کلوب دات کام پس از 12 سال فعالیت خاموش می شود بخوانید ...
بهزاد   , behzady

بهزاد

 قطره ی اشکیم اما در درون دل نهان     گر به سوی دیده ره یابیم دریا می شویم
بهزاد   , behzady

بهزاد

مطالب تصاویر 73
cloobid
behzady
، 11 سال و 8 ماه و 11 روز
مرد 52 ساله مجرد
ليسانس ،

آلبوم تصاویر

73 تصویر ...

morebox img

رسانه ها

  • عکاسی هنری , photoclub
  • مورچه , moorcheclub
  • جنجال , bombclub
  • موسیقی , artschool
  • دو آتیشه , fire2club
  • 197 رسانه

    morebox img


تبلیغات

بهزاد   , behzady
آن‌که باد می‌کارد

ما را با حاکمان کنونی ایران کاری نیست که دیگر کارشان از انذار و اندرز گذشته است. مخاطب این نوشته بیشتر کسانی غیر حکومتی هستند که از دیروز از صحبتهای ترامپ نگران و خشمگین شده‌اند؛ فعالین سیاسی، جنبش سبزی‌های سابق، اصلاح‌طلب‌های غیرحکومتی، ناسیونالیستهای ایرانی، فعالین مدنی و ...

شما در خلق شرایط کنونی به سهم خود نقش داشته‌اید. شمایی که به نقد سیاست منطقه‌ای ایران در شش سال گذشته نپرداختید، حتی در بسیاری موارد به توجیه آن کمک کردید. سیاست‌های ضدایرانی اخیر ترامپ و عربستان و جهان عرب سنی، دقیقا واکنشی به سیاست‌های منطقەای سالهای اخیر ایران است.

دقیقا از آن زمان که اسد مردم سوریه را به مانند مردم ایران در جنبش سبز سرکوب کرد، بدون آن‌که هنوز کسی از آن‌ها دست به اسلحه برده باشد (شمار قربانیان تظاهرات مردم سوریه در شش ماه اول، دقیقا ده برابر شمار جانباختگان جنبش سبز طی یک و نیم سال بود یعنی تا اردیبهشت ۱۳۹۰همان زمان که نام قاسم سلیمانی به خاطر انتقال شیوه‌های سرکوب از خیابان‌های ایران به خیابان‌های سوریه، وارد لیست سیاه اروپا شد).

راستی، چرا زمانی که اسد عقب نشینی کرد و اذعان کرد که سرکوب‌ها اشتباه بود، بر تداوم سیاست سرکوب‌گرانه ایران در سوریه اعتراض نکردید؟ همان موقع که آیت‌الله خامنه‌ای گفته بود «بشار بچه است و نمی‌داند که باید بماند»!

چرا زمانی که قاسم سلیمانی به صراحت از تز «نفت شیعی» سخن گفت کسی اعتراض نکرد که این دقیقا مصداق تلاش برای سرنگونی چند حکومت مستقر، یا تلاش برای تجزیه چند کشور مستقل است؟ (تصور کنید که اگر یک مقام نظامی عربستان از نفت عربی - با احتساب نفت خوزستان سخن می‌گفت- دقیقا به چه معنی می‌بود!).

چرا هربار که ایران برای جنایت‌هایش در سوریه به توجیهی متوسل شد (حفظ یک متحد، لزوم دفاع از حرم، عمق استراتژیک،...) کسی از شما نگفت که دیگر کشورها هم می‌توانند به بهانه منافع خود، دقیقا همچون نگاهی علیه ایران داشته باشند؟

چرا هیچ‌کس در رسانه‌ها نگفت که تز دفاع پیشگیرانه، تز حمله جورج بوش به عراق بود همانی که الان ایران در سوریه ظاهرا برای داعش ادعا می‌کند؟

چرا تاریخ بحران سوریه را از ٢٠١۴ به بعد علاقه‌مند شدید؟ چرا نقش ایران در سه سال قبل از ظهور داعش را در سوریه کاملا نادیده‌ گرفتید؟

چرا ائتلاف ایران با حکومت‌های مرتجع و سرکوب‌گر عراق و سوریه علیه کردها مصداق رئال پولتیک است اما ائتلاف بخشی از اپوزیسیون سرکوب شده با اسرائیل و عربستان و ترامپ خیانت و عملی ضدانسانی است؟ این دوگانگی‌ها چه توجیهی دارد؟

شما که علیه تحریم‌های آمریکا علیه ایران کمپین کرده بودید، چرا در برابر تحریم‌های ایران علیه کردستان سکوت کردید؟

