لیست دوستان :: 84
لیست کلوبها :: 119امام حسن مجتبی (ع) 5 مهر 86 - 18:50 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||
ای مولود خجسته رمضان!
ای بدر تمام ماه خدا!
تو تنهاترین فرزند رمضانی و آسمان، در پیشگاه كرم و بخشش تو، با این همه ابرهای باران زایش، گمشده ای غریب بیش نیست.
رسول رحمت، تو را بر شانه های خویش سوار می كرد و بر تو مباهات مینمود.
تو ادامه محمد (ص) و كرانه علی (ع) هستی.
تو امام مایی و ما مُرید و دلداده تو.
و اینك در بهار شكفتن تو، در فصل خدا، بر خود از رهبری تو می بالیم و بر نامت كه زینت همه خوبی ها و نیكی هاست، افتخار می كنیم. نكته آموزنده
امام مجتبى (ع) گاهى مبالغ توجهى پول را، یكجا به مستمندان می بخشید، به طورى كه مایه شگفت واقع می شد. نكته یك چنین بخشش چشمگیر این است كه حضرت مجتبى (ع) با این كار براى همیشه شخص فقیر را بى نیاز می ساخت و او می توانست با این مبلغ، تمام احتیاجات خود را برطرف نموده و زندگى آبرومندانه اى تشكیل بدهد و احیاناً سرمایه اى براى خود تهیه نماید. امام روا نمی دید مبلغ ناچیزى كه خرج یك روز فقیر را بسختى تأمین می كند، به وى داده شود و در نتیجه او ناگزیر گردد براى تامین روزى بخور و نمیرى، هر روز دست احتیاج به سوى این و آن دراز كند.
خاندان علم و فضیلت
روزى عثمان در كنار مسجد نشسته بود. مرد فقیرى از او كمك مالى خواست. عثمان پنج درهم به وى داد. مرد فقیر گفت: مرا نزد كسى راهنمایى كن كه كمك بیشترى به من بكند. عثمان به طرف حضرت مجتبى و حسین بن على (ع) و عبدالله جعفر، كه در گوشه اى از مسجد نشسته بودند، اشاره كرد و گفت: نزد این چند نفر جوان كه در آنجا نشسته اند برو و از آنها كمك بخواه.
وى پیش آنها رفت و اظهار مطلب كرد. حضرت مجتبى (ع) فرمود: از دیگران كمك مالى خواستن، تنها در سه مورد رواست: دیه اى (خونبها) به گردن انسان باشد و از پرداخت آن بكلى عاجز گردد، یا بدهى كمر شكن داشته باشد و از عهده پرداخت آن برنیاید، و یا فقیر و درمانده گردد و دستش به جایى نرسد. آیا كدام یك از اینها براى تو پیش آمده است؟
گفت: اتفاقاً گرفتارى من یكى از همین سه چیز است. حضرت مجتبى (ع) پنجاه دینار به وى داد. به پیروى از آن حضرت، حسین بن على (ع) چهل و نه دینار و عبدالله بن جعفر چهل وهشت دینار به وى دادند.
فقیر موقع بازگشت، از كنار عثمان گذشت. عثمان گفت: چه كردى؟ جواب داد: از تو پول خواستم تو هم دادى، ولى هیچ نپرسیدى پول را براى چه منظورى می خواهم؟ اما وقتى پیش آن سه نفر رفتم یكى از آنها (حسن بن على) در مورد مصرف پول از من سوال كرد و من جواب دادم و آنگاه هر كدام این مقدار به من عطا كردند.
