لیست کلوبها :: 15a 22 آبان 87 - 22:59 |
برای تو که نفسم بودی5 شهریور 87 - 23:13 كاش میدانستی، بعد از آن دعوت زیبا به ملاقات خودت من چه حالی بودم خبر دعوت دیدار، چو از راه رسید پلك دل باز پرید من سراسیمه به دل بانگ زدم آفرین قلب صبور، زود برخیز عزیز خاطرم را گفتم: زودتر راه بیفت هر چه باشد، بلد راه تویی ما یك عمر بدین خانه نشستیم وتو تنها رفتی بغض در راه گلو گفت: مرحمت كم نشود گوییا با من بنشسته دگر كاری نیست جای ماندن چون دگر نیست، از اینجا بروم مژده دادم به نگاهم، گفتم: نذر دیدار قبول افتاده است و تپش های دلم را گفتم: اندكی آهسته، آبرویم نبری عقل، شرمنده به آرامی گفت: راه را گم نكنیم!! خاطرم خنده به لب گفت: نترس نگران هیچ مباش سفر منزل دوست، كار هر روز من است چشم بر هم بگذار، دل تو را خواهد برد ... وه چه رویای قشنگی دیدم خواب، ای موهبت خالق پاك خواب را دریابیم كه تو در خواب، مرا خواهی خواست كه تو در خواب، مرا خواهی خواند و تو در خواب، به من خواهی گفت: تو به دیدارمن آی آه، كاش میدانستی بعد از این دعوت زیبا به ملاقات خودت من چه حالی دارم پلك دل باز پرید خواب را دریابم من به میهمانی دیدار تو می اندیشم... |
لیست توصیفنامه ها7 آبان 87 - 12:08 | |
هیچکس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه!!! ولی حداقل من یادش دادم که وقتی شکست لبه ی تیزش دست کسی را که شکستش نبره...! |
8 مهر 87 - 11:09 | |
شتاب مکن
که ابر بر خانه ات ببارد
و عشق
در تکه ای نان گم شود
هرگز نتوان
آدمی را به خانه آورد
آدمی در سقوط کلمات
سقوط می کند
و هنگام که از زمین برخیزد
کلمات نارس را
به عابران تعارف می کند
آدمی را توانایی
عشق نیست
در عشق می شکند و می میرد ( احمد رضا احمدی ) |
16 شهریور 87 - 11:19 | |
تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن |















