__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 6
  • نام کلوب :دانشكده حسابداری و مد
    نام انگلیسی : mac
    تاسیس : 28 دی 1383
    456 عضو ، 230 بحث ، 2 آلبوم ، 1 مقاله ، 5 لینک

    دانشكده حسابداری و مدیریت - علامه طباطبایی

  • نام کلوب :استاد شجریان
    نام انگلیسی : mshajariyan
    تاسیس : 15 دی 1383
    10185 عضو ، 1287 بحث ، 26 آلبوم ، 9 مقاله ، 10 لینک ، 1 نظرسنجی

    استاد شجریان

  • نام کلوب :همایون شجریان
    نام انگلیسی : homayoon
    تاسیس : 29 دی 1383
    2749 عضو ، 261 بحث ، 10 آلبوم ، 9 مقاله ، 3 لینک

    همایون شجریان

  • نام کلوب :شهرام ناظری
    نام انگلیسی : shahramnazeri
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    2891 عضو ، 177 بحث ، 1 آلبوم ، 2 مقاله ، 4 لینک

    شهرام ناظری

  • نام کلوب :آپاچی های تخریب چی
    نام انگلیسی : apachihaa
    تاسیس : 29 بهمن 1386
    286 عضو ، 19 بحث ، 5 آلبوم

    آپاچی های تخریب چی

  • نام کلوب :قاتی پاتی
    نام انگلیسی : nokandeh
    تاسیس : 27 مرداد 1385
    151 عضو ، 12 بحث ، 5 مقاله ، 3 لینک

    قاتی پاتی

انتقام!
29 شهریور 87 - 00:20

توی یه پارک در سیدنی استرالیا دو مجسمه بودند یک زن و یک مرد. این دو مجسمه سالهای سال دقیقا روبه‌روی همدیگر با فاصله کمی ایستاده بودند و توی چشمای هم نگاه میکردند و لبخند میزدند .

یه روز صبح خیلی زود یه فرشته اومد پشت سر دو تا مجسمه ایستاد و گفت:" از آن جهت که شما مجسمه‌های خوب و مفیدی بودید و به مردم شادی بخشیده‌اید، من بزرگترین آرزوی شما را که همانا زندگی کردن و زنده بودن مانند انسانهاست برای شما بر آورده میکنم . شما 30 دقیقه فرصت دارید تا هر کاری که مایل هستید انجام بدهید." و با تموم شدن جمله‌اش دو تا مجسمه رو تبدیل به انسان واقعی کرد: یک زن و یک مرد.

دو مجسمه به هم لبخندی زدند و به سمت درختانی و بوته‌هایی که در نزدیکی اونا بود دویدند در حالی که تعدادی کبوتر پشت اون درختها بودند، پشت بوته‌ها رفتند. فرشته هر گاه صدای خنده‌های اون مجسمه‌ها رو میشنید لبخندی از روی رضایت میزد. بوته‌ها آروم حرکت میکردند و خم و راست میشدند و صدای شکسته شدن شاخه‌های کوچیک به گوش میرسید . بعد از 15 دقیقه مجسمه‌ها از پشت بوته‌ها بیرون اومدند در حالیکه نگاههاشون نشون میداد کاملا راضی شدن و به مراد دلشون رسیدن .

فرشته که گیج شده بود به ساعتش یه نگاهی کرد و از مجسمه‌ها پرسید:" شما هنوز 15 دقیقه از وقتتون باقی مونده، دوست ندارید ادامه بدهید؟" مجسمه مرد با نگاه شیطنت‌آمیزی به مجسمه زن نگاه کرد و گفت:" میخوای یه بار دیگه این کار رو انجام بدیم؟" مجسمه زن با لبخندی جواب داد:" باشه. ولی این بار تو کبوتر رو نگه دار و من میرینم روی سرش ."

نکته اخلاقی: بنگرید که تلافی کردن تا چه حد در زندگی این نوع دو پا اثر گذار است که تا همچنان حرکتی پیش میروند. پس ای قوم هیچگاه عملی مرتکب نشوید که شخصی را به تلافی بر انگیزاند چرا که ممکن میباشد که  روزی روی سرتان بریند!

لیست توصیفنامه ها
12 اسفند 86 - 17:34
به خاطر بسپاریم 1-چنان باش که بتوانی به هر کس بگویی : مثل من باش.......! 2-عشق گوهری است گرانبها, اگر با عفت همراه باشد 3-خیلی دیر است اگر در قیامت بفهمیم برای چه آفریده شده ایم 4-بچه فرشته ایست که هر چه دست و پایش بزرگتر شود بالهایش کوچکتر می شود 5-آرام ترین کلمات گاهی طوفانی را با خود به همراه می آورند! ۶--خداوند به هر پرنده ای دانه ای می دهد ولی آن را داخل لانه اش نمی اندازد ۷- شکست یا می شکند یا شکسته می شود , بستگی به شما دارد ۸- جوانی زیباترین عکس کتاب زندگی است ۹- عشق حواس را از دیدن عیوب منع می کند
__