__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 19
  • نام کلوب :نوراباد عشق من
    نام انگلیسی : delfan
    تاسیس : 21 اسفند 1383
    65 عضو ، 43 بحث ، 13 آلبوم ، 3 مقاله ، 2 نظرسنجی

    نوراباد عشق من

  • نام کلوب :آموزش لکی
    نام انگلیسی : amozeshelaki
    تاسیس : 20 مرداد 1385
    47 عضو ، 24 بحث ، 1 آلبوم

    آموزش لکی

  • نام کلوب :لک زبانها
    نام انگلیسی : lakzabanha
    تاسیس : 11 آذر 1384
    149 عضو ، 87 بحث ، 6 آلبوم ، 4 مقاله ، 1 لینک

    لک زبانها

  • نام کلوب :استقلال تهران
    نام انگلیسی : esteghlal_tehran
    تاسیس : 6 دی 1383
    16487 عضو ، 3943 بحث ، 36 آلبوم ، 42 مقاله ، 24 لینک ، 46 نظرسنجی

    استقلال تهران

  • نام کلوب :متولدین 1364
    نام انگلیسی : 1364
    تاسیس : 22 دی 1383
    4457 عضو ، 95 بحث ،

    متولدین 1364

  • نام کلوب :کمیته دانشجویی انجمن
    نام انگلیسی : lorestan1
    تاسیس : 23 اردیبهشت 1384
    82 عضو ، 71 بحث ، 6 آلبوم ، 3 مقاله

    کمیته دانشجویی انجمن لرستانیهای مقیم تهران

ماجرای طنز
19 تیر 87 - 17:59

ماجرای طنز


روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

گیرنده : همسر عزیزم

موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه  !!

لیست توصیفنامه ها
12 خرداد 87 - 10:08
روزی از روزها ، شبی از شبها خواهم افتاد و خواهم مرد اما می خواهم هرچه بیش تر بروم تا هرچه دورتر بیفتم تاهرچه دیرتر بیفتم هرچه دورترو دیرتر بمیرم نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه پیش از آنکه می توانسته ام بروم و بمانم افتاده باشم و جان داده باشم. شریعتی
30 اردیبهشت 87 - 15:50
بیستون!گیان فه ردؤسی ئه مه رد دانای با ئه دوه یا گه پ شیرن مه ران به. ئه قاتل گیان خسروه
30 اردیبهشت 87 - 13:43
بیستون مه نه نوین! ائ داخستان هاتمه له که خؤینی ئاواریکم، وه هاوال پرسان هاتمه
__