__
لیست دوستان :: 77
لیست کلوبها :: 25
  • نام کلوب :مشهدی ها
    نام انگلیسی : mashhadcity
    تاسیس : 6 دی 1383
    3931 عضو ، 46 بحث ، 14 آلبوم ، 28 مقاله ، 10 لینک ، 6 نظرسنجی

    مشهدی ها

  • نام کلوب :اورکات
    نام انگلیسی : orkut
    تاسیس : 19 دی 1383
    18333 عضو ، 699 بحث ، 4 آلبوم ، 30 مقاله ، 5 لینک

    اورکات

  • نام کلوب :طراحی گرافیک
    نام انگلیسی : geraphic
    تاسیس : 29 آذر 1383
    3634 عضو ، 16 بحث ، 4 آلبوم ، 51 مقاله ، 11 لینک ، 2 نظرسنجی

    طراحی گرافیک

  • نام کلوب :فتوشاپ
    نام انگلیسی : photoshop_club
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    6896 عضو ، 91 بحث ، 4 آلبوم ، 18 مقاله ، 14 لینک ، 3 نظرسنجی

    فتوشاپ

  • نام کلوب :Photoshop
    نام انگلیسی : photoshop7
    تاسیس : 12 فروردین 1384
    330 عضو ، 15 بحث ، 1 لینک

    Photoshop

  • نام کلوب :گرافیست ها
    نام انگلیسی : graphicdesigners
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    1785 عضو ، 333 بحث ، 9 آلبوم ، 7 مقاله ، 4 لینک

    گرافیست ها

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات ارتباط برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات حرفه برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
29 مهر 85 - 03:45
آدما مثل یه کتاب میمونند ، که تا وقتی تموم نشن برای دیگران جذابند پس سعی کن خودتو جلوی دیگران تند تند ورق نزنی تا زود تموم بشی ... برای اینکه وقتی تموم بشی مطمئن باش میرن سره یه کتابه دیگه
5 مهر 84 - 21:02
شاگردی از استادش پرسید : (( عشق چیست؟)) استاد در جواب گفت : به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور.اما در هنگام عبور از گنم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی! شاگرد به گنم زار رفت وپس ازمدتی طولانی برگشت استاد پریسد: ((چه آوردی؟)) و شاگرد با حسرت جواب داد : (( هیچ! هرچه جلو میرفتم خوشه های پر پشت تر می دیدم وبه امید پیدا کردن پر پشت ترین آنها تا انتهای گندم زار رفتم.)) استاد گفت: ((عشق یعنی همین!)) شاگرد پرسید : ((پس ازدواج چیست؟)) استاد به سخن آمد که به جنگل برو وبلندترین وزیباترین درخت را بیاور. اما بیاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی. شاگرد رفت وپس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد پرسید: ((چه شد؟)) او در جواب گفت: (( به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم باز هم دست خالی برگردم.)) استاد گفت: ((ازدواج یعنی همین!!))
24 شهریور 84 - 16:05
سلام خیلی خوب بابا خودت رو کشتی با این کافی نت بارانت هی میگه کافی نت باران کافی نت باران.... پسر خوبیه دو 3 بار باهاش حرف زدم دیگه زیاد نمیشناسمش (حالا کسی هم نظر نخواست)
__