لیست کلوبها :: 318 آذر 85 - 20:43 |
چه روزهای زلالی بود همیشه یكی از ما چشم می گذاشت تا بی نهایت بوسه می شمرد ودیگری در حول و حوش شهامت سایه ها پنهان می شد! ساده ساده پیدایم می كردی!پونه پنهان نشین من! پس چرا در این سكوت پیدایم نمی كنی؟ بیا و سرزده برگرد! بگو: -ساك ساك! ای مسافر ساده سرودنها! |
لیست توصیفنامه ها27 دی 85 - 10:47 | |
این آقا بابک از بچه های دانشگاهمونه ...
آدم با کلاسیه ... خوش صحبتم هس! |
14 آذر 85 - 12:53 | |
تو لحظه آخرم میگذره فاب از سرم |
14 آذر 85 - 12:52 | |
جشن تولد مرگمو زیر فاب میگیرم |















