| کلوب آی دی | bmsaran ، سن کلوبی : 4 سال و 10 ماه و 10 روز |
| درباره من | حرفهای مردونه این یه كار، مردونه است :d یعنی : تو این كار هیچ منطق درستی نیست و تو هم سعی نكن دلیلی برایش پیدا كنی میخواهی تو درست كردن شام كمكت كنم :d یعنی : پس چی شد این شام ؟ چرا رو میز آماده نیست زنم منو درك نمیكنه :d یعنی : همه قصه ها و خاطره های منو شنیده و دیگه خسته شده ماجرایش طولانیه و سر فرصت برات تعریف می كنم :d یعنی : اصلا خودم هم نفهمیدم چی شد من اخیرا" خیلی ورزش می كنم : d یعنی : باتری كنترل از راه دور تلویزیون تمام شده دسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم می مونه :d یعنی : تو هم كه غذا رو می سوزونی كمی استراحت كن عزیزم خسته شدی :d یعنی : بابا این جارو برقی رو خاموش كن می خوام فیلم ببینم عزیزم مادیات در عشق ما هیچ نقشی نداره :d یعنی : باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش كردم و كادو نخریدم ما تو كار خونه با هم مشاركت می كنیم :d یعنی : من ریخت و پاش می كنم او جمع و جور می كند ته تغاری یاد از آن روزی كه بودم اولی ناز و طنازو عزیز و فلفلی شاه خانه بودم و با داد و دود هر چه می خواستم آماده بود وای از آن روزی كه آمد دومی نق نقو و بد ادا و قم قمی من وزیر گشتم و افتادم ز جاه دومی به جای من گردید شاه تا به خود آیم و خودداری كنم سومی آمد و او شد خواهرم دختری زیبا و خوشرو مثل ماه من و داداشم كشیدیم سوز و آه جای سبزی و نشاط و خرمی سر رسید از گرد راه ، چهارمی دیگر آن خانه برایم تنگ شد سبزی و گل در نگاهم سنگ شد داشتم می كردم عادت ، ناگهان پنجمی هم پا نهاد بر این جهان بهر سوزش پنج تن كافی نبود ششمی هیزم شد و ما مثل دود ناصر و منصور و شهناز و شهین احمد و فرهاد ، هفتم شد مهین خانه مان گردید درهم برهمی سه قلو هشتمی و نهمی و دهمی ای امان و ای امان و ای امان ای امان از دست بابا و مامان مادرم شد بار دیگر حامله این كه آید تیم فوتبال كامله ناصر و منصور و شهناز و شهین احمد و فرهاد و عباس و مهین علیمردانِ گل و معصومه جان آخری هم می شود دروازه بان:d |
| وضعیت | مرد25 ساله مجرد متولد 7/دی/1366 |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | Iran ، تهران ، تهرون |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | تماس با همکاران و همکلاسان فعلي و گذشته |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | فوق ديپلم |
| شغل | بی کارو همه کاره |
| اطلاعات اضافي | خدایا ! بگذار در چرخه ای که دوباره می چرخد چرخ زندگی هامان بچرخد :D و هیچ جوانی حسرتخوار زندگی دیگری نباشد :D و هیچ کودکی در اندوه شیرینی یک گیلاس ننشیند :D و هیچ پیری آزرده موهای سپیدش نشود :D خدایا ! شبت قرارگاه دلهای عاشق است :D نه جای امن دزدان و بدکاران :D به ماه فرمان ده تا نورش را بالا پوش بندگانت کند :D نه شبچراغ بد اندیشان روزگار:D خدایا ! دلهایمان را چنان وسعت ده که خانه همه بندگانت شود :D و حقارت را از ما بران تا برای مشتی برنج