__
لیست دوستان :: 1
لیست کلوبها :: 243
  • نام کلوب :جام جهانی آلمان
    نام انگلیسی : football
    تاسیس : 10 تیر 1384
    96 عضو ، 13 بحث ، 1 آلبوم ، 2 مقاله

    جام جهانی آلمان

  • نام کلوب :اصحاب کهف
    نام انگلیسی : godguys
    تاسیس : 26 خرداد 1385
    23 عضو ، 5 بحث ،

    اصحاب کهف

  • نام کلوب :والیبال
    نام انگلیسی : volleyball_iran
    تاسیس : 30 دی 1383
    1210 عضو ، 105 بحث ، 14 آلبوم ، 6 مقاله ، 3 لینک ، 6 نظرسنجی

    والیبال

  • نام کلوب :منچستر یونایتد
    نام انگلیسی : manutd
    تاسیس : 4 دی 1383
    2480 عضو ، 1421 بحث ، 78 آلبوم ، 41 مقاله ، 3 لینک ، 62 نظرسنجی

    منچستر یونایتد

  • نام کلوب :Sims
    نام انگلیسی : sims1sims2
    تاسیس : 24 دی 1383
    601 عضو ، 44 بحث ، 1 آلبوم ، 5 لینک

    Sims

  • نام کلوب :پینگ پنگیست ها
    نام انگلیسی : ping_pong
    تاسیس : 12 فروردین 1384
    218 عضو ، 74 بحث ، 18 آلبوم ، 2 مقاله ، 2 لینک

    پینگ پنگیست ها

...
7 مرداد 86 - 00:32

 

تیز دوم،تیز دوم تا به سواران برسم

نیست شوم،نیست شوم تا بر جانان برسم

 

خوش شده ام،خوش شده ام،پاره ی آتش شده ام

خانه بسوزم،بروم تا به بیابان برسم

 

خاک شوم،خاک شوم تا ز تو سر سبز شوم

آب شوم،سجده کنان تا به گلستان برسم

 

چون که فتادم ز فلک،ذره صفت لرزانم

ایمن وبی لرز شوم،تا که به پایان برسم

 

چرخ بود جای شرف،خاک بود جای تلف

باز رهم زین دوخطر،چون بر سلطان برسم

 

عالم این خاک و هوا،گوهر کفر است وفنا

در دل کفر آمده ام تا که به ایمان برسم

 

آن شه موزون جهان،عاشق موزون طلبد

شد رخ من سکه ی زرتا که به میزان برسم

 

رحمت حق آب بود،جز که به پستی نرود

خاکی ومرحوم شوم تا بر رحمان برسم

 

هیچ طبیبی ندهدبی مرضی حب و دوا

من همگی درد شوم تا که به درمان برسم

                                                      مولانا

 


  • ارسال نظر (0)
لیست توصیفنامه ها
9 مرداد 86 - 02:27
تا حالا فکرشو کردی چه خوب میشه که برگردی با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتم چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم دارم از تو مینویسم که نگی دوستت ندارم از تو که با یه نگاهت زیر و رو شد روزگارم دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم موقع نوشتنا وقت اسم گذاشتنا کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نمیذاشتم من تموم قصه هام قصه توست اگه غمگینه اون از غصه توست اون از غصه توست با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم تک و تنها بودم اما تورو تنها نمیذاشتم حتی من به آرزوهات تو رو آخر میرسوندم میرسیدی تو من اما آرزو به دل میموندم هی میخواستم که بگم که بدونی حالمو اما ترس و دلهره خط میزد خیالمو توی گفتن و نگفتن از چه روزهایی گذشتم انقده رفتم و رفتم انقده رفتم و رفتم که هنوزم برنگشتم من تموم قصه هام قصه توست اگه غمگینه اون از غصه توست اون از غصه توست هر چی شعر عاشقونست من برای تو نوشتم تو جهنم سوختم اما مینوشتم تو بهشتم اگه عاشقونه گفتن عشق تو باعث شه اگه مردم تو بدون چه کسی وارثه شه
22 تیر 86 - 20:25
حالا می فهمم چرا شمس تبریزی عمری بی تابی می کرد و یک جمله حرف نتوانست بزند.یک بیت شعر نتوانست بسراید. نمی شود برای نوشتن و گفتن و سرودن باید در سطح مولانا ماند اگر به مرز شمس قدم گذاشتی دیگر در اختیار خود نیستی. آنجا جاری رقصیدن های رقت بار است و دست افشانی های دردناک و مستانه، جای نشستن و گفتن نیست. دكتر شریعتی
27 اردیبهشت 86 - 06:02
چارلی چاپلین: در دنیا جای كافی برای همه هست پس بجای اینكه جای كسی را بگیری سعی كن جای خودت را پیدا كنی
__