دنیز رضوی , daniz6565

دنیز رضوی

 خدایا بهترینها را نصیب همه گردان
دنیز رضوی , daniz6565

دنیز رضوی

مطالبدوستان 10
cloobid
daniz6565
، 2 سال و 4 ماه و 10 روز
زن 32 ساله مجرد
فوق ديپلم ،

دوستان

  •   , abcwoo123
  • شادی   , shad50
  • بهار نازی , ayda_ranjbar
  • من او , zahramahdavi
  • 10 نفر

    morebox img

رسانه ها

  • کلوب دات کام , recreation
  • ملکه زیبایی , malakezibaeii
  • 75 رسانه

    morebox img


تبلیغات

دنیز رضوی , daniz6565
ﺍﮔﺮ ﺟرات خداحافظی
ﺑﺎ ﮔذشته ﺭا ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ
ﺯﻧدگی، ﺳﻼمی ﺟﺪﯾﺪ
ﺑﻪ تو ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ ...!



@oshnoo
ادامه
99
کامنت بنویسید...
دنیز رضوی , daniz6565
پنجشنبه 24 خرداد ، 15:27
ممنون
ادامه
محسن عاشق و دلتنگ امام زمان , mohsen_m18
پنجشنبه 24 خرداد ، 15:25
لایک
ادامه
دنیز رضوی , daniz6565
بر چرخ فلک مناز که کمر شکن است بررنگ لباس مناز که آخر کفن است مغرور مشو که زندگی چند روز است در زیر زمین شاه و گدا یک رقم است
ادامه
دنیز رضوی , daniz6565
امروز ترجمه سوره مبارکه اعراف، جزء نهم، صفحه صد و شصت و دوم ، از آیه 88 الی 95

سرانِ [متکبرِ] قومش گفتند: ای شعیب! ما یقیناً تو و آنان را که به تو ایمان آورده اند از شهرمان بیرون می کنیم، یا این که بی چون و چرا به آیین ما بازگردید. گفت: [شگفتا! آیا ما را می خواهید بازگردانید] گرچه [از آیینتان] متنفر باشیم؟«88»
اگر پس از آن که خداوند [از ابتدا] ما را از گرویدن به آیین شرک آلودِ شما نجات بخشیده، به آن بازگردیم [و بگوییم خدا دارای شریک است] مسلّماً به خدای یکتا دروغ بسته ایم، برای ما ممکن نیست به آیین شما بازگردیم مگر این که خداوند پروردگار ما بخواهد، [که او هم اَبداً مشرک شدنِ کسی را نمی خواهد،] دانش پروردگار ما همه چیز را فراگرفته است، فقط بر خدا توکل کردیم، پروردگارا! بین ما و قومِ ما به حق داوری کن، که تو بهترین داورانی !«89»
سرانِ [متکبر] قومش [به مردم] گفتند: [سوگند می خوریم که] اگر از شعیب پیروی کنید قطعاً از زیان کاران خواهید بود!«90»
پس زلزله ای سخت آنان را فراگرفت و در خانه هایشان [به رو درافتاده،] جسمی بی جان شدند «91»
آنان که شعیب را تکذیب کردند [به گونه ای نابود شدند که] گویا در آن شهر سکونت نداشتند، البته منکران شعیب از تباه کنندگانِ [همۀ سرمایۀ وجودی خود] بودند «92»
[شعیب پس از آن که آمدنِ عذاب قطعی شد] از آنان روی برتافت و گفت: ای قومِ من! پیام پروردگارم را به شما رساندم، و برای شما خیرخواهی کردم [ولی قبول نکردید،] با این حال چگونه بر مردمی که کافرند اندوهگین باشم«93»
هیچ پیامبری را در شهری نفرستادیم مگر آن که اهلش را [پس از مخالفت با آن پیامبر] به تنگدستی و سیه روزی دچار کردیم تا [از غفلت درآمده،] با زاری [به پیشگاه ما] آیند «94»
بعد از آن [که] تنگدستی و سیه روزی [سبب بیداری آنان نشد،] به جای آن آسایش و فراوانی نعمت را جایگزین کردیم تا آن که [از نظر ثروت و جمعیت] فزونی یافتند، و گفتند: به پدران ما هم [بهطور طبیعی] تنگدستی و سیه روزی رسید [و ربطی با مخالفتشان با پیامبران نداشت.] پس به ناگاه آنان را غافل گیرانه درحالی که نمی فهمیدند [به عذابی سخت و نابودکننده] مجازات کردیم «95»

