کلوب به حیات خود ادامه می‌دهد! بخوانید ...
مریم ب , boshra_b

مریم ب

 ...
مریم ب , boshra_b

مریم ب

مطالب
cloobid
boshra_b
، 8 سال و 4 ماه و 14 روز
زن 36 ساله مجرد
فوق ليسانس ، ...

رسانه ها

  • فدائیان رهبر , janfadaclub
  • شیخ رجبعلی خیاط , sheykh_rajab_ali_khayat
  • حزب الله , hezbollah1
  • کامپیوتر بازان حرفه ایی , rezarayaeh
  • چگونگی ادامه راه شهدا(ادبیات انقلاب) , edalatvpishraft
  • 118 رسانه

    morebox img


تبلیغات

مریم ب , boshra_b
اینجا
یک تو آمدی و تمام
ضرب المثل ها بهم ریخت؛
دیگر اینجا دوری
دوستی نمی آورد..
دل اگر به دل راه داشت،
تو حالا اینجا پا به پای من
عاشقی می کردی... خواستن هم توانستن نیست؛
خواستمت اما هیچ وقت
نتوانستمت؛
اینجا فقط توبه گرگ مرگ است،
هر روز قرار است دیگر دلتنگ نشوم
اما هر شب دلتنگم؛
هر روز قرار است عاشقت نباشم اما
هر شب عاشق ترینم...
هی عاشقت می شوم..
هی دلتنگت..
نه دلی به دلی راه دارد؛
نه خواستنی توانستن است،
و نه هیچ دوری دوستی می آورد..
#محمد ارجمند
#ندارمت_ و در این_رنج ابدی_جان می سپارم_حضرت جان
ادامه
99
کامنت بنویسید...
سورنا  , fadat00
47 دقیقه پیش
لایک
ادامه
ساناز احمدیان , sanazz95
59 دقیقه پیش
بعضی ها هستند که می گویند
بی تو نمی توانم زندگی کنم
من از این دست آدم ها نیستم
من بی تو هم می توانم زندگی کنم
اما اگر با تو باشم
جور دیگری می توانم زندگی کنم ...

ناظم حکمت
ادامه
امیر بیصدا , amir734
1 ساعت پیش
ما برای رنج کشیدن آفریده شده ایم
ولی به دنبال لذت بردن می گردیم
باید پذیرفت که تنها راه ادامه دادن
لذت بردن از رنج هایی ست که می کشیم
ادامه
مریم ب , boshra_b
انسانها زود پشیمان میشوند
گاه از گفته هایشان
گاه از نگفته هایشان

اما سراغ ندارم ڪسی را
ڪه از مهربانی پشیمان شده باشد

خوشابه حال آنانڪه
خوب میدانندمهربانی
منطقی ترین گفت گوی زندگیست..
ادامه
19
3
7
مریم ب , boshra_b
حضرت یحیی ( ع ) 34 دقیقه پیش
ادامه
8
2
20
مریم ب , boshra_b
سیاست های مردانه

مدافع همسرتان باشید و از همسر خود در گفتار و کردار حمایت کنید. به هیچ کس حتی نزدیکان اجازه ندهید بی دلیل از همسر شما عیب_جویی کنند...!
ادامه
7
1
6
مریم ب , boshra_b
زیارتگاه حمال در تبریز

فرد بیسوادی در تبریز زندگی میکرد و تمام عمر خود را در بازار به حمالی و بارکشی می گذراند تا از این راه رزق حلالی بدست آورد.
یک روز که مثل همیشه در کوچه پس کوچه های شلوغ بازار مشغول حمل بار بود، برای آنکه نفسی تازه کند، بارش را روی زمین می گذارد و کمر راست می کند.
صدایی توجه اش را جلب می کند؛ می بیند بچه ای روی پشت بام مشغول بازی است و مادرش مدام بچه را دعوا میکند که ورجه وورجه نکن، می افتی!
در همان لحظه بچه به لبه بام نزدیک می شود و ناغافل پایش سر میخورد و به پایین پرت میشود.

مادر جیغی میکشد و مردم خیره می مانند.
حمال پیر فریاد می زند "خدایا نگهش دار"!
کودک میان آسمان و زمین معلق می ماند، پیرمرد نزدیک می شود، به آرامی او را می گیرد و به مادرش تحویل می دهد.
جمعیتی که شاهد این واقعه بودند همه دور او جمع می شوند و هر کس از او سوالی می پرسد:
یکی می گوید تو امام زمانی،
دیگری می گوید او حضرت خضر است،
کسانی هم می گویند جادوگری بلد است و سحر کرده.
حمال که دوباره به سختی بارش را بر دوش می گذارد،
خطاب به همه کسانی که هاج و واج مانده و هر یک به گونه ای واقعه را تفسیر می کنند، به آرامی و خونسردی می گوید:
"خیر، من نه امام زمانم، نه حضرت خضر و نه جادوگر. من همان حمالی هستم که پنجاه شصت سال است در این بازار می شناسید. من کار خارق العاده ای نکردم، بلکه ماجرا این است که یک عمر هر چه خدا فرموده بود، من اطاعت کردم، یک بار هم من از خدا خواستم، او اجابت کرد."
این واقعه بر سر زبان‌ها افتاد و این حمال جاودانه شد و قبرش در خیابان شمس تبریزی، زیارتگاه مردم تبریز شد.

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که خواجه خود روش بنده پروری داند
ادامه
11
2
8