__
لیست دوستان :: 405
لیست کلوبها :: 31
  • نام کلوب :پروژه کامپیوتر
    نام انگلیسی : compuoter
    تاسیس : 13 خرداد 1384
    588 عضو ، 128 بحث ، 1 لینک

    پروژه کامپیوتر

  • نام کلوب :ابزار های گوگل
    نام انگلیسی : toolsgoogle
    تاسیس : 19 فروردین 1384
    202 عضو ، 32 بحث ، 12 آلبوم ، 4 مقاله

    ابزار های گوگل

  • نام کلوب :مجردها
    نام انگلیسی : mojaradan
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    13915 عضو ، 150 بحث ، 72 آلبوم ، 125 مقاله ، 38 لینک ، 5 نظرسنجی

    مجردها

  • نام کلوب :خوشگل ها
    نام انگلیسی : khoshkelha
    تاسیس : 3 تیر 1384
    17486 عضو ، 156 بحث ، 5 آلبوم ، 77 مقاله ، 5 نظرسنجی

    خوشگل ها

  • نام کلوب :ما دختر ها
    نام انگلیسی : 2857
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    12194 عضو ، 31 بحث ، 63 آلبوم ، 99 مقاله ، 19 لینک ، 1 نظرسنجی

    ما دختر ها

  • نام کلوب :آنتی دروغ
    نام انگلیسی : anti_lie
    تاسیس : 12 خرداد 1385
    836 عضو ، 36 بحث ، 7 آلبوم ، 1 مقاله ، 8 لینک

    آنتی دروغ

لیست توصیفنامه ها
10 بهمن 86 - 09:04
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست دنیا را ببین... بچه بودیم از آسمان باران می آمد بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید!! بچه بودیم دل درد ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به كسی می گوییم ...هیچ كس نمی فهمد
14 دی 86 - 23:37
جای پایت بر روی جاده ها را دوست دارم رفتنت زیر باران را دوست دارم گریه های شبانه ام برای تو را دوست دارم من خیالت زیر باران را دوست دارم ایستادن كنار پنجره انتظار كشیدنت را دوست دارم آمدنهای گاه به گاهت به خیالم را دوست دارم تو در رویایی ، رویاهایم را دوست دارم من گفتنت را دوست دارم ماندنت را دوست دارم رفتنت را دوست دارم نبودنت را دوست دارم نیامدنت را دوست دارم
14 دی 86 - 22:40
سبز با تو دیشب تا کجا رفتم تا خدا وانسوی صحرای خدا رفتم من نمی گویم ملایک بال در بالم شنا کردند من نمی گویم که باران طلا آمد لیک ای عطر سبز سایه پرورده ای پری که باد می بردت از چمنزار حریر پر گل پرده تا حریم سایه های سبز تا بهار سبزه های عطر تا دیاری که غریبیهاش می آمد به چشم آشنا ، رفتم پا به پای تو که می بردی مرا با خویش همچنان کز خویش و بی خویشی در رکاب تو که می رفتی هم عنان با نور در مجلل هودج سر و سرود و هوش و حیرانی سوی اقصامرزهای دور تو قصیل اسب بی آرام من ، تو چتر طاووس نر مستم تو گرامیتر تعلق ،‌ زمردین زنجیر زهر مهربان من پا به پای تو تا تجرد تا رها رفتم غرفه های خاطرم پر چشمک نور و نوازشها موجساران زیر پایم رامتر پل بود شکرها بود و شکایتها رازها بود و تأمل بود با همه سنگینی بودن و سبکبالی بخشودن تا ترازویی که یک سال بود در آفاق عدل او عزت و عزل و عزا رفتم چند و چونها در دلم مردند که به سوی بی چرا رفتم شکر پر اشکم نثارت باد خانه ات آباد ای ویرانی سبز عزیز من ای زبرجد گون نگین ،‌ خاتمت بازیچه ی هر باد تا کجا بردی مرا دیشب با تو دیشب تا کجا رفتم
__