| کلوب آی دی | como ، سن کلوبی : 3 سال و 2 ماه و 4 روز |
| درباره من | من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش |
| وضعیت | مرد31 ساله مجرد متولد 1/مهر/1360 |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | Iran ، یک دنیای بهتر |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | تنها |
| تحصيلات | فوق ديپلم |
| شغل | کارمند |
| اطلاعات اضافي | در بندها بس بندیان، انسان به انسان دیده ام از حکم بر تا حکم ران، حیوان به حیوان دیده ام ای روزگار دل شکن ،هر دم مرا سنگی مزن من سنگها در لقمه نان، دندان به دندان دیده ام از خود رجز خوانی مکن، تصویر گردانی مکن من گردن گردنکشان، رسمان به رسمان دیده ام از این کله تا آن کله، فرقی ندارد شیخ و شه من پاسدار و پاسبان، ایران به ایران دیده ام ماتم چه گویم زین وطن، کز برگ برگ این چمن من خون چشم شاعران، دیوان به دیوان دیده ام چکش به فرق من مزن، ای صبر پولادین من من ضربت پتک زمان سندان به سندان دیده ام |
| قد | 175-180 |
| وزن | 80-85 |
| تاریخ عضویت | 18 آذر 1387 ساعت 14:31 |
| علایق | یک دنیای بهتر |
| ورزش | راه میروم |
| فعاليتها | توان دوست داشتن و دوست داشتهشدن توان شنفتن توان دیدن و گفتن توان اندهگین و شادمانشدن توان خندیدن به وسعتِ دل، توان گریستن از سویدای جان توان گردن به غرور برافراشتن در ارتفاعِ شکوهناک فروتنی توان جلیل به دوش بردنِ بار امانت و توان غمناک تحمل تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی عریان. |
| کتاب | مارکس سرمایه کتابهای الکساندر دوما صد سال تنهایی تولدی دیگر بیست و سه سال و .................. |
| موسيقي | کلاسیک لایت |
| برنامه تلويزيون | کدوم تلویزیون |
| فيلمها | فیلم خوب زیاده |
| غذا | چرا به سفره ما دیگر نشانی از نان نیست |
| ايميل 1 | saeid.como [at] yahoo [dot] com |
| دانشگاه | آزاد |
| رشته | کامپیوتر |
| سال فارغ التحصيلي | 85 |
| در مورد کار من | کار من تقدیس آبه، ناله از دست سرابه، کار تو اما قشنگه، ساختن باغ از یه سنگه |
| مهارتها | سخت افزاری و نرم افزاری |
| علايق کاري | فلسفه - تاریخ - جامعه شناسی - شناخت ادیان |
| من در يک جمله ! | خسته و زخمی دست آدمکهای بدم
پشت پا به رسم بی بنیاد این دنیا زدم
|
| مهمترين چيزها | من درد در رگانم حسرت در استخوانم چیزی نظیر آتش در جانم پیچید. سرتاسر وجود مرا گویی چیزی به هم فشرد تا قطره ای به تفتهگی خورشید جوشید از دو چشمم. از تلخی تمامی دریاها در اشک ناتوانی خود ساغری زدم. |
| فرد مورد نظر آشنایی | سبز |
| فرد ايده آل زندگي | حنا دختری در مزرعه - نل - آنت - هائیدی - پرین - سارا کورو |
| موارد غیر قابل تحمل | آدم نفهم کور مذهبی کور مذهبی کور مذهبی خرافاتی خرافاتی خرافاتی |
| مهارتهاي شخصي | هـــرگــز دل مــن ز علــم محــروم نشد کم مــاند ز اسرار کــه معلـــوم نشـــــد هفتـــاد و دو سال فکر کردم شب و روز معلومم شد کــــــه هیچ معلـــوم نشــــــد |