شما که دیدید ولید معلم وزیر خارجه سوریه پس از ۶ سال جنگ داخلی، نهایتا به این نتیجه رسیده که باید حق خودمختاری کردها را به رسمیت بشناسد، چرا کمپین تمرکززدایی از سیستم سیاسی اقتصادی ایران را راه نیانداختید؟ یعنی حتما مصیبت‌های عراق و سوریه باید در ایران تکرار شود؟

چرا هیچ‌کدام از شما به سیاست‌های تفرقه افکنانه ایران در فلسطین اعتراضی نکرد؟ از دو روز پیش که حماس و فتح باهم به توافق رسیدند ندیدیم کسی سوال کند که حاصل ۳۹ سال دخالت در فلسطین و پرکردن جیب حزب‌الله و خریدن دشمنی اسراییل و لابی پرقدرتش چرا به اینجا رسید؟!

سیاست فلسطینی، قدیمی‌ترین و پرهزینه‌ترین سیاست جمهوری اسلامی بوده و حتی به قبل از آغاز جنگ ایران و عراق بر می‌گردد و تازه بعد از قریب چهل سال، آیت‌الله خامنەای بیست و پنج سال را برای نابودی اسراییل تعیین کرده، هرچند تابلوی روزشمار معکوس سقوط اسراییل مدتی است در تهران از کار افتاده! کجاست کمپین اعتراض به این فاجعه، حداقل در خارج از کشور و یا در دنیای مجازی؟

راستی اصلا به ابعاد خطرناک تز فارسی/ شیعی کردن هویت ایران فکر کرده‌اید که امثال طباطبایی و قوچانی و بهنود و ... مبلغش هستند و دقیقا نصف مردم ایران را از داشتن هویت ایرانی محروم می‌کند؟

این طوفان که تازه آغاز شده است و هنوز ابعاد ویران‌گرش عیان نشده است دقیقا همان بادی است که از سالها پیش کاشته شده بود، آن‌هم نه فقط توسط حاکمان ایران که با آبیاری بخش چشمگیری از فعالین سیاسی خارج از قدرت حاکمه ایران!
ادامه
99
کامنت بنویسید...
مانی م , mani.m3
دوشنبه 24 مهر ، 12:47
اما اهل سنت معتقد به خلافت اسلامین. واین چیزیه که ازش داعش و طالبان و امثالهو متولد شده و ممیشه. این تفکر ترسناکه. حکومتهای سکولارم توسط خلافای اسلامی کافر خونده میشنو و توسط اسلحه های غربیا به خاک و خون کشیده میشن. بلاییکه بسر عراق اومد و داشت میرفت بسمن سکولار.
ادامه
بهزاد   , behzady
دوشنبه 24 مهر ، 11:09
هر کسی به اعتقادات خودش پایبند اما اینکه فکر کنه فقط خودش بر حق هست این طرز فکر دیگه منسوخ و نفرت انگیزه بیشتر اهل سنت معتقدن شیعه نگرش تحریف شده از اسلام هست مشکل اینکه حاکمان قادر نیستند تعامل داشته باشند و بر اساس مشترکات و منافع ملی خودشون عمل کنند باید یک حکومت سکولار روی کار بیاد نا مشکلات بر طرف بشه
ادامه
مانی م , mani.m3
دوشنبه 24 مهر ، 05:48
وقتی تفکر اهل سنت خلافت اسلامیه نمیشه به ایران شیعی و فارس ایراد گرفت.
ادامه
بهزاد   , behzady
یادآوری بار معنایی کلمات به رئیس جمهور به بهانه محبوبیت سپاه(: حامد آئینه وند)

پس از گزارش رسانه‌های آمریکایی مبنی بر تصمیم ترامپ برای خروج از برجام و قرار دادن احتمالی نام سپاه پاسداران در لیست گروه‌هایی که آمریکا آن‌ها را تروریستی قلمداد می‌کند، حسن روحانی در طی سخنانی در جلسه هیات دولت، سپاه را «محبوب دل‌های نه تنها ایرانیان که مردم خاورمیانه» خواند.

خوشبختانه در عصری زندگی می‌کنیم که به مدد تکنولوژی دیگر نمی‌توان حرفها را باد هوا خواند چون همه حرفهای سیاستمداران نه تنها در آرشیو ملی صداوسیما نگهداری می‌شود بلکه با یک سرچ ساده در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، همه فایل‌های صوتی و تصویری قابل دسترس است. بنابراین بر زبان راندن سخنانی که دروغ بودن آنها وضوح دارد نه تنها برای سیاستمداران وافی به مقصود نیست بلکه آبروی سیاستمداران را می‌برد و محبوبیت آنان را به شدت خدشه‌دار می‌کند و سبب می‌شود که اعتماد عموم مردم از آنها سلب شود که این سلب اعتماد تاثیر مستقیم کاهنده‌ای بر سرمایه اجتماعی کشور دارد.

