__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 41
  • نام کلوب :پروفسور محمود حسابی
    نام انگلیسی : professor_hesabi
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    2476 عضو ، 109 بحث ، 4 آلبوم ، 4 لینک

    پروفسور محمود حسابی

  • نام کلوب :اهداء عضو
    نام انگلیسی : organ_donation
    تاسیس : 13 خرداد 1384
    4306 عضو ، 250 بحث ، 15 مقاله ، 7 لینک ، 2 نظرسنجی

    اهداء عضو

  • نام کلوب :دکتر شریعتی
    نام انگلیسی : shareiati
    تاسیس : 29 آذر 1383
    13986 عضو ، 120 بحث ، 60 آلبوم ، 64 مقاله ، 38 لینک ، 30 نظرسنجی

    دکتر شریعتی

  • نام کلوب :علیرضا افتخاری
    نام انگلیسی : eftekharialireza
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    543 عضو ، 110 بحث ، 7 آلبوم ، 1 مقاله ، 8 لینک

    علیرضا افتخاری

  • نام کلوب :محسن یگانه
    نام انگلیسی : mohsenyeganeh
    تاسیس : 5 خرداد 1385
    1565 عضو ، 19 بحث ، 5 آلبوم ، 3 لینک ، 1 نظرسنجی

    محسن یگانه

  • نام کلوب :امید
    نام انگلیسی : omid
    تاسیس : 10 تیر 1384
    227 عضو ، 27 بحث ، 15 آلبوم ، 2 مقاله ، 1 لینک

    امید

نجوا
18 خرداد 87 - 23:43

ای خدای مهربانم شب شد باز

دل هوای تو کرده بسیار تنگ شد زود باز

نشستم من در این سرمای شب تک و تنها

تا بگویی برایم از سرّ شب و من بگویم صد دل  راز

ای خدای مهربانم نگاهم کن تا ببینی بنده خودت را

منم آن مخلوق تو، زیبای من دلم با توست

همه امیدم و دلخوشی من به آن است

كه تو خدایی و با آن خدایی همه نگاهت به من است

ای خدایم دلم را نگاه كن

با تو می‌گویم چون تو می‌دانی

غمی دارم در دلم

به حالم ای جان نظر كن

گنه‌كارم، می‌دانی و می‌دانم

آرزوی بازگشتم به سوی تو را دارم

تا بگویم باز از آرزو‌هایم

بشینم تا ببینم روز را پس آن شب‌های بی‌انتها

شب‌ را با  آن سرمای گرمابخشش، آن تاریكی نورانی

تو را می‌خواهم از تو

تا كه آرام گیرد این دل

غمگسارم باش جانم

ای تو خدایم مهربانم آرام جانم دلم را به تو می‌سپارم.

 

لیست توصیفنامه ها
13 خرداد 87 - 16:52
Adam;do you love me? havva;mage charei dige ham daram??? va in goone khodavand eshgh ra afarid.!!
2 خرداد 87 - 13:42
روزی دروغ به حقیقت گفت : مــــیل داری با هم به دریـــا برویم و شنـــا کنیم ، حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد . دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و رفت . از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود
2 خرداد 87 - 13:41
چو سنگها صدای مرا گوش می كنی سنگی و ناشنیده فراموش می كنی رگبار نوبهاری و خواب دریچه را از ضربه های وسوسه مغشوش می كنی دست مرا كه ساقه سبز نوازش است با برگهای مرده هم اغوش می كنی گمراه تر از روح شرابی و دیده را در شعله م نشانی و مدهوش می كنی ای ماهی طلایی مرداب خون من خوش باد مستیت كه مرا نوش می كنی تو دره بنفش غروبی كه روز را بر سینه می فشاری و خاموش می كنی در سایه ها فروغ تو بنشست و رنگ باخت او را به سایه از چه سیه پوش می كنی
__