__
لیست دوستان :: 19
لیست کلوبها :: 30
  • نام کلوب :میکرو پرسسور
    نام انگلیسی : microprossor
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    604 عضو ، 113 بحث ، 3 آلبوم ، 23 مقاله ، 19 لینک

    میکرو پرسسور

  • نام کلوب :میکروکنترلر
    نام انگلیسی : avr_microcontroler
    تاسیس : 28 اسفند 1383
    650 عضو ، 164 بحث ، 11 مقاله ، 1 لینک

    میکروکنترلر

  • نام کلوب :مهندسی برق
    نام انگلیسی : electeronic
    تاسیس : 9 دی 1383
    4948 عضو ، 790 بحث ، 54 مقاله ، 12 لینک

    مهندسی برق

  • نام کلوب :کلوب روبوتیک
    نام انگلیسی : clubrobotic
    تاسیس : 5 دی 1383
    2388 عضو ، 414 بحث ، 5 آلبوم ، 18 مقاله ، 8 لینک

    کلوب روبوتیک

  • نام کلوب :انجمن مهندسین الکترون
    نام انگلیسی : electronicsforum
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    1224 عضو ، 323 بحث ، 3 مقاله ، 3 لینک

    انجمن مهندسین الکترونیک

  • نام کلوب :انجمن مهندسین برق وال
    نام انگلیسی : ieee
    تاسیس : 28 اسفند 1383
    1923 عضو ، 378 بحث ، 4 آلبوم ، 4 مقاله ، 4 لینک

    انجمن مهندسین برق والکترونیک

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
26 اردیبهشت 86 - 05:28
دنیای دون آلود... در این دنیای طاقت سوز و توان فرسا غم انگیزو ملال افزا هوا آلوده ، ابر آلوده، آب و آتش آلوده نسیم کوهساران با دم عیسی وش آلوده نِی آلوده ، مِی آلوده نوای دلکش آلوده شب و شمع و دم و دود و گُل و مُل هر شِش آلوده شراب بی غش آلوده سبو و ساغر و ساقی شراب مانده از پیر مغان باقی حدیث عشق و مشتاقی همه بر باد رفته قصه ها ، از یاد رفته گشته حیران دِیر پیرو مانده حیران پیر دِیر مستی و شوریدگی یادش بخیر ای خوش آن خواب طلائی آن خوشی های خیالی رَسته از ایام و کابوس و لیالی با پَری هم خوابگیها با جنون هم خانگیها وَز خِرد تا خادم خود کامگی، بیگانگی ها تا خرد در خدمت خود کامگیست در جهان عاقل تر از دیوانه کیست ؟ می روم ، می روم تا آشیان در گَنبد مینا بسازم دور از این دنیا بسازم دور از این دنیای دوزخ گونهء قیرینه روزن زشت و زهر آگین زِ پاها تا به گرزن در بهشت آرزو ها غرفه ای زیبا بسازم خیمه ای از پرنیان ، خرگاهی از دیبا بسازم دور از این دنیا بسازم دور از این کانون پَستی میروم با چیره دستی تا بشویم دامنم را لکهء پیراهنم را تا گلستان مُردم گُل مژمرد و آمد برگ ریزان خار با گُل شد ستیزان میروم اُفتان و خیزان تا جهانی بهتر از دنیا بسازم گرچه کُولی بچه ای بی برگ و سازم وا نشد هر گز به کس دست نیازم من دگر در بی کرانها چون دو پیکر یکه تازم آدم و این سر افرازی ؟ شهیر همت بنازم می روم تا دور از شما انسان نُما ، درنده خو ها وین زَننده رنگ و بو ها خانه ای از اطلس و دیبا بسازم کیست منظورم از این انسان نما ها ؟ عذر می خواهم ، جسارت می کنم آری شما ها رفتم از دست شما تا چاره ء فردا بسازم روز روشن از شب یلدا بسازم می روم ، من می روم ، رفتم که رفتم یا بسوزم یا بسازم شـــــهاب الـدیـــــــن رستــــــــــــگار...
__