__
لیست دوستان :: 92
لیست کلوبها :: 231
  • نام کلوب :بلاگ اسکای
    نام انگلیسی : blogsky
    تاسیس : 28 اسفند 1383
    29 عضو ، 9 بحث ، 1 آلبوم ، 2 لینک

    بلاگ اسکای

  • نام کلوب :ابهریها
    نام انگلیسی : abharia
    تاسیس : 28 اسفند 1383
    58 عضو ، 13 بحث ، 2 آلبوم

    ابهریها

  • نام کلوب :وبلاگ نویسان ایرانی
    نام انگلیسی : bloger
    تاسیس : 27 دی 1383
    2363 عضو ، 95 بحث ، 3 مقاله ، 4 لینک

    وبلاگ نویسان ایرانی

  • نام کلوب :شبكه
    نام انگلیسی : lan
    تاسیس : 27 دی 1383
    3313 عضو ، 593 بحث ، 1 آلبوم ، 6 مقاله ، 2 لینک

    شبكه

  • نام کلوب :مدیران شبكه
    نام انگلیسی : networkmanager
    تاسیس : 27 دی 1383
    1027 عضو ، 143 بحث ،

    مدیران شبكه

  • نام کلوب :طراحی وب
    نام انگلیسی : web
    تاسیس : 30 دی 1383
    5296 عضو ، 1192 بحث ، 8 آلبوم ، 23 مقاله ، 57 لینک

    طراحی وب

دختر همسایه
16 خرداد 86 - 11:10
روی بوم خونمون مهتاب تابیده
دختر همسایه از خواب پریده
نم نمک یواش یواش پاچین ورچین
میاد در خونمون همچون همچین
میشینه کنارم هر شب هر شب
سر روی شونش تا صبح میزارم

برق ستاره توی چشمای قشنگش
ستاره عمر منه برق نگاهش
مهتاب روی زمین روی چو ماهش
دختر همسایه وقت دیدارش
هزار ستاره   چشمک زنونن
  از اون بالاها   مارومیبینن

روزگار آخر   میبرد با خود   این چنین شبهای پر ستاره
قدر حال دانم   زنم بوس بر     لبهای داغش چون شراره

روزگار آخر   میبرد با خود   این چنین شبهای پر ستاره
قدر حال دانم   زنم بوس بر     لبهای داغش چون شراره

میشینه کنارم هر شب هر شب
سر روی شونش تا صبح میزارم
  • ارسال نظر (0)
لیست توصیفنامه ها
2 تیر 84 - 07:46
ایستادم با قامتی غروبین در انتظار رسیدن رفتن تو مانده ام حیران در چگونه گذراندن فصل غربت تو می روی و من به ظاهر مانده ام اما ؛ اما دلم با تو راهی شد شاید یه كمی از احساس غربتم بكاهد و یا كمی از غربت لحظه هایم كم كند می آیی ؛می دانم ؛درچشمانت در نگاهت می خواندم با آهنگی پر امید كاش می شد دستهایم را پر از معنای نگاهت می كردم برگردنت می آویختم تا این احساس برای همیشه در تو بماند.
31 خرداد 84 - 03:34
وتو بودی ای عشــــــــــق آن احساس گم شده من
29 خرداد 84 - 20:54
احساس همچو باران رویایی؛ می چكد روی تن پوش تنهایی؛ قطره اشكی می چكد روی كاغذ؛ فریاد دل پر از بی صدایی. روزگارم همچو باد؛ می نوازد غم ما را شاد؛ می تراود باران بی مهری؛ روی دشت سینه ناشاد. خیالم همان احساس؛ چشمانم همان گریه؛ دلم همان غصه؛ روزگارم همان درد افسانه. می خواهم سبك باشم مثل پرنده نه پر؛ تا با خیال سنگین باد نروم سوی ویرانی؛ پرنده باشم تا روم سوی مهربانی؛ پر بگیرم سوی آشیانت؛ بیایم سوی شقایق چشمانت؛ سوی باران احساست. می خواهم پرنده باشم در آشیان چشمانت؛ تنها آرزویم؛محبوس در قفس خیالت.
__