__
لیست دوستان برای دوستان مقدور می باشد.
لیست کلوبها :: 57
  • نام کلوب :بچه های اردبیل و ایران
    نام انگلیسی : bachehaye_ard
    تاسیس : 25 فروردین 1385
    1868 عضو ، 26 بحث ، 53 آلبوم ، 170 مقاله ، 7 لینک ، 5 نظرسنجی

    بچه های اردبیل و ایران زمین

  • نام کلوب :مهندسی کامپیوتر
    نام انگلیسی : computer_engineering
    تاسیس : 15 دی 1383
    7652 عضو ، 2273 بحث ، 6 آلبوم ، 36 مقاله ، 23 لینک ، 2 نظرسنجی

    مهندسی کامپیوتر

  • نام کلوب :پاتوق
    نام انگلیسی : patogh
    تاسیس : 17 اردیبهشت 1384
    6822 عضو ، 151 بحث ، 7 آلبوم ، 51 مقاله

    پاتوق

  • نام کلوب :ایران
    نام انگلیسی : iran_vatanam
    تاسیس : 19 دی 1383
    3181 عضو ، 808 بحث ، 11 آلبوم ، 21 مقاله ، 14 لینک ، 3 نظرسنجی

    ایران

  • نام کلوب :اردبیلی های دور دنیا
    نام انگلیسی : nazli
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    575 عضو ، 182 بحث ، 8 آلبوم ، 10 لینک

    اردبیلی های دور دنیا

  • نام کلوب :پرسپولیس
    نام انگلیسی : persepolis
    تاسیس : 8 دی 1383
    22546 عضو ، 3856 بحث ، 59 آلبوم ، 18 مقاله ، 20 لینک ، 39 نظرسنجی