بی‌تردید مهمترین دلیل انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری از سوی کسانی که به او رای دادند چه در ۹۲ و چه در ۹۶، تصویری بود که او از خود در مقابل چشم مردم نشان داد. این تصویر نشان دهنده مردی بود که دست‌کم در گفتار خودش را مقابل هسته سخت قدرت که شامل سپاه، بیت رهبری و کلیه نهادهای انتصابی نظام است تعریف می‌کرد و یا حداقل می‌خواست به مردم نشان بدهد که از سایر نامزدها به هسته سخت قدرت دورتر است تا آنان را قانع کند که به لحاظ بینش و تفکر متفاوت با آن‌هاست و می‌تواند منافع مردم را از رهگذر این تقابل معنادار تامین کند.

کمتر کسی در ایران هست که از نقش سپاه در سپهر اقتصاد و سیاست ایران و به ویژه قدررتمند شدن آن طی ۸ سال ریاست جمهوری احمدی‌نژاد و نقش کلیدی در سرکوب جنبش سبز بی‌اطلاع باشد. قابل درک است که حسن روحانی با مقدورات کم و معذوریت‌های بی‌شماری در قدرت روبه روست و به ویژه نمی‌تواند در شرایطی که سپاه در لیست تروریستی قرار بگیرد در دفاع از سپاه به عنوان نیروی رسمی نظامی کشور در کنار سایر نیروهای نظامی که ماشاءلله تعدادشان کم نیست، سخنی نگوید.

کسی که سپاه را به درستی «دولت با تفنگ» خوانده و از اینکه دولت با تفنگ عرصه اقتصادی را برای خود غُرق کرده گله کرده است، و با کنایه گفته اگر پول و سرمایه و رسانه و... در اختیار یک نهاد بگذاریم ابوذر هم باشد فاسد می‌شود، سلمان هم باشد فاسد می‌شود، نباید از محبوبیت سپاه در میان ایرانیان صحبت کند.

حسن روحانی باید به این بسنده می‌کرد که قرار دادن نیروی رسمی نظامی کشور در لیست تروریستی مورد قبول دولت ایران نیست. این جمله نه تمسخر او در فضای مجازی را در پی داشت و نه حامیان او را آزرده خاطر می‌کرد. بعید است که یک حقوقدان مدعی چون روحانی از بار معنایی که کلمات در هر زبانی دارند بی‌خبر باشد.

چنانچه این جمله برای دلربایی از سپاه هم گفته شده باشد حکایت عذر بدتر از گناه است. محبوبیت تعریف مشخصی دارد که با هیچ متر و معیاری در ایران شامل سپاه نمی‌شود، ضمن آن‌که سپاهیان که خیز بلندی برای ریاست جمهوری رئیسی برداشته بودند بچه نیستند که با سخنان این چنینی از زبان روحانی فریب بخورند.

به کارگیری ادبیاتی این چنین باعث نخواهد شد که سپاه از حذف روحانی و یا سنگ اندازی در مسیر دولت او، صرف‌نظر کند اما به یقین باعث خواهد شد که مردم از حسن روحانی روی‌گردان شوند و پایگاه اجتماعی او در غیاب هاشمی، خاتمی و رهبران محصور جنبش سبز به شدت آسیب بیند. رسانه‌های اصلاح‌طلب چون دیدند ماله‌کشی بر محبوبیت سپاه از زبان روحانی شدنی نیست این بخش از صحبت‌هایش را پوشش ندادند.