ادامه
دنیز رضوی , daniz6565
سال 40 هجری قمری: ضربت خوردن حضرت علی(ع) در مسجد كوفه

عبدالرحمن بن ملجم مرادی، از گروه خوارج و از آن سه نفری بود كه در مكه معظمه با هم پیمان بسته و هم سوگند شدند، كه سه شخصیت مؤثر در جامعه اسلامی، یعنی امام علی بن ابی طالب(ع)، معاویه بن ابی سفیان و عمرو بن عاص را در یك شب واحد ترور كرده و آن ها را به قتل رسانند.

هر كدام به سوی شهرهای محل مأموریت خویش رهسپار شدند و عبدالرحمن بن ملجم مرادی به سوی كوفه رفت و در بیستم شعبان سال 40 قمری وارد این شهر بزرگ شد. (نگاه كنید: بیستم شعبان سال 40 هجری قمری)

وی به همراهی شبیب بن بجره اشجعی، كه از همفكران وی بود و هر دوی آن ها از سوی "قطام بنت علقمه" تحریك و تحریث شده بودند، در سحرگاه شب نوزدهم ماه مبارك رمضان سال 40 قمری در مسجد اعظم كوفه كمین كرده و منتظر ورود امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) شدند.(1) هم چنین قطام، شخصی به نام "وردان بن مجالد" را كه از افراد طایفه اش بود، به یاری آن دو نفر فرستاد.(2)

أشعث بن قیس كندی كه از ناراضیان سپاه امام علی(ع) و از دو چهرگان و منافقان واقعی آن دوران بود، آنان را راهنمایی، پشتیبانی و تقویت روحی می نمود.(3)

حضرت علی(ع) در شب نوزدهم ماه مبارك رمضان، مهمان دخترش ام كلثوم(س) بود و در آن شب حالت عجیبی داشت و دخترش را به شگفتی درآورد.

روایت شده كه آن حضرت در آن شب بیدار بود و بسیار از اتاق بیرون می رفت و به آسمان نظر می كرد و می فرمود: به خدا سوگند، دروغ نمی گویم و به من دروغ گفته نشده است. این است آن شبی كه به من وعده شهادت دادند.(4)

به هر روی، آن حضرت به هنگام نماز صبح وارد مسحد اعظم كوفه شد و خفته گان را برای ادای نماز بیدار كرد. از جمله، خود عبدالرحمن بن ملجم مرادی را كه به رو خوابیده بود، بیدار و خواندن نماز را به وی گوش زد كرد.

هنگامی كه آن حضرت وارد محراب مسجد شد و مشغول خواندن نماز گردید و سر از سجده اول برداشت، نخست شبیث بن بجره با شمشیر برّان بر وی هجوم آورد، ولیكن شمشیرش به طاق محراب اصابت كرد و پس از او، عبدالرحمن بن ملجم مرادی فریادی برداشت: "لله الحكم یا علی، لا لك و لا لأصحابك"! و شمشیر خویش را بر فرق نازنین حضرت علی(ع) فرود آورد و سر مباركش را تا به محل سجده گاهش شكافت.(5)

حضرت علی(ع) در محراب مسجد، افتاد و در همان هنگام فرمود: بسم الله و بالله و علی ملّه رسول الله، فزت و ربّ الكعبه؛ سوگند به خدای كعبه، رستگار شدم.(6)

نمازگزاران مسجد كوفه، برخی در پی شبیب و ابن ملجم رفته تا آن ها را بیابند و برخی در اطراف حضرت علی(ع) گرد آمده وبه سر و صورت خود می زدند و برای آن حضرت گریه می نمودند.

