__
لیست دوستان :: 126
لیست کلوبها :: 19
  • نام کلوب :بچه های بمب ایران
    نام انگلیسی : coy_girls
    تاسیس : 16 اردیبهشت 1384
    1553 عضو ، 77 بحث ، 9 آلبوم ، 12 مقاله ، 2 لینک

    بچه های بمب ایران

  • نام کلوب :متولدین اسفند
    نام انگلیسی : esfand
    تاسیس : 10 دی 1383
    6405 عضو ، 91 بحث ، 33 آلبوم ، 16 مقاله ، 15 لینک ، 4 نظرسنجی

    متولدین اسفند

  • نام کلوب :مهندسی کامپیوتر
    نام انگلیسی : computer_engineering
    تاسیس : 15 دی 1383
    8153 عضو ، 2395 بحث ، 6 آلبوم ، 36 مقاله ، 23 لینک ، 2 نظرسنجی

    مهندسی کامپیوتر

  • نام کلوب :استقلال تهران
    نام انگلیسی : esteghlal_tehran
    تاسیس : 6 دی 1383
    17489 عضو ، 2303 بحث ، 36 آلبوم ، 47 مقاله ، 33 لینک ، 55 نظرسنجی

    استقلال تهران

  • نام کلوب :حافظ
    نام انگلیسی : hafeza
    تاسیس : 5 دی 1383
    7996 عضو ، 340 بحث ، 16 آلبوم ، 24 مقاله ، 15 لینک ، 1 نظرسنجی

    حافظ

  • نام کلوب :طالع بینی
    نام انگلیسی : 107
    تاسیس : 9 دی 1383
    6257 عضو ، 447 بحث ، 11 آلبوم ، 5 مقاله ، 8 لینک ، 4 نظرسنجی

    طالع بینی

گل و گلدون
21 خرداد 84 - 01:41
گلدون دلش گرفته بود.چرا گل نمی خواست قبول کنه اون دوسش
داره؟ چرا همش زیباییش و به رخ اون می کشید و مسخره اش می کرد؟
گلدون هیچوقت نتونسته بود دلیل رفتار گل و بفهمه,مگه اون با گل
چه کرده بود؟ جز اینکه ازش نگهداری کرده بودویا زیباییش رو تحسین کرده بود.
گلدون به گل نگاه کرد.گل در خواب ناز بود,فکر کرد:چقدر زیباست!کاش
منم نصف زیبایی اون و داشتم شاید اونوقت دوستم داشت!!به خودش
نگاه کرد,چند تکه چوب قهوه ای که کهنه و فرسوده شده بودن.فکر کرد:
خوب گل با این همه طراوت و زیبایی حق داره به من بخنده!!از این
فکر غصه اش چند برابر شد و نا خود آگاه آه کشید.از صدای آه گلدون,
گل به آرومی چشمهای قشنگش و باز کرد و بلافاصله گفت:
باز دوباره چی شده؟؟ آخه چرا من باید از دست تو یه خواب راحت نداشته باشم؟؟
چرا راحتم نمی زاری؟؟گلدون گفت:معذرت می خوام عزیزم من...گل گفت:
ادامه نده,همیشه حرفهای تکراری,من ازت متنفرم!!!چرا تنهام نمی زاری؟
با این حرف گل,گلدون احساس کرد داره از درون خرد می شه.
تمام بدنش لرزید,تکه تکه شد و گل رو رها کرد!!گل فکر کرد:خوب
شد که دست از سرم برداشت,واقعا خسته کننده بود!!اما دلش گواهی بد می داد!!
بعد از چند ساعت گل احساس کرد گلوش خشک شده,گلبرگهای قشنگش
طراوتشون و از دست دادن,دیگه نفس کشیدن براش سخت شده بود!
بی اختیار گلدون و صدا کرد,حالا می فهمید وجود گلدون چقدر براش
لازمه,حالا می فهمید چقدر دوسش داره!!!ولی دیگه دیر شده بود...
  • ارسال نظر (10)
لیست توصیفنامه ها
2 اسفند 85 - 08:34
TAVALODET MOBARAK omidvaram sale khoobi dashte bashi
28 خرداد 85 - 13:10
سلام دوست عزیز شما رو به عضویت در کلوب مشاورت در امور زندگی دعوت میکنم. این کلوب به بررسی مشکلات واقعی انسان ها اختصاص دارد و راه حل عملی نیز در جلو پایتان قرار خواهد داد. ارائه مشاورت در این کلوب رایگان است. آدرس کلوب:مشاورت در امور زندگی http://www.cloob.com/club.php?id=24693 موفق باشید
16 خرداد 85 - 18:07
نبسته ام به كس دل، نبســـــته كس به من دل چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهـــا، رهـــا من ز مــــن هر آنكــه او دور، چـو دل به سینه نزدیك به مـــن هر آنكـه نزدیك، ازو جــــــدا، جــــدا من نه چشــــم دل به ســـــویی، نه باده در سبویی كه تــــر كـــــنم گـلـــــــویی، به یاد آشنــــــا من ســــــتاره هــــا نهـــــــفتم در آسمـــــان ابــــری دلــــــم گرفته ای دوست، هـــــوای گریــه با من نبسته ام به كس دل، نبســـــته كس به من دل چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهــــا، رهـــا من
__