| کلوب آی دی | darigha_keiran_virane_shavad ، سن کلوبی : 5 سال و 7 ماه و 29 روز |
| درباره من | مفسد فی الارضام زیرا خانهام را بدون هیولاها دوست میدارم در گذرگاه اشتر مست که سرزمینم را بیابان میکند دشنه میکارم. عاشقم تغزل و غزل حافظ را با شراب اسپانیا در معاشقه میگنجانم و به جای بسم الله میگویم: بسم الانسان! من مفسدفی الارضام چرا که صدای این قناری شکسته دهان را از گلوی میهنم میشنوم پس، پرندهها را از تیررس جانوران دور میکنم. نیای بزرگوارم فردوسی است که زیر آسمان شکستهی حماسه داربست و ستونهای پارسی میزد. حتا کودک هم که بودم مفسد فی الارضی بیش نبودم چرا که فوارههای رنگی را از فوارههای خون دوستتر میداشتم و از مردگان و مقابر «متبرک» میترسیدم. و آواز مستان نیمشب را از مویهی سیاه واعظان خوشتر میداشتم. بیگمان مفسد فی الارض زاده شدم زیرا شیر مادرم را از آب کوثر و پستان فرشتگانی دروغین دوستتر میداشتم ساقی میکده را هم از ساقی کوثر دوستتر میدارم. حتا پیر هم که شوم مفسد فی الارض خواهم ماند ــ زیبا و ایرانی ــ و سرانجام گورستان کافران را بر همجواری با مقابر «قدیسان» برتری خواهم داد. به راستی که مفسدفی الارضام چرا که در برابر چکهای شبنم زانو میزنم اما در برابر دایناسورهای بیابانی، سر خم نمیکنم. به جای سنگ سیاه، پیکر روان و روانِ پیکر دلبندم را میستایم و چهرهی شکفتهی وی را بر حوریان بهشتی برتر مینشانم. چهارینههای حضرت خیام آیههای محبوب مناند. کتاب آسمانی من کهکشان است و کتاب زمینیام موسیقی. به جای سینهزدن، میرقصم . مرجع تقلید من، حافظ شیراز است و خود، مرجع تقلیدِ تنکامگان جهانم! شاعر اشعار اروتیکیام. رافضیام، بابکیام، ملحدم قرمطیام، مانویام، سرخوشم. مفسد فی الارضام! حتا عاشق هم که نبودم مفسد فی الارض بودم چه رسد به هم اکنون که با کهکشان، رایزنی دارم تا هماغوشیام با زمین را، با همگان درمیان بگذارد! ایرانیام، اینجهانیام و عاشقم. اکنون شما بگوئید من، چیستم اگر که مفسد فی الارض نیستم؟! |
| وضعیت | مرد29 ساله مجرد متولد 15/فروردین/1362 |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | Iran ، تهران ، تهران |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | ليسانس |
| شغل | آزاد |
| اطلاعات اضافي | چه بر سر ما آمده که مثل آلمان های زمان هیتلر خجالت میکشیم بگوییم رهبر ما آدولف هیتلر است…. خاک بر سر آن مردمی بکنند که در طول تمام این سالها نفهمیدند که یک فرقی است بین جانی و عالم. حتی [به] دنبال جانی رفتند، نمازخوان شدند، ریش گذاشتند، برای اینکه صدتومانی پول بگیرند. جهان میگذره، با صد تومان، این صد تومان [ارزشی نداره] برای من [که] ده سال دیگه بیشتر زنده نیستم. اما خیلی بده که آدم فاحشه مغزی باشه. چه بهتر که آدم تنش رو بفروشه، اما مغزش رو به جانی در جماران نفروشه… |
| دین | مسيحيت |
| گرايش سياسي | هيچکدام ! |
| قد | 175-180 |
| وزن | 75-80 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، دوستانه ، شلوغ ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | متغيير ، راحت ، مدرن |
| تاریخ عضویت | 25 خرداد 1385 ساعت 05:56 |
| ورزش | شنا -------- بسکتبال ------- اسکیت |
| فعاليتها | ورزش ------- کار |
| کتاب | ما چگونه ما شدیم ----- تاریخ تمدن -----و تمامه کتابایه پاولو کویلو |
| موسيقي | سنتی ---- پاپ ----- تمامه اهنگ های هایده ...... ستار ....... معین |
| برنامه تلويزيون | مگه برنامه های این مملکت دیدنم داره یا عزا داره یا آخوند |
| فيلمها | گلادیاتور ------ آخرین سامورایی ---- زورو --- و....................................... |
| غذا | کلا همه چیز میخورم ///// بپا نخورمت خوردنی |
| من در يک جمله ! | یه کسی که از ویران شدن کشورم توسط اقازاده ها دارم اتیش میگیرم |
| رنگ مو | قهوه اي |
| رنگ چشم | سبز |
| وضعيت بدني | ورزشي |
| وضعيت ظاهري | متوسط |
| مشخصه اصلي | مهربان ، لبخند دائمي ، گپ زن |
| فرد مورد نظر آشنایی | ادم باشه یعنی منظورم اینه که بسیجی یا از این قبیل نباشه البته تو هر قشری خوب و بد هستش |
| فرد ايده آل زندگي | دنبالش نیستم |
| موارد غیر قابل تحمل | درووووووغ --- قسم خوردن ----- وطن فروشی |