حضرت علی(ع)، در حالی كه خون از سر و صورت شریفش جاری بود، فرمود: هذا ما وعدنا الله و رسوله؛(7) این همان وعده ای است كه خداوند متعال و رسول گرامی اشت به من داده اند.

حضرت علی(ع) كه توان ادامه نماز جماعت را نداشت، به فرزندش امام حسن مجتبی(ع) فرمود كه نماز جماعت را ادامه دهد و خود آن حضرت، نمازش را نشسته تمام كرد.

روایت شده كه آن حضرت در آن شب بیدار بود و بسیار از اتاق بیرون می رفت و به آسمان نظر می كرد و می فرمود: به خدا سوگند، دروغ نمی گویم و به من دروغ گفته نشده است. این است آن شبی كه به من وعده شهادت دادند.

روایت شد، كه در هنگام ضربت زدن عبدالرحمن بن ملجم بر سر مطهر حضرت علی(ع)، زمین به لرزه در آمد و دریاها مواج و آسمان ها متزلزل شدند و درهای مسجد به هم خوردند و خروش از فرشتگان آسمان ها بلند شد و باد سیاهی وزید، به طوری كه جهان را تیره و تاریك ساخت و جبرئیل امین در میان آسمان و زمین ندا داد و همگان ندایش را شنیدند. وی می گفت: تهدمت و الله اركان الهدی، و انطمست أعلام التّقی، و انفصمت العروه الوثقی، قُتل ابن عمّ المصطفی، قُتل الوصیّ المجتبی، قُتل علیّ المرتضی، قَتَله أشقی الْأشقیاء؛(8) سوگند به خدا كه اركان هدایت درهم شكست و ستاره های دانش نبوت تاریك و نشانه های پرهیزكاری بر طرف گردید و عروه الوثقی الهی گسیخته شد. زیرا پسر عموی رسول خدا(ص) شهید شد، سید الاوصیا و علی مرتضی به شهادت رسید. وی را سیاه بخت ترین اشقیاء، ] یعنی ابن ملجم مرادی [ به شهادت رسانید.

بدین گونه پیشوایی شایسته، امامی عادل، خلیفه ای حق جو، حاكمی دلسوز و یتیم نواز، كامل ترین انسان برگزیده خدا و جانشین بر حق محمد مصطفی(ص)، به دست شقی ترین و تیره بخت ترین انسان روی زمین، یعنی ابن ملجم مرادی ملعون، از پای درآمد و به سوی ابدیت و لقاء الله و هم نشینی با پیامبران الهی و رسول خدا(ص) رهسپار گردید و امت را از وجود شریف خویش محروم نمود.

پی نوشت ها:

1- الارشاد (شیخ مفید)، ص 20؛ الجوهره فی نسب الامام علی و آله (البری)، ص 112

2- وقایع الایام (شیخ عباس قمی)، ص 41؛ تاریخ ابن خلدون، ج2، ص 184

3- الارشاد، ص 21؛ وقایع الایام، ص 41؛ منتهی الآمال (شیخ عباس قمی)، ج1، ص 171

4- منتهی الآمال، ج1، ص 172

5- الارشاد، ص 23؛ منتهی الآمال، ج1، ص 172؛ الجوهره فی نسب الامام علی و آله، ص 113؛ وقایع الایام، ص 41

6- منتهی الآمال، ج1، ص 174

7- همان

8- همان
ادامه
دنیز رضوی , daniz6565
┘◄ بــرای مشـاهده ی آلبوم تصاویر کافی ست روی لینک زیر [ ▼▼ ] کلیک کنید
ادامه