عثمان گفت: این خاندان، كانون علم و حكمت و سرچشمه نیكى و فضیلتند، نظیر آنها را كى توان یافت؟
بخشش بى نظیر
حسن بن على (ع) تمامى توان خویش را در راه انجام امور نیك و خداپسندانه، به كار می گرفت و اموال فراوانى در راه خدا می بخشید. مورخان و دانشمندان در شرح زندگانى پرافتخار آن حضرت، بخشش بى سابقه و انفاق بسیار بزرگ و بى نظیر ثبت كرده اند كه در تاریخچه زندگانى هیچ كدام از بزرگان به چشم نمی خورد و نشانه دیگرى از عظمت نفس و بی اعتنایى آن حضرت به مظاهر فریبنده دنیا است. نوشته اند:
«حضرت مجتبى (ع) در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایى خود را در راه خدا خرج كرد و سه بار ثروت خود را به دو نیم تقسیم كرده و نصف آن را براى خود نگهداشت و نصف دیگر را در راه خدا بخشید.»
مالک ![]() Asalamoalaka ya Hazrat Imam Hassan a.s.
1. Praise & Eulogy is for Allah who hears the conversation of who so ever talks & if he remains silent (then) He knows whatever is there in his interior (soul). And who ever lives , his sustenance is upon Allah & who so ever dies his resurrection is with Allah. (BIHAR UL ANWAR , VOL 78 , P-112).
2. Oh my son ! do not become the companion of anyone ( & don't befriend) but when you come to know about the places he comes & goes to (visits). And after you have minutely observed (his character) & got pleased with his association & social conduct then acquire his company , on the basis of forgiving the faults & (extending) consolation during the hardships. (TUHFUL AQOOL , P-233).
3. The most sighting eye is the one which penetrates (views) into the blessings & beneficences . And the most auditory ear is the one which takes in (comprehends & retains) admonition , & gets benefited by it. The healthiest of hearts is the heart which is pure from doubts. (TUHFUL AQOOL , P-225).
4. A person asked him ", what is fear ? He said , " to have courage upon friend & recoiling from the enemy ". (TUHFUL AQOOL , P-225).
5. Do not make haste in punishing the sinner for his sin & let a way (passage) between the two (fault & punishment) excuse & apology. (BIHAR UL ANWAR , VOL 78 , P-113).
6. All the beneficences of both the worlds come to the hand & are achieved by the mind (wits) . (BIHAR UL ANWAR , VOL 78 , P-111).
7. There is no poverty like the ignorance .
8. Teach others your knowledge & learn knowledge of others so you will bring your knowledge to perfection & learn something which you do not know . (BIHAR UL ANWAR , VOL 78 , P-111).
9. A person asked him , " What is generosity & magnanimity ' He replied , " To secure & protect the religion , & respecting one's soul , (self respect) & softness of conduct (gentleness in behavior) & permanency of favour & kindness & the discharging of rights . (BIHAR UL ANWAR , VOL 78 , P-102).
10. I have not seen a cruel one more similar & resembling with an oppressed & wronged one than the jealous. (BIHAR UL ANWAR , VOL 78 , P-111).
11. Nice conduct & behavior with people is the height of intelligence & wits . (BIHAR UL ANWAR , VOL 78 , P-111).
12. Brother hood is loyalty in hardship & comfort. (BIHAR UL ANWAR , VOL 78 , P-114).
13. Deprivation is abandoning your share which has been offered to you . (BIHAR UL ANWAR , VOL 78 , P-115).
14. A man asked him , ' what is munificence & bounty ? " He replied , " to begin with granting before being asked for ." (TUHFUL AQOOL , P-225).
15. There is a distance of 4 fingers between the right & false hood (eyes & ears ) .What you saw with your eyes that is right ,.And you have heard plenty number of false & utter things through your ears . (TUHFUL AQOOL , P-229).
16. Do not struggle hard like a successful (searcher) of material & do not depend upon destiny like those who surrender to it (Neither greed nor laziness). Because seeking the grace (of God) is a sunnah (tradition) & not being greedy in seeking sustenance repulsion nor greed attracts grace (plenty fullness & wealth ). ( Adopt the middle one of the 2 ways ). (TUHFUL AQOOL , P-233).
17. No nation counseled but that they were guided toward their progress. (aims of achieving prosperity affluence , success , & maturity & couplet ion.) (TUHFUL AQOOL , P-233).