و قرصی نان بر هم تیغ نکشیم :D و دشنام نگوییم و برادرانمان را دشمن نخوانیم :D نگذار خاطره دیروزهای پر از تو را فراموش کنیم :D و دل خوش باشیم به امروز پر کینه :D و شرمسار فردایمان باشم :D خدایا ! بگذار در این روزها که می آید نیت کنیم :D که در خانه هر ایرانی سلامتی باشد :D شور باشد شعر باشد ساز باشد و عشق عشق نیز باشد .:D خدایا ! خودت به فریادمان برس ! :D . . . روزی صد دفعه غلط کردمو مشقم کردن:D تا به قول خودشون ، ابلیسو آدم کردن :D تا لبم خواست بگه نه ، با تو سری گفتن : « هیس ... حرف نزن ، هیچی نگو ، فقط بشین و بنویس :D بنویس هیچ کاری از دست کسی بر نمیاد ... بنویس دیگه چشمام دلیل روشن نمیخواد :D بنویس هر چی رو باید بنویسی ،بنویس »:D ولی تا نوشتم از حق خودم ، گفتن : « هیس ...!!! »:D آخه تا کی ؟ تا کی تظاهر به نفهمی ؟ تا کی من باید چشمامو ببندم تا کی ما باید چشمامونو ببندیم ... :Dتا کی این چیزا رو ببینیم و ساکت بشینیم ... مگه ما آدم نیستیم ؟:D آخه چرا ؟ :Dیکی نیست جواب این چرا ها رو بده ؟:D هر روز بدتر از دیروز ! امسال بدتر از پارسال ! :Dپس کی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:D مگه ما دلمون و قلبمون از سنگه ؟ :Dچرا ؟:D اگه هر کسی منتظر کسی دیگه باشه دنیا از این بدتر میشه ... :Dآخه کی میتونه ببینه دختری که میتونه الان تو مدرسه و دانشگاه باشه باید بیاد از بی کاری و بی پولی .......:D واقعا متاسفم .. :Dبرای خودم ... :Dبرای شماها .... :Dبرای مملکتی که توش بزرگ شدم و بهش می بالم ... :Dپس اینا چه خاکی دارن تو سرشون میریزن ؟؟؟؟؟:D پ.ن : منو ببخشید هیچ وقت نمیتونم این چیزا رو ببینم و خودمو کنترل کنم ...:D اگه حرف بدی زدم پوزش میخوام ...:D ولی من یکی دیگه نمیتونم این چیزا رو نادیده بگیرم ...:D به امید روزی که ............ :D خدایا خودت به فریادمون برس ... :D شما در قرن21 زندگی می كنید اگر...:D 1-ناخودآگاه پسوردتان را به دستگاه ماكروویوتان می دهید!:D 2-برای بازی تكنفره با كارت حتی سالی یكبار هم از كارت های واقعی استفاده نمی كنید!:D 3-برای تماس با 3 نفر یك لیست از 15 شماره تلفن دارید!:D 4- برای كسی كه در میز كناری شما كار می كند ایمیل ارسال می كنید!:D 5-دلیل شما برای تماس نگرفتن با دوستانتان این است كه آنها آدرس ایمیل ندارند!:D 6-بعد از یك روز كاری طولانی وقتی به منزل برمی گردید هنوز هم به تلفن های مربوط به محل كارتان پاسخ می دهید!:D 7-وقتی از خانه می خواهید تلفن بزنید قبل از شماره گیری ناخودآگاه 9 را می گیرد تا خط آزاد به شما بدهد! :D 8-شما چهار سال روی یك میز كار می كنید و در این مدت برای سه شركت مختلف كار كرده اید!:D 10- طرز سخن گفتن تان را از اخبار ساعت 11 یاد می گیرید! :D 11-رئیس شما توانایی انجام كار شما را ندارد!:D 12-وقتی به خانه بر می گردید با تلفن همراه به خانه زنگ می زنید تا ببینید كسی خانه هست یا نه!:D 13-تمام برنامه های تجاری تلویزیون دارای وب سایتی هستند که در پایین صفحه نشان داده میشوند!:D 