خیابون های شهر من 24 بهمن 86 - 14:35 |
خیابون های شهر من خیابونهای شهر من حاکیدرد و رنجه واسه زنده بودن کافیه دست و پنجه نرم کنی با یه سری آدم پست و هرزه مردم معترضن ولی زندن هنوز با یاد بهار ضمنا" خزون حلقه زده تو اشک چشما امشب که پر شکه چشما شهر من ترس داره مثل بچه ی کابوس زده
پشت به خدا وایسادن و علی بذکرالله ذکرشون تو این شهر یه جا عروسی و جشنه یه جا عزا من با شکمی سیرم و یه بچه دنبال جا و غذا تو این شهر طلسم شده یکی از گرسنگی نمیتونه بخوابه یکی از سیری سخته شمارش شمار دخترایی که تن میدن به اسیری اینجا انسانیت ، وجدان 2 حرف گنگه آره قانون ، امنیت 2 فرد مرده آینده ی همه ی جوونا تاریک و سرد راه زندگیشون دود داره باریک و پست زنای شهر من از نظر روحی مریض مرداشون شهوت دارن کوهی حریص دستم اصلا یه نوشتم نمیره که یه دختر 17 ساله میره دنبال سقط بچه
خون بچشو مثل یه گرگ دریده خورده جنینی بیگناه که رنگ خیابونای شهرمو ندیده مرده گناهو از سر خودت واکن و بگو اهریمن شریک جرمه کی گفته که محرمه یه دختر با 100 تا پسر؟ حرف داره بی باک واست پسر شهر من چی داره؟ یه مشت فرد خاطی تو آسمون خراشای آهنی یه مشت قلب خاکی اگه برای تو زجره حرفام دعا کن زلزله بیاد که یه هو غرق شه دردا زلزله ای که همه چیزو با خودش ببره زیر آوار مرد ، زن ، مرگ ، گناه ، ظلم ، نفاق نیست شه زیر آوار واسه من هر کوچه مصرعی و هر پیچ خیابون یه بیت شعره خیابونای شهر من بت نداره ولی بیت شرکه ...
|