18. He Describing the virtues of a pious companion said , " He was greater than the other people in my eyes . The loftiest virtue which had made him great in my eyes (opinion , view) is that the world was small (valueless) in his eyes. He had attained freedom from the domination of ignorance . And never begged from anyone , except the trust worthy person , for a benefit. He did not complain & did not get enraged & furious & was not put out of patience . (by weariness or annoyance). Most of the times he remained silent but when he opened up his lips to talk he would be at the zenith of all the speakers . He was weak & feeble but when it came to struggle & strife he was a fierce lion. He was more inclined to lend ear in the gathering of scholars than talk. If some one overcame him in speech , no one could overcome him in silence . He never said what he did not practice (but) practiced what he did not say .When he was confronted with 2 matters that he did not know which one of those was nearer to his desire so he would oppose it. He did not blame anyone for the works where in there was room for excuse , in similar cases . (TUHFUL AQOOL , P-234).
19. Who ever loves the world (material ) the fear of here after gets out (finishes) from his heart . (LYAL AL EKHBAR VOL1, P-51).
20. Ignorant is the one who is foolish about his wealth . (regarding spending it ). who is slack & negligent about his honour , when he is abused & reviled , he does not respond. (BIHAR UL ANWAR , VOL 78 , P-115).
خاطرههایی از جبهه ان الصلوة تنها ... نه اینکه اهل نماز جماعت و مسجد نباشد، بلکه گاهی همینطوری به قول خودش برای خنده، ویرش میگرفت و بعضی از بچههای ناآشنا را دست به سر میکرد، ظاهراً یک بار همین کار را با یکی از دوستان طلبه کرد، وقتی صدای اذان بلند شد آن طلبه به او گفت:نمیآیی برویم نماز؟پاسخ میدهد:«نه، همینجا میخوانم» آن بنده خدا هم از فضایل نماز جماعت و مسجد برایش گفت او هم جواب داد:«خود خدا هم در قرآن گفته:«انالصلوه تنهاء...» تنهی، حتی نگفته دوتایی، سهتایی. و او که فکر نمیکرد قضیه شوخی باشد یک مکثی کرد به جای اینکه ترجمه صحیح را به او بگوید، گفت:«گفته، «تنها» یعنی چند نفری، نه تنها و یک نفری و بعد هردو با خنده برای اقامه نماز به حسینیه رفتند. یک دقیقه سکوت ... یکی از روحانیون که سابقه زیادی در حضور در جبهه داشت یک شب پس از پایان نماز عشاء و خواندن دعای توسل گفت:«عزیزان سرها را روی سجده بگذارید من یک دقیقه سکوت میکنم خودتان با خدا دردو دل کنید».در حالیکه صدای مناجات بچهها بلند بود، ناگهان نفرات اول صف شروع به خندیدن کردند کم کم در آخر مسجد نیز صدای خنده بلند شد، همه فهمیدند که آقا همه را سر کار گذاشته بود و در حالیکه همه در سجده بودند، رفته بود. __._,_.___ خوشا بحال روزه دارانقال رسول الله صلى الله علیه و آله
طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذین یشبعون یوم القیامة
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شدهاند اینان در روز قیامتسیر مىشوند.
وسائل الشیعه، ج 7 ص 299، ح2.
مژده به روزهداران قال الصادق علیه السلام
من صام لله عزوجل یوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك یمسحون وجهه و یبشرونه حتى اذا افطر.
امام صادق علیه السلام فرمود:
هر كس كه در روز بسیار گرم براى خدا روزه بگیرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مىگمارد تا دستبه چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.
الكافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247
شادى روزه دار قال الصادق علیه السلام
للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه
امام صادق علیه السلام فرمود:
براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:
1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قیامت)
وسائل الشیعه، ج 7 ص 290 و 294 ح6 و 26.
بهشت و باب روزهدارن
قال رسول الله صلى الله علیه و آله
ان للجنة بابا یدعى الریان لا یدخل منه الا الصائمون.
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
براى بهشت درى استبنام (ریان) كه از آن فقط روزه داران وارد مىشوند.