14-خارج شدن از خانه بدون تلفن همراه (كاری كه 20 ،30 یا حتی 60 بار در زندگی تان آن را انجام داده اید ) برایتان ناراحت كننده است و دلیلی می شود كه برای برداشتن ان به خانه برگردید!!!:D 15-صبح كه از خواب بیدار می شوید قبل از اینكه قهوه بنوشید به سراغ اینترنت می روید!:D 16-برای لبخند زدن گردنتان را كج می كنید!:D 17-شما این مطلب را در حالیكه لبخند تائید آمیز می زنید می خوانید! :D 18-حتی بدتر از آن در فكر هستید كه این مطلب را برای چه کسی فوروارد کنید!!! :D 19-آنقدر سرتان گرم است كه متوجه نشدید این لیست شماره 9 ندارد! :D 20-در واقع شما الان صفحه را بالا بردید كه ببینید آیا واقعا شماره 9 توی این لیست نیست ?!:D والان دارید به خودتان میخندید !!!:D ........:D یه وقتا ادما خیلی دلتنگ میشن که هیچ حضوری بهشون ارامش نمیده:D اینقدر دلتنگند، که از آینه متنفر میشن:D انگار یه چیزایی رو گم کردن ،شایدم یه کسی رو:D اره ما وقتی دلتنگ میشیم که خدا رو گم میکنیم ، :Dیادمون میره که یه خدا هست که همیشه عاشق ، :Dیه خدایی هست مارو دوست داره بدون اینکه بدونیم ، :Dو همیشه حاضر به حرفای ما گوش بده:D یادمون میره که برای خدا هیچ وقت دیر نیست ، :Dاو همیشه منتظره:D هر وقت بریم در خونشو بزنیم ، :Dدر باز میشه ، :Dاو همیشه جواب تمام دلخستگی های ماست:D پس بیا یه بارم که شده ما بریم طرف خدا ،:D عاشقش باشیم :D و دوسش داشته باشیم:D پس حالا ما دیگه دلتنگ نیستیم ، :Dهر وقت دلتنگ باشیم یکی هست که با ماست:D |
| دین | اسلام |
| گرايش سياسي | هيچکدام ! |
| قد | 175-180 |
| وزن | 65-70 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، جدي ، دوستانه ، شلوغ ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | متغيير ، جين ، راحت ، مد روز ، مدرن |
| صفحه وب | http://360.yahoo.com/shalvvarak |
| تاریخ عضویت | 11 فروردین 1386 ساعت 04:07 |
| علایق | به سفر خیلی علاقه دارم،:Dجونمو میدم باسه ی آدم با معرفت که نیست:D |
| ورزش | از رزمی بدم نمیاد |
| فعاليتها | کارو ورزش و درس |
| کتاب | به درد شما نمی خوره:D |
| موسيقي | فقط پاپ اون هم خواننده های خودمون که تو ایران میخونن |
| برنامه تلويزيون | فیام کمدی و افسانه ای و رزمی و اکشن |
| فيلمها | بابا یادم نیست |
| غذا | قرمه سبزی:D |
| ايميل 1 | shalvvarak [at] yahoo [dot] com |
| آدرس | هر جا که حال کنموحالا مثلا بدونی چه فرقی به حالت میکنه؟ |
| دانشگاه | علامه فیض کاشانی(کاشان) |
| دبيرستان | آزادی فلسطین:D |
| رشته | مهندسی برق قدرت |
| سال فارغ التحصيلي | 84:D |
| نام محل کار | هر جا که کار باشه |
| عنوان شغلي | همه کاه و هیچ کاره:D |
| در مورد کار من | بد نیست:D |
| مهارتها | هر کار فنی که بخواهی:D |
| علايق کاري | فرقی نمیکنه:D |
| من در يک جمله ! | چه میدونم؟:D |
| رنگ مو | مشکي |
| رنگ چشم | قهوه اي |
| وضعيت بدني | لاغر |
| وضعيت ظاهري | زيبا |
| مشخصه اصلي | قدرت ، باهوش ، گپ زن ، پر سرو صدا ، پر هيجان |