userinfo close
سکوت من هیچ گاه نشانه ی رضایتم نبود... من اگر راضی باشم با شادی میخندم! سکوت نمیکنم..

پرنیان پوریا

chela67

زن 24 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
2 سال و 10 ماه و 6 روز سن کلوبی ،
ساده می نویسم مثل سرود چشمهایم مثل آهنگ صدایم مثل شبنم مثل آب مثل نسیم مثل باد می خواهم غم هایم را به...
 

آلبوم تصاویر

لیست کلوب ها :: 40

      ,
    استاد شجریان
    استاد مسلم موسیقی ایران
      ,
    طرفداران محسن چاووشی
    به اولین کلوب رسمی طرفداران محسن چاووشی خوش آمدید. تاریخ افتتاح کلوب: 8 مهر 1384 قدیمی ترین کلوب طرفدارن محسن چاووشی
      ,
    رضا صادقی
    ㋡ رضا صادقی متولد 25 مرداد1358 در شهر بندرعباس و اصالتم از شهریست زیبا به نام میناب . ابتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز كردم علاقه مندی من به مسائل هنری باعث شد تا در زمینه موسیقی فعالیتم را آغاز كنم ★ من. رضا صادقی . عااااااااشقتونممم
      ,
    کلوب دانشگاه تهران
    کلوب فارغ التحصیلان و دانشجویان دانشگاه تهران، قدیمیترین دانشگاه ایران البته درها بسته نیست...
      ,
    دانشگاه تبریز
    محفل مجازی دانشجویان فعلی و فارغ التحصیلان دانشگاه تبریز تا نگاه می کنی وقت رفتن است… آه! ای دریغ و حسرت همیشگی… ناگهان چقدر زود دیر می شود
      ,
    کلوب دانشگاه شیراز
    کلوب فارغ التحصیلان و دانشجویان دانشگاه شیرازودانشجویان شیرازی

اطلاعات پروفایل

عاشق باش و کوچک... که عشق می داند آیین بزرگ کردنت را, بگذار عشق خاصیــــــــت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی!!! خاصیت تو باشد....
کلوب آی دی
cloobid
chela67
، سن کلوبی : 2 سال و 10 ماه و 6 روز
درباره من
ساده می نویسم

مثل سرود چشمهایم

مثل آهنگ صدایم

مثل شبنم مثل آب مثل نسیم

مثل باد

می خواهم غم هایم را به گنجشک ها بگویم که آسمان را خبر

کنم

رازهایم را به باغچه که دل باغچه را بشکافم که گل سرخ ها را

عاشق کنم

دردهایم را به قلبم که قلمم را بشویم که دلم را زنگار نزند که

چهره اش زیبا شود

می خواهم خودم را بنویسم مثل حس شرجی چشمهایم

مثل لیلای بارانی نگاهم

مثل خودم٬

مثل دلم که سهمش را از عشق تقسیم می کندکه التهاب گل

سرخ را ببیند که تعبیر کند خواب باغچه ی زیبا را که ساده

بنویسد

مثل خودش

مثل خنده هایش که غمگین است

مثل عطر خیس اشکهایش مثل همه ی آینه ها زلال و عاشق

مثل یاسمن،

مثل برف ساده مثل برگ کاغذی سفید



بی گمان من آن دختری نخواهم بود که وقتی زیر آفتاب در حال

غروب دراز می کشد برای گل های آفتاب گردان اشک نریزد

و بی شک من آن دختری نیستم که وقتی هر سپیده دم با

صدایی ملایم به رهگذران صبح بخیر بگوید به ماه دلگیر نیاندیشد

و در زمزمه ی عابران به پنجره های بسته خیره نشود

نه من منم...

دختری که به گونه ئی دیگر همه چیز را لمس می کند زیر

آسمان بی سایه راه می رود و بی تاب می شود و روی زمین با

کلماتی که همیشه می لرزد گرم نقاشی و شعر می شود

منم انکه همیشه ارام بیدار می شود بی انکه به خواب رفته

باشد

تو باید فهمیده باشی قصه های من عبوری خیس از یک جاده ی

خیالی ست و هوای دلم همیشه پر از تب و هذیان است...



می گیرد دستهای خسته ی مرا دستهای باران/ می کارد چشم های مرا گل سرخی در گلدان


چقدر سخته که همه تو رو به عنوان آدم شوخ و شادی

بشناسند اما حقیقت چیز دیگه ای باشه. چقدر سخته که

هیچوقت نتونی خودت باشی الا در تنهایی. چقدر سخته لبخند

زدن در جمع اما با بغضی در گلو.

چقدر سخته...

نه عاشقم نه تنها... نه درحسرت لحظه ای و یا چیزی... تنها غمگینم....

بی دلیل شاید من همان نقاب خندانی باشم که امروز از کنارت

گذشت...اما تو فریب اون نقاب رو نخور!


تمناهایم را خاکستری میکنی

میگذاری میان طاقچه زمان و فکر میکنی تمامشان را

خاکسترهای عبور میپوشانند

تمام روزنه های نگاهم پی التفات حتی کلامی

اینجا دیگر سراغ واژه های غریب دلتنگی نمیگردم

**من پی همان بغض های بی شمار دخترانگی هایم هستم**

هرزه گویی هایم را میشنوی یا نه

نمیدانم

من میخواهم عریانی روحت را ببینم !

هر روز بوی تعفن دلخوری ها و بهانه های سرگردانم را

استشمام میکنی

میدانم در پی تقویم روزهای سر رسیدن کلافه می شوی

خودم هم تمام عقربه های ثانیه شمار را لحظه لحظه هجی

میکنم

اما

همین نزدیکی هاست

خلوتگاه دلم باز هم بوی کال میوه های تنهایی را میدهد !

www.parniyan67.blogfa.com
یه سری بزن.
وضعیت
زن24 ساله مجرد
جنسيت
زن
محل سکونت
Iran ، مازندران ، شهسوار
علت عضويت
تماس با آشنايان و دوستان
زندگي با
با هم اتاقي ها در خوابگاه
تحصيلات
ليسانس
اطلاعات اضافي
...حرفهای ما هنوز ناتمام ...
تا نگاه می کنی، وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی!

پیش از آنکه با خبر شوی لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود آی ...

ای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چقدر زود دیر می شود!

یادت باشد که باران همان باران است، از ابتدای تاریخ ؛ و آسمان

همان آسمان می ماند تا انتهای تاریخ .

درختان ابدیتی ساخته اند؛ تکرار درخت ها ، آسمان و تکرار تلخ

آدمیزاد.

شاید ثانیه ای دیگر من نبوده ام یا نباشم و شاید قلم من را، یک

من دیگر روی کاغذ می غلطاند و کسی چه می داند که من

مرده ام ، کسی چه می داند که من هستم یا نیستم ؟!! دارم

می نویسم، انجیر بر شاخه های تابستان ممکن است کال

باشد.
دارم می نویسم، آب ممکن است مایه حیات نباشد و شاید پرده

های اتاق ما را کسی بکشد تا بیرون از پنجره را نبینیم....
دین
اسلام
قد
165-170
وزن
50-55
اخلاق و برخورد
شوخ ، جدي ، دوستانه ، شلوغ
مد و ظاهر
متغيير ، جين ، معمولي ، مدرن
صفحه وب
http://www.parniyan67.blogfa.com
تاریخ عضویت
28 فروردین 1388 ساعت 14:16
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.