وسائل الشیعه، ج 7 ص 295، ح31.
معانى الاخبار ص 116
دعاى روزهداران
قال الكاظم (علیه السلام)
دعوة الصائم تستجاب عند افطاره
امام كاظم (علیه السلام) فرمود:
دعاى شخص روزهدار هنگام افطار مستجاب مىشود.
بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.
بهار مومنان
قال رسول الله (صلى الله علیه و آله)
الشتاء ربیع المومن یطول فیه لیله فیستعین به على قیامه و یقصر فیه نهاره فیستعین به على صیامه.
رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:
زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانىاش براى شب زندهدارى واز روزهاى كوتاهش براى روزه دارى بهره مىگیرد.
وسائل الشیعه، ج 7 ص 302، ح 3.
بسم الله الرحمن الرحیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ (3) وَلَمْ یَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ (4)ترجمه:بگو : حقیقت این است كه خدا یگانه است .«1»
خداست كه هر چیزى به او نیازمند است و خود از همه چیز بى نیاز است .«2»
از این روى نه فرزندى آورده و نه زاده كسى است .«3»
و هیچ كس همتا و همانند او نبوده است .«4» ن1:آنچه پس از سوره حمد در نماز واجب است خوانده شود خواندن یکی از سوره های قرآن است .
و ما درادامه بحث نماز در قرآن سوره توحید را که شامل معارف بسیار والایی است ،می آوریم.
ن2: (داخل پرانتز)تقریبا اکثر عبادت هابا یک" اگر"همراهند.مثال:
روزه:اگر مریض ویا مسافرویا پیر نبودی روزه یر تو واجب است
زکات: اگر آن موارد هشتگانه به حد نصاب شرعی رسید....
خمس: اگر از مخارج سالت چیزی اضافه آمد....
حج:اگرتوانایی مالی و بدنی و....داشتی برو به حج
ولی.... نماز تنها واجب الهی است که در هر شرایطی باید اقامه شود
و اما متن اصلی این پست سیماى سوره توحید
شناسنامه خدای اسلام
برخى از اهل كتاب و مشركان، از پیامبر خواستند كه خدایت را براى ما معرفى كن؛ این سوره كه به منزله شناسنامه خداوند است، نازل شد و خداوند را از داشتن پدر و مادر یا فرزند و همسر و یا شبیه و شریك، پاك و منزه دانست.
یگانگی خداوند
این سوره شامل خالصترین عقاید توحیدى است، از این رو سوره توحید و اخلاص نام گرفته است.
در فضیلت این سوره، روایات بسیارى وارد شده است كه به برخى از آنها اشاره مىشود
*****
در هر شبانه روز، لااقل یكبار این سوره را در نمازهاى خود بخوانید و پس از آن بگویید: «كذلك اللّه ربّى
: پروردگار من چنین است.» (البته برخی این جمله را پس از قرائت سوره های دیگر نیز می خوانند
که بی معنی است)
ولایت امیر المومنین
به گفته روایات، این سوره در اهمیّت، به منزله یك سوم قرآن است. یك بار تلاوت آن، برابر تلاوت یك سوم
قرآن و دوبار تلاوت آن، معادل دو سوم و سه بار تلاوت آن برابر تلاوت كل قرآن است.
رسول خداصلى الله علیه وآله فرمود: سوره توحید مثل على بن ابىطالب است كه هر كس او را قلباً
دوست دارد یك سوم ایمان را داراست و هر كس با قلب و زبان دوست بدارد دو سوم ایمان را دارد و هر
كس با قلب و زبان و اطاعت در عمل، همراه او باشد ایمانش كامل است.
تلاوت این سوره به عنوان یكى از تعقیبات نماز به شمار آمده و در روایات مىخوانیم: هركس تلاوت آن را
بعد از هر نماز ترك نكند، خداوند خیر دنیا و آخرت را به او مىدهد و او و والدین و فرزندانش را مىآمرزد.