    پرسپولیس

dust
11 اردیبهشت 87 - 17:54
6ard9xl.jpg
لیست توصیفنامه ها
13 دی 86 - 10:09
سالها پیش از این در بهاری زیبا در غروبی غمگین در سكوتی سنگین ما به هم بر خوردیم تو برای دل من آن غروب غمگین آن سكوت سنگین من برای دل تو آن بهار زیبا تو هزاران فتنه در نگاهت خفته من به دنبال نگاهت به بلا افتاده روزها از پی هم , تو جدا از غم و فارغ از غم من و غم دست به هم از گذرگاه زمان می گذریم تو سراپا شادی غرق در نغمه این آزادی فارغ از سلسله بند نگاهت بودی دل بیچاره من , در بهاری زیبا , در غروبی غمگین , در سكوتی سنگین بی خبر گشت اسیر من در اندیشه ان فصل بهار در زمستانی سرد , با دلی رفته ز دست زیر لب می گویم كاش می شد به تو گفت : تو تنها نفس شعر من , تو تنها امید دل نا امید من كاش می شد به تو گفت : تو بمان , دور مشو از بر من , تو بمان تا نمیرد دل من حیف می دانم من تو همانگونه كه بود آمدنت در بهاری زیبا , در غروبی غمگین , در سكوتی سنگین دل مجنون مرا زیر پا می نهی و می گذری
12 آذر 86 - 10:18
حس دلنشین « دوست داشتن » آدمی رو به وجد می آره ! اونوقته که همه انتظارها و چشم به راهی ها معنی و مفهوم پیدا می کنه و آدم رو آماده می کنه تا با هر سختی توی زندگی مواجه بشه و نا امیدی رو به دلش راه نده. اونوقته که دیگه درد آزارش نمی ده ! اونوقته که می تونه آماده بشه تا برای زندگی مبارزه کنه! انعکاس آهنگ دلنشین دوستی رو توی دلت حس می کنی و وقتی به یادش می افتی دلت در عین بی قراری آرامش خاصی پیدا می کنه . آرامشی که در هیچ زمانی تجربه اش نمی کنی مگر یاد او ! الا بذكر الله تطمئن القلوب و وقتی می بینی او تو رو بیشتر از خودت دوست داره! متعجبی که چرا گاهی اینقدر زود فراموشش می کنی. و سخت می شه زمانی که حتی در حضور همیشگی او و فراموشی تو دست به کاری می زنی که باعث می شه از راهش دور بشی! اما باز او آغوش باز می کنه تا پناه تو باشه! پناه همه بی کسی های تو! زمانی که دوست داشتن رو در دل انسانهایی جستجو می کنی که تیره گی این دنیا دلشون رو سیاه کرده می بینی که ... نه !!! راه رو به اشتباه اومدی ! اون چیزی دوست داشتن واقعی هست که تو رو به سمت نور و روشنایی می بره. هر چند پیمودن این راه سخت باشه . هر چند همراه با درد و پریشانی باشه اما هر قدم، اشتیاق تو رو بیشتر می کنه برای یافتن وجود گمشده خودت! و تو با یاد او که همیشه همراهت هست با این خلوت دلنشین انس می گیری ! دلت می خواد سکوت کنی. بدون هیچ فریادی، که کسی جز او ترجمان این سکوتت نیست ! به خلوت انس پناه ببری و دستان پر نیازت رو به درگاهش بلند کنی . اون وقته که جویبارهای زلال عشق از دیدگانت جاری می شه و می دونی چقدر دلتنگش هستی! و گرمابخش وجود سرد تو یاد او می شه. کسی که بدون هیچ چشمداشتی همیشه به حرفات گوش می کنه و تو رو فقط به خاطر خودت دوست داره. نه به خاطر هیچ چیز و هیچ کس دیگه !!! او که همه چیز رو برای راحتی و آسایش تو فراهم آورده . و این بخشش مثل خورشیدی می مونه توی آسمون آبی زندگی تو، بدون نیاز به تو روشنایی رو بهت هدیه می ده! اما همین خورشید در انتهای روز غروب می کنه! اما مهر جاودانی او هیچ غروبی رو در پی نداشته و نداره! مهتابی که برای دلداری تو شب ها در دل آسمون تیره و پر ستاره سرک می کشه که مبادا تو دلتنگ خورشید بشی! اما همین مهتاب همیشه گرد و کامل نیست ! ولی او همیشه عین کمال هست! جویباری که جاری می شه و همه زمین ها رو سیراب می کنه و گیاهانی که از زمین سر بر می آورند تا تو زندگی کنی . و چرخه زندگی برای زیستن تو ، برای زیبا زیستن تو پیوسته در جریانه ! و همه این ها مخلوق اوست برای تو ! تا هر روز صبح با دیدن خورشید، بخشش رو درک کنی و با دیدن نور و روشنایی به یادش باشی! تا هر شب با دیدن ماه و ستارگان و آرامش شب از تاریکی نترسی و به یادش باشی و در ترس و تنهایی بدونی که او هست ، برای مراقبت از تو تا با دیدن همه زیبایی های دنیا او رو ستایش و تحسین کنی و از زیبایی لذت ببری و پی به زیبایی وجودش ببری! و به خودت نگاه کنی ! ببینی که سرشار از مهرش هستی ! تو شرمسار هستی که چطور شکر و سپاس همه این نعمت ها رو به جا بیاری ! چطور از خدای خودت تشکر کنی و چطور می تونی همیشه ، در هر حال و در هر زمانی به یادش باشی! وقتی احساس می کنی تنها شدی این صدای خداست که به گوش می رسه که : بر من توکل کن! و تو بیش از هر زمان دیگری مشتاقانه به سوی او رهسپار خواهی شد! چون می دونی خداوند مطمئن ترین تکیه گاه تو خواهد بود. خدایا خیلی دوستت دارم ! خدایا ازت متشکرم ! به خاطر همه چیز ! به دل بگویم : دوست من آزار دیدی ؟ تحمل کن . آزار تو شفای روح و جان من است . اگر آزار دیدی گذشت کن و بگذر . دوام بیاور دل من که شفای زندگیم از توست . دل من ، از تو حمایت می کنم . اگر تکه تکه شدی به خلوت برو تا لبه های بریده ات دل کسی را نیازارد . دل من بیا تحمل کنیم . بگذار همه بگویند گوشه نشین شده ! خیالی نیست بیا دوام بیاوریم یادم باشد : پاسدار و محافظ قلبم باشم ولی اگر کسی دلم را شکست بگویم اشکالی ندارد . تو هم دستت اشتباهی خورد . به خلوت بروم تا مداوایش کنم ! تا خدا را بگویم که دلم را که دست همه اشتباهی می خورد می شکند مداوایش کند. یادم باشد : تنها هستم و این عالی است چون ماه بالای سر تنهاییست. تنهایی را حتی با یک فنجان چای داغ باید جشن گرفت یادم باشد جوشن کبیر بخوانم تا دلم که عاشقانه معبودم را می ستاید جمله برای گفتن داشته باشد تا لکنت نگیرد یادم باشد : معبودم پر عظمت است . عظمتش آرامم می کند . یادم باشد : جز الله کسی ندارم
12 آذر 86 - 10:18
به كسی دل نبند چون به تو دل نمی بندد ، خودت را به كسی نباز چون به زندگی در دنیا می بازی ، با خودت بازی نكن كه در این بازی بازنده می شوی . برایش نامه ننویس چون نه برایت می نویسد نه به تو فكر می كند ، به یادش نباش كه به یادت نیست و با او نمان كه با تو نمی ماند . بی او نمیر كه تو را میمیراند و خود نمیمیرد ، برایش دادوفغان راه نینداز كه آن سر دنیا برای خود عروسی به پا می كند . خانه دلت را برایش باز نكن كه مهمان دو روزه ات می شود و می رود . نگذار زیر سایه وجودت ، زیر سایه نگاهت مامن گزیند كه زیركانه با تبر از ریشه تو را قطع می كند . جام وجودت را در دستانش قرار نده كه چند پیاله شراب مستانه از وجودت می خورد و جام را می شكند !!! به او بها نده كه برای وجودت بهائی قائل نمی شود ، به او رو نده كه از سر و كولت بالا می رود و با وجودت بازی می كند . اصلاً با او نباش ، بهترین راه ممكن همین است كه بی او باشی ، بی او سپری كن ، بی او نفس بكش ، بی او بمان ، بی او بی وجود آزار دهنده او آزاد باش 25آبان
__