userinfo close

پیام های کوتاه

رزینا ساکتی , rozina_s
Salam tavalodet mobarak :-)
1 سال پیش
   
شهاب شجاعی , shahab_se7en
کلوب هفت http://www.cloob.com/clubname/se7enclub
1 سال پیش
   
علیرضا ن , a_r_n7004
سلام خریدار كلوب شما هستم در صورت موافقت قیمت چند؟ منتظرم خبر اوكی یا نه شما هستم.
1 سال پیش
   
www.Afghan Marketing.com , afghanmarketing
تولدت مبارک باد اینهم یه سایت تحت لینک هدیه از طرف منwww.irstudy.com باید عضواش شی توی اسم دقت کن
2 سال پیش
   
حسام احمدیان , abi85_co
salam tavalodeton ra be u tabrik migam omidvaram hamishe shad bashi,khoshhal misham agr u movafegh bashi ba u ashena shavam
2 سال پیش
   
الان داره بزرگ میشه پسرم وای خدا

رز سیاه

black_rose_oo

مرد 30 ساله متاهل ، مشاهده پروفایل
7 سال و 12 روز سن کلوبی ،
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران ما گذشتیم و ...
 

اطلاعات پروفایل

به چشمان خود یاد بده که هر کسی ارزش دیدن نداره . به دل هایتان یاد بدین که هر کسی ارزش دل بستن نداره . به دستهایتان یاد بدین که هر کسی ارزش دست گرفتن نداره . به فکر و حستان یاد بدین که هر کسی ارزش اعتماد نداره . حتی ، به بدنتان یاد بدین که هر کس
کلوب آی دی
cloobid
black_rose_oo
، سن کلوبی : 7 سال و 12 روز
درباره من
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

تو بمان و دگران وای به حال دگران
وضعیت
مرد30 ساله متاهل
جنسيت
مرد
محل سکونت
Sweden ، Stockhol
زندگي با
با همسر
تعداد بچه ها
1
تحصيلات
ليسانس
شغل
بازرگان-تجارت
اطلاعات اضافي
خیلی دقت كن جای برگشتی نیست مواظب باش *********************************************
روز اول پیش خود گفتم
دیگرش هرگز نخواهم دید
روزدوم باز میگفتم لیك
با اندوه و با تردید
روز سوم هم گذشت اما
بر سر پیمان خودبودم
ظلمت زندان مرا می كشت
باز زندانبان خوذ بودم
آن من دیوانه عاصی
در درونم هایهو میكرد
مشت بر دیوارها میكوفت
روزنی را جستجو میكرد
در درونم راه می پیمود
همچو روحی در شبستانی
بر درونم سایه می افكند
همچو ابری بربیابانی
می شنیدم نیمه شب درخواب
های های گریه هایش را
در صدایم گوش میكردم
دردسیال صدایش را
شرمگین میخواندمش برخویش
از چه رو بیهوده گریانی؟
در میان گریه مینالید
دوستش دارم نمی دانی
بانگ او آن بانگ لرزان بود
كز جهانی دور بر میخواست
لیك درمن تاكه میپیچید
مرده ای ازگور برمیخواست
مرده ای كزپیكرش میریخت
عطرشورانگیز شب بوها
قلب من درسینه میلرزید
مثل قلب بچه آهوها
در سیاهی پیش می امد
جسمش از ذرات ظلمت بود
چون به من نزدیكتر میشد
ورطه تاریك لذت بود
می نشستم خسته دربستر
خیره درچشمان رویاها
زورق اندیشه ام،آرام
میگذشت از مرزدنیاها
بازتصویری غبارآلود
زان شب كوچك، شب میعاد
زان اطاق ساكت سرشار
ازسعادت های بی بنیاد
درسیاهی دستهای من
میشكفت ازحس دستانش
شكل سرگردانی من بود
بوی غم میدادچشمانش
ریشه هامان درسیاهی ها
قلب هامان،میوه های نور
یكدگر را سیر میكردیم
با بهار باغهای دور
مینشستم خسته در بستر
خیره در چشمان رویاها
زورق اندیشه ام آرام
میگذشت از مرز دنیاها
روزها رفتندومن دیگر
خود نمیدانم كدامینم
آن من سرسخت مغرورم
یامن مغلوب دیرینم
بگذرم گرازسرپیمان
میكشداین غم دگربارم
مینشینم شایداوآید
عاقبت روزی به دیدارم
دین
اسلام
گرايش سياسي
هيچکدام !
قد
180-185
وزن
85-90
اخلاق و برخورد
شوخ ، جدي ، دوستانه ، شلوغ ، تيزهوش
مد و ظاهر
متغيير ، جين ، راحت ، کت و شلوار ، مدرن
صفحه وب
http://www.nanakiha.persianblog.ir
تاریخ عضویت
10 بهمن 1383 ساعت 15:15
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.