لیست دوستان برای دوستان مقدور می باشد.
لیست کلوب ها برای دوستان مقدور می باشد.
| نام | رز سیاه |
| کلوب آی دی | black_rose_oo |
| درباره من | چرا من با یكی دیگه این كارو می كردی ********************************************* از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگران |
| پيام ضروري | به چشمان خود یاد بده که هر کسی ارزش دیدن نداره . به دل هایتان یاد بدین که هر کسی ارزش دل بستن نداره . به دستهایتان یاد بدین که هر کسی ارزش دست گرفتن نداره . به فکر و حستان یاد بدین که هر کسی ارزش اعتماد نداره . حتی ، به بدنتان یاد بدین که هر کسی ارزش هم خوابی نداره . ********************************************* چند روز پیش داشتم فکر میکردم عجب دنیای عجیبه...یه روز دلت واسه یکی پرپر میزنه از فکرش شب و روزتو نمی فهمی...از حس عشقی که بهش پیدا کردی خفه میشی به خاطرش به هزار بدبختی تن میدی...زندگیتو فقط در اون خلاصه می کنی یه روز که از دستش میدی اول بهت زده میشی...بعد زار میزنی..گریه می کنی عین خلها به در و دیوار میزنی..بعد عصبانی میشی..واسش خط و نشون میکشی هر کاری می کنی که این رابطه خراب نشه...اما نمیشه و تو می مونی و خودت و تنهاییت و یه دل زخم خورده و یه روح آسیب دیده...با کلی خاطره و درد. یه روز بعدش حس می کنی یکی دیگه اومده تو زندگیت بی اونکه بفهمی یا بخوای باهاش انس میگیری...یواش یواش جدیده جایگزین قدیمیه میشه البته هنوزم گهگاهی یاد اون گذشته ها می افتی ولی فقط یه آه میکشی و ممکنه چند تا قطره اشکم بریزی اما به مرور زمان دیگه دفتر قدیمیه رو میبندی...و میذاریش تو صندوقچه خاطراتت حتی اگه بر حسب تصادفم ببینیش یا باهاش برخورد کنی...دیگه هیچی آزارت نمیده دیگه ضربان قلبت تند نمیشه...دیگه دستات نمیلزره الان فقط یه حس داری...به خودت می خندی که عجب احمقی بودم که وقتی رفت اونطوری دیوونه شدما امامیدونی ؟؟...این رسم زندگیه....یه رسم زشت و سنگدل...تا قیام قیامت دوستت دارم ولی دیگه نمیخوامت |
| وضعیت | مرد26 ساله طلاق گرفته |
| تولد | 2/آبان/1361 |
| سن کلوبی | 3 سال و 5 ماه و 27 روز |
| جنسيت | مرد |
| زندگي با | تنها |
| تحصيلات | ليسانس |
| شغل | یه اطلاعاتی كه نمیگه چی كارس |
| اطلاعات اضافي | خیلی دقت كن جای برگشتی نیست مواظب باش ********************************************* روز اول پیش خود گفتم دیگرش هرگز نخواهم دید روزدوم باز میگفتم لیك با اندوه و با تردید روز سوم هم گذشت اما بر سر پیمان خودبودم ظلمت زندان مرا می كشت باز زندانبان خوذ بودم آن من دیوانه عاصی در درونم هایهو میكرد مشت بر دیوارها میكوفت روزنی را جستجو میكرد در درونم راه می پیمود همچو روحی در شبستانی بر درونم سایه می افكند همچو ابری بربیابانی می شنیدم نیمه شب درخواب های های گریه هایش را در صدایم گوش میكردم دردسیال صدایش را شرمگین میخواندمش برخویش از چه رو بیهوده گریانی؟ در میان گریه مینالید دوستش دارم نمی دانی بانگ او آن بانگ لرزان بود كز جهانی دور بر میخواست لیك درمن تاكه میپیچید مرده ای ازگور برمیخواست مرده ای كزپیكرش میریخت عطرشورانگیز شب بوها قلب من درسینه میلرزید مثل قلب بچه آهوها در سیاهی پیش می امد جسمش از ذرات ظلمت بود چون به من نزدیكتر میشد ورطه تاریك لذت بود می نشستم خسته دربستر خیره درچشمان رویاها زورق اندیشه ام،آرام میگذشت از مرزدنیاها بازتصویری غبارآلود زان شب كوچك، شب میعاد زان اطاق ساكت سرشار ازسعادت های بی بنیاد درسیاهی دستهای من میشكفت ازحس دستانش شكل سرگردانی من بود بوی غم میدادچشمانش ریشه هامان درسیاهی ها قلب هامان،میوه های نور یكدگر را سیر میكردیم با بهار باغهای دور مینشستم خسته در بستر خیره در چشمان رویاها زورق اندیشه ام آرام میگذشت از مرز دنیاها روزها رفتندومن دیگر خود نمیدانم كدامینم آن من سرسخت مغرورم یامن مغلوب دیرینم بگذرم گرازسرپیمان میكشداین غم دگربارم مینشینم شایداوآید عاقبت روزی به دیدارم |
| دین | اسلام |
| گرايش سياسي | هيچکدام ! |
| قد | 180-185 |
| وزن | 85-90 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، جدي ، دوستانه ، گوشه گير ، شلوغ ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | جين ، راحت ، معمولي ، مدرن |
| صفحه وب | http://www.nanakiha.persianblog.ir |
| تاریخ عضویت | 10 بهمن 1383 ساعت 15:15 |
لیست وبلاگ ها برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها برای دوستان مقدور می باشد.







