؟ تشنه کدام؟
گفت آن رب حکیم، آسمانها و زمین،
چون دل سنگ سیاه، بسته بود از همه سو...
دل آن سنگ شکافت، آب جوشید از آن دامن سنگ ، پر شد آنجا ز حیات...
تشنگان را چو حیات است به آب
آب چون زندگی است ... اندر آب است حیات...
و تو ای خون خدا، با من این راز بگو :
كه در آن روز جفا .... تشنه كو؟ تشنه كدام؟
با من این راز بگو...
زندگی باز گرفت، شرف و عزت و عشق،
اندر آن شام سیاه ... با تو ای خون خدا...
مرد آزاده در آن شام سیاه، نور ره گم شده بود،
شبچراغی در دست، انتظاری در چشم...
تا كه خورشید دمید ، گرچه بر نیزه كین،
گشت آن شام سیاه، ناگهان صبح سپید...
تشنگان را چو حیات است به آب ...
آب چون زندگی است ... اندر آب است حیات...
مانده در حیرت سخت، مركب عقل سوار،
اندر آن روز جفا... تشنه كو؟ تشنه كدام؟
اندر آن روز جفا... آب در نزد كه بود؟؟
كام محتاج به آب، در كدامین سو بود؟
نزد اصحاب حسین؟ یا كه در لشكریان؟؟
آب در نزد تو بود، كه حیات از تو گرفت،
شرف و عزت و عشق
نور در دامن تو، كه از آن دامن نور،
گشت آن شام سیاه، ناگهان صبح سپید... گرچه بر نیزه كین...
چه كسی دیده در این دیر كهن، تشنگی را در رود؟
من در آن روز جفا... آب در شط فرات،
دیده ام تشنه به رود... تشنهی كام حسین... تشنه ی كام حسین ..
و تو ای خون خدا، با من این راز بگو : كه در آن روز جفا ...
تشنه كو؟ تشنه كدام؟....
|


















