__
لیست دوستان :: 7
لیست کلوبها :: 14
  • نام کلوب :شیمی
    نام انگلیسی : chemistry
    تاسیس : 10 تیر 1384
    285 عضو ، 72 بحث ، 4 آلبوم ، 6 مقاله ، 4 لینک

    شیمی

  • نام کلوب :دوقلوها
    نام انگلیسی : hamsenha
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    242 عضو ، 6 بحث ، 9 آلبوم ، 1 مقاله

    دوقلوها

  • نام کلوب :كلوب شیمی تجزیه
    نام انگلیسی : analyticalchemistry
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    245 عضو ، 51 بحث ، 5 آلبوم ، 1 مقاله ، 1 لینک

    كلوب شیمی تجزیه

  • نام کلوب :شیمی آلی
    نام انگلیسی : organic_chemistry
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    343 عضو ، 61 بحث ، 4 آلبوم ، 4 مقاله ، 1 لینک

    شیمی آلی

  • نام کلوب :شیمی کاربردی
    نام انگلیسی : shimi_karbordi
    تاسیس : 19 فروردین 1384
    259 عضو ، 79 بحث ، 3 آلبوم ، 3 لینک

    شیمی کاربردی

  • نام کلوب :شازده کوچولو
    نام انگلیسی : littleprince
    تاسیس : 27 دی 1383
    4172 عضو ، 447 بحث ، 3 آلبوم ، 10 مقاله ، 8 لینک ، 1 نظرسنجی

    شازده کوچولو

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات حرفه برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
10 خرداد 87 - 21:21
من به دنبال اتاقی خالی روزها می گردم تا از اینجا بروم. من به دنبال اتاقی خالی کز دل پنجره اش عطر گل بوته ی شبنم زده ای می گذرد کز دل پنجره اش ناله و سوز نی غمزده ای میگذرد روزهاست می گردم تا از اینجا بروم. من به دنبال گلیمی ساده سقفی از چوب و حصیر سردری افتاده من به دنبال هوای خنک آزادی و دری، پنجره ای باز به یک آبادی روزهاست می گردم تا از اینجا بروم. من به دنبال هوایی نه چنین آلوده روزگاری نه چنین افسرده روزهایی نه چنین پژمرده روزها می گردم تا از اینجا بروم. من به دنبال اتاقی خالی روزها می گردم کز سر کوچه ی آن جوی آبی چشمه ای می گذرد که مرا عصر به عصر به تماشا ببرد. کاش که پیرزنی صاحب یک بز پیر با دو تا مرغ و خروس و سگی بازیگوش کاش همسایه ی دیوار به دیوار اتاقم باشد. کاش که توی حیاطش باشد دوسه تایی از درختان بلند چند تایی نارنج و چناری که کلاغی هر روز به سراغش برود. و من هر روز به عشق گل روشان بروم پنجره را باز کنم.
28 اردیبهشت 87 - 23:08
ترا من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در شاخ " تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم ترا من چشم در راهم. شباهنگام.در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم ترا من چشم در راهم.
25 اردیبهشت 87 - 22:45
ای عاشقان پیمانه ها پر خون کنید وز خون دل چون لاله ها رخساره ها گلگون کنید آمد یکی آتش سوار بیرون جهید از این حصار تا بر دمد خورشید نو شب را ز خود بیرون کنید چندین که از خُم در سبو خون دل ما میرود ای شاهدان بزم کین پیمانه ها پر خون کنید دیدم به خواب نیمه شب، خورشید و مه را لب به لب تعبیر این خواب عجب، ای صبح خیزان، چون کنید؟ دیوانه چون طغیان کند زنجیر و زندان بشکند از زلف لیلی حلقه ای در گردن مجنون کنید
__