__
لیست دوستان :: 2
لیست کلوبها :: 45
  • نام کلوب :تبریز
    نام انگلیسی : tabriz
    تاسیس : 27 دی 1383
    4485 عضو ، 36 بحث ، 46 آلبوم ، 16 مقاله ، 7 لینک ، 6 نظرسنجی

    تبریز

  • نام کلوب :فناوری اطلاعات
    نام انگلیسی : itandict
    تاسیس : 28 دی 1383
    4239 عضو ، 87 بحث ، 7 آلبوم ، 102 مقاله ، 22 لینک ، 1 نظرسنجی

    فناوری اطلاعات

  • نام کلوب :برنامه نویسی
    نام انگلیسی : programmer
    تاسیس : 6 دی 1383
    9518 عضو ، 2715 بحث ، 17 آلبوم ، 41 مقاله ، 43 لینک ، 2 نظرسنجی

    برنامه نویسی

  • نام کلوب :ASP.NET
    نام انگلیسی : aspnet
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    858 عضو ، 250 بحث ، 7 مقاله

    ASP.NET

  • نام کلوب :طراحی وب
    نام انگلیسی : web
    تاسیس : 30 دی 1383
    5270 عضو ، 1191 بحث ، 8 آلبوم ، 23 مقاله ، 57 لینک

    طراحی وب

  • نام کلوب :قدم زدن زیر بارون
    نام انگلیسی : walk_in_the_rain
    تاسیس : 10 تیر 1384
    4720 عضو ، 429 بحث ، 38 آلبوم ، 11 مقاله ، 5 لینک

    قدم زدن زیر بارون

صدای فاصله های نقره ای عشق
31 خرداد 87 - 12:59
عشق صدای فاصله هاست
صدای فاصله هایی که غرق ابهامند  ومثل نقره تمیزند
وبا شنیدن یک هیچ می شوند کدر 
لیست توصیفنامه ها
17 تیر 87 - 18:53
حافظ در عصر جدید نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس دیدم به خواب حافط توی صف اتوبوس گفتم : سلام حافظ ، گفتا : علیک جانم گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم گفتم : بگیر فالی گفتا : نمانده حالی گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بی خیالی گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟ گفتا : که می سرایم شعر سپید باری گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد گفتم : رقیب ، گفتا : کله پا شد گفتم : کجاست لیلی ؟ مشغول دلربایی؟ گفتا : شده ستاره در فیلم سینمایی گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟ گفتا : عمل نموده ، دیروز یا پریروز گفتم : بگو ، ز مویش گفتا که مش نموده گفتم : بگو ، ز یارش گفتا ولش نموده گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟ گفتا : شدید گشته معتاد گرد و افیون گفتم : کجاست جمشید ؟ جام جهان نمایش ؟ گفتا : خریده قسطی تلویزیون به جایش گفتم : بگو ، ز ساقی حالا شده چه کاره ؟ گفتا : شدست منشی در دفتر اداره گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل گفتا : که دست خود را بردار از سر دل گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها گفتا : آژانس دارد با تور دور دنیا گفتم : بگو ، ز محمل یا از کجاوه یادی گفتا : پژو ، دوو ، بنز یا گلف نوک مدادی گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقی گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقی گفتم : بیا ز هدهد جوییم راه چاره گفتا : به جای هدهد دیش است و ماهواره گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟ گفتا : به پست داده ، آورد یا نیاورد ؟ گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگی گفتا : که ادکلن شد در شیشه های رنگی گفتم : سراغ داری میخانه ای حسابی ؟ گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابی گفتم : بیا دوتایی لب تر کنیم پنهان گفتا : نمی هراسی از چوب پاسبانان ؟ گفتم : شراب نابی تو دست و پا نداری ؟ گفتا : که جاش دارم و افور با نگاری گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتی ؟ گفتا : ندیده بودم هالو به این خرفتی
__