| کلوب آی دی | donya_18 ، سن کلوبی : 5 سال و 7 ماه و 24 روز |
| درباره من | سلام منم همان غریبه قدیمی . همان کسی برای گفته هایش دنبال یک آشناست . سلام . منم همان قدیمی بی سرگذشت . آمدم بگویم می خواهم برم . دیگر خسته شده ام دیگر کم آورده ام . دیگر طاقت دوری ندارم .دیگر نمی توانم زیر بار اندوه شانه هایم را راست نگه دارم . دیگر تنهای تنها شده ام . می خواهم بروم تو هم سعی کن مرا فراموش کنی . دیگر سراغی از من مگیر . من با یک گل سرخ آمدم و با یک دنیا خاطره می روم . فراموشم کن . من خاطره بلند یک پاییزم . من سرانجام یک بهار عاشقم . فراموشم کن من به سوختن و ساختن عادت کرده ام .... |
| وضعیت | زن24 ساله مجرد |
| جنسيت | زن |
| محل سکونت | Iran ، بوشهر ، گناوه |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | فوق ديپلم |
| شغل | دانشجو |
| دین | اسلام |
| گرايش سياسي | هيچکدام ! |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، دوستانه ، شلوغ ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | متغيير ، جين ، راحت ، معمولي |
| تاریخ عضویت | 10 تیر 1385 ساعت 01:20 |