شایسته است حسن روحانی به بار معنایی کلمات توجه کند و در شرایطی که وعده رفع حصر محقق نشده و برجام جز نجات جمهوری اسلامی از بحران مالی، دستآوردی برای مردم عادی کوچه و خیابان نداشته است صحبت از محبوبیت سپاه در میان مردم نکند. این حرف‌ها همان حکایت نمکی است که به زخم می پاشند...
ادامه
    کامنت بنویسید...
    مانی م , mani.m3
    سه شنبه 25 مهر ، 23:42
    باشه به طالبان و داعش. انگیزه سیاسی داره و نه مذهبی.انگیزه های سیاسی تغییر میکنند اما انگیزه های مذهبی مثل خلافت اسلامی تغییر ناپذیرند همانطور که بعد از1400سال تغییر نکردند هنوز.
    ادامه
    مانی م , mani.m3
    سه شنبه 25 مهر ، 23:41
    ببینید حرف من اینه که خلافت اسلامی از دکترین اعتقادی اهل سنت است . وازین جهت من خیلی به تجزیه کششورهای سنی مذهب بدبن نیستم چیزیکه غرب و امریکا هم دارن اجراش میکنن.
    شیعه اعتقاد به امدن منجی داره و ازین جهت این تفکر به کشور گشایی نمی انجامه.منجی خودش میاد و عدل و داد برقرار میکنه اما اهل سنت معتقدن که باید خلافت اسلامی را ترویج بدن در تمام جهان!. و این میشه انگیزه تولد داعش و طالبان و لشکر کشی شاهان یا همون امیران اسلامی ایران بعد از ورود اسلام به ایران به دیگر کشورها.
    کمکهای مخفیانه ایران اگه صحت داشته ب
    ادامه
    بهزاد   , behzady
    سه شنبه 25 مهر ، 19:06
    دوست عزیز خلافت اسلامی تمام تلاش اش میکنه با کلی هزینه تا نشان بده با حضور امریکا امنیت در افغانستان و یا عراق و لیبی .... نا امن ولی مهمترین عامل در نا امنی خودشه ایران در ظاهر با طالبان اختلاف ایدئولوژیک داره ولی مخفیانه بهش کمک میکنه مطمئن باش در مورد داعش هم همینطوره
    ادامه
    بهزاد   , behzady
    مَـرا دوبـاره ،

    به آن روزهایِ خوب ببر .؛

    سپـس ،

    رهـٰا کُـن و بَـرگرد ... .

    من نمی آیم.
    ادامه
    کامنت بنویسید...
    بهزاد   , behzady
    به انسانهای توسعه یافته نیاز داریم...

    انسان توسعه یافته کیست؟

    - " انسان توسعه یافته" انسانی است که به حقوق و تکالیف مدنی خود آگاه است. به وظایف خودعمل می کند و حقوق خود را مطالبه می نماید.

    - "انسان توسعه یافته" اعتماد بنفس منطقی دارد . به توانایی های انسانی اش باور دارد ، خودش را محیط بر مسائل زندگی‌اش می داند و می فهمد که انسان موجودی خلاق و مبتکر و توانمند است . می داند که در درون انسان ، نیرویی وجود دارد که اگر اراده کند می تواند همۀ مشکلات را با تعقل و تدبیر ،حل و فصل کند.

    - "انسان توسعه یافته" مهربان و آرام است. خوب گوش می کند. خوب فکر می کند. با عجله سخن نمی گوید وقتی با او برخورد می کنی، امواج آرام بخش و مهربانی، سراسر وجودتان را پر می کند.

    - "انسان توسعه یافته" از نیاز به نمایش، عبور کرده است، در سخن گفتن اظهار فضل نمی کند و از چاپلوسی دیگران مشمئز می شود.

    - "انسان توسعه یافته" روحیۀ مشارکت پذیری، هم فکری و همکاری با دیگران دارد. به تفکر جمعی و مشورت اعتقاد دارد، تقسیم کار را می فهمد، اصول مقدماتی مدیریت را بلد است و کاملاً باور دارد که عقل کل نیست.

    - "انسان توسعه یافته" جو پذیر نیست، در مقابل تبلیغات زیانبار و یا کذب، روحیه پایداری و نگاه کارشناسی دارد. در گرداب تبلیغات سوء قرار نمی گیرد و هر نگرشی را در قالب عقل و تجربه و مشورت به تجزیه و تحلیل می گیرد و بعد تصمیم میگیرد.

    - "انسان توسعه یافته" روحیۀ همزیستی مسالمت آمیز با جامعه دارد ، با خودش سازگار و با محیط زندگی اش هماهنگ است،محیط زندگی اش را تغییر می دهد ، اما با شرایط نمی جنگد.

    - "انسان توسعه یافته" به تندرستی جسمی و سلامتی روحی و روانی خود اهمیت می دهد. ورزش می کند ، تفریح می کند و به واقع زندگی می کند. نوع لباس پوشیدنش ،روش گفتاری اش ،منش کرداری اش وحتی نوع نگاه وچهره اش بگونه ای است که مورد پذیرش اجتماع است و در همه امورات متعادل است.

    - "انسان توسعه یافته" اجازه می دهد دیگران حرف خود را تمام کنند. یاد گرفته است بیشتر سکوت کند تا حرف بزند ، بیشتر بشنود تا بگوید.

    - "انسان توسعه یافته" کتاب می خواند ، "انسان توسعه یافته" کتاب می خواند ، "انسان توسعه یافته" کتاب می خواند.

    - "انسان توسعه یافته" برای کل جامعه و آینده آن تلاش