__
لیست دوستان برای دوستان مقدور می باشد.
لیست کلوبها :: 8
  • نام کلوب :ماندگاران پارس
    نام انگلیسی : indeliblers_of_persia
    تاسیس : 7 مهر 1386
    300 عضو ، 74 بحث ، 55 آلبوم ، 7 مقاله ، 4 لینک

    ماندگاران پارس

  • نام کلوب :شطرنج
    نام انگلیسی : chest
    تاسیس : 27 دی 1383
    2157 عضو ، 256 بحث ، 7 آلبوم ، 5 مقاله ، 1 لینک

    شطرنج

  • نام کلوب :هخامنشیان
    نام انگلیسی : achaemenids
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    3314 عضو ، 474 بحث ، 7 آلبوم ، 12 مقاله ، 20 لینک

    هخامنشیان

  • نام کلوب :شکیلا
    نام انگلیسی : shakilaa
    تاسیس : 21 اسفند 1383
    687 عضو ، 44 بحث ، 9 آلبوم ، 1 لینک

    شکیلا

  • نام کلوب :پان ایرانیسم
    نام انگلیسی : paniranism
    تاسیس : 31 تیر 1384
    381 عضو ، 228 بحث ، 2 آلبوم ، 13 مقاله ، 6 لینک

    پان ایرانیسم

  • نام کلوب :آوای اهواز
    نام انگلیسی : blacarhaeahwaz
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    273 عضو ، 22 بحث ، 14 آلبوم ، 8 مقاله ، 14 لینک

    آوای اهواز

پیروزی
5 مهر 87 - 19:45

هنگامی که زمانه به کام تو نمی گردد،
آسان است که نومید شوی، و بی اندیشی که: «نمی توانم! پس چرا بکوشم؟»

لیک، کرامند این نیست که چه اندازه از اشتباه خود بیمناکی، یا چه اندازه از آن دلسرد شده ای،
تسلیم شدن هرگز،
زیرا...
اگر باز نکوشی و به جستجوی آنچه در زندگی، خواهان آنی ادامه ندهی،
به سویت نخواهد آمد،
و سرانجام می پذیری که بهتر از این نیز می توانست باشد.
پیروزی با برد و باخت تو سنجیده نمی شود.
هر شکستی، همیشه با اندازه ای پیروزی همراه است.
آنچه کرامند است، دریافت بهتری است که از خویشتن بیابی،
دریافتی که استوار به اندیشه ی ساده ای است!
تو تلاش خود را کرده ای.

کرامند: مهم
دریافت: احساس

لیست توصیفنامه ها
29 آبان 86 - 13:13
همه فکر می کردند بی صداست آرام و بی صدا و لبخندهای او زمانیکه پاک میکرد آتش زمانیکه دستانی بودند که عشق را لمس کنند که از شکوه پاکی بگویند از لبخند زرتشت از عشق زرتشت کودکی بود کودکی که اورا همچون ماه یافتند و زرتشت سرایید فره از دنیای نور ، خورشید ، ماه ، ستارگان سرچشمه گرفت.... دوغدو ، مادر زرتشت ، فره را در پیکر خود حمل می کرد و این فره چندان نورانی بود که این زن در تاریکی می درخشید.......... به رسم تمامی افسانه های پاکی او را جادوگر خواندند . پدر ، دوغدو را از خانه بیرون راند و دوغدو را سرنوشت به سوی خانواده ای به نام اسپیتمان کشاند و پورشسب..... زرتشت را سروران آب ها و گیاهان ، خرداد و امرداد بر زمین بارانده اند .... زرتشت را هیچ آتشی نمی سوزاند . او خود پاکی است . این چگونه عشقی بود که " هدایت " را تا اوج جاودانگیش کشانید ؟؟ رویایی بود این سرزمین که شکوهش را گاتها فریاد می زنند و لرزش قلب من در سحرگاه ، نیایش تو را می خواند ..... این جا خود جهنم است . می دانم این جا واژه ها مرده اند . فریادی نیست . حرفی نیست .... از من نخواه که سکوت کنم من ایمانم را از دست نخواهم داد . ایمانم به این خاک اهوراییم نه ! من فنجان شیر نمی خواهم ، من از جاودانگی بیزارم ... معرفت برایم دشوار است ، این عطر خوش را هم نمی خواهم و نه اناری که رویین تن شوم من تنها تنها تنها سکوت زرتشت را می خواهم.............
__