معارف عمیق سوره توحید و انسان های ژرف اندیش
امام سجادعلیه السلام فرمود: چون خداوند مىدانست كه در دوره آخر الزمان گروهى دقیق و عمیق
خواهند آمد، سوره توحید و شش آیه اول سوره حدید را نازل فرمود. تلاوت این سوره به شش سمت،
سبب حفظ شدن انسان از خطرات و ایمن شدن از حوادث مىگردد.
ادامه دارد....
منبع: تفسیر نور ج12 اثر گرانقدرمفسر و معلم قرآن جناب آقای قرائتی
نماز در اتاق ژنرال - روایتی از شهید عباس بابایی دوره خلبانی من در آمریکا تمام شده بود و بهترین نمرات را در امتحانات پروازی بدست آورده بودم ولی بخاطر گزارشهایی که در پرونده ام وجود داشت،گواهی نامه خلبانی برایم صادر نمیشد.سرانجام روزی به دفتر رئیس دانشگاه،که یک ژنرال آمریکایی بود،احضار شدم.به اتاقش رفتم و احترام گذاشتم.او از من خواست که بنشینم.پرونده ام در مقابل او روی میز بود.ژنرال آخرین فردی بود که باید نسبت به قبول یا رد شدنم در خلبانی نظر میداد.او پرسش هایی کرد که من پاسخ دادم.از سوالهای ژنرال بر می آمد که نظر خوبی نسبت به من ندارد.ناگهان در اتاق به صدا درآمد و منشی ژنرال وارد شد و پس از احترام از او خواست تا برای کار مهمی از اتاق خارج شود.با رفتن ژنرال من مدتی در اتاق تنها ماندم،به ساعتم نگاه کردم،وقت نماز ظهر بود.با خود گفتم ای کاش در اینجا نبودم و میتوانستم نمازم را در اول وقت بخوانم.انتظارم برای آمدن ژنرال طولانی شد.اندیشیدم که هیچ کاری مهمتر از نماز نیست.با خود گفتم خوب است نمازم را همین جا بخوانم.تا پیش از آمدن ژنرال خواندن نمازم،تمام شده باشد.به گوشه ای از اتاق ژنرال رفتم و روزنامه ای را که در آنجا بود برداشتم و روی زمین پهن کردم.مهرم را از جیب درآوردم و مشغول خواندن نماز شدم.در حال خواندن نماز بودم که ژنرال وارد اتاق شد.با خود گفتم:چه کنم؟نمازم را ادامه دهم و یا آن را قطع کنم؟تصمیم گرفتم نماز را ادامه دهم،چون هر چه خدا بخواهد همان خواهد شد. نماز را تمام کردم و در حالی که بر روی صندلی مینشستم از ژنرال بخاطر اینکه معطل شده بود عذر خواهی کردم.ژنرال،پس از چند لحظه سکوت،از من پرسید:چه میکردی؟! گفتم:عبادت میکردم. گفت:بیشتر توضیح بده. گفتم:دین اسلام به ما مسلمانان دستور میدهد که در ساعت های خاصی از شبانه روز،با خداوند مناجات کنیم و نام این عبادت نماز است.زمان آن عبادت فرا رسیده بود.من از نبودن شما در اتاق استفاده کردم و نمازم را خواندم. ژنرال نگاه عمیقی به من کرد و گفت:پس این گزارشهایی که در پرونده ات نوشته اند بخاطر همین کارهایت بوده است! گفتم:شاید! نمیدانم خداوند بخاطر این نماز چه اثری در دل او گذاشت که قلم خودنویسش را برداشت و گواهی نامه خلبانی مرا امضا کرد. آن روز به اولین جای خلوتی که رسیدم به پاس این نعمت بزرگی که خداوند به من داده بود،دو رکعت نماز شکر خواندم. خاطره ای که خواندید از سرلشگر شهید خلبان عباس بابایی،یکی از شجاعترین خلبانان نیروی هوایی بود.او منبع: http://www.aerospacetalk.ir/forum/topic7208.html | ||||||||||||||||||||||||||||||||||




















مالک 
