لیست کلوبها :: 41نجوا 18 خرداد 87 - 23:43 |
ای خدای مهربانم شب شد بازدل هوای تو کرده بسیار تنگ شد زود بازنشستم من در این سرمای شب تک و تنهاتا بگویی برایم از سرّ شب و من بگویم صد دل رازای خدای مهربانم نگاهم کن تا ببینی بنده خودت رامنم آن مخلوق تو، زیبای من دلم با توستهمه امیدم و دلخوشی من به آن استكه تو خدایی و با آن خدایی همه نگاهت به من استای خدایم دلم را نگاه كنبا تو میگویم چون تو میدانیغمی دارم در دلمبه حالم ای جان نظر كنگنهكارم، میدانی و میدانمآرزوی بازگشتم به سوی تو را دارمتا بگویم باز از آرزوهایمبشینم تا ببینم روز را پس آن شبهای بیانتهاشب را با آن سرمای گرمابخشش، آن تاریكی نورانیتو را میخواهم از توتا كه آرام گیرد این دلغمگسارم باش جانمای تو خدایم مهربانم آرام جانم دلم را به تو میسپارم. |
لیست توصیفنامه ها13 خرداد 87 - 16:52 | |
Adam;do you love me? havva;mage charei dige ham daram??? va in goone khodavand eshgh ra afarid.!! |
2 خرداد 87 - 13:42 | |
روزی دروغ به حقیقت گفت : مــــیل داری با هم به دریـــا برویم و شنـــا کنیم ، حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد . دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و رفت . از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود |
2 خرداد 87 - 13:41 | |
چو سنگها صدای مرا گوش می كنی سنگی و ناشنیده فراموش می كنی رگبار نوبهاری و خواب دریچه را از ضربه های وسوسه مغشوش می كنی دست مرا كه ساقه سبز نوازش است با برگهای مرده هم اغوش می كنی گمراه تر از روح شرابی و دیده را در شعله م نشانی و مدهوش می كنی ای ماهی طلایی مرداب خون من خوش باد مستیت كه مرا نوش می كنی تو دره بنفش غروبی كه روز را بر سینه می فشاری و خاموش می كنی در سایه ها فروغ تو بنشست و رنگ باخت او را به سایه از چه سیه پوش می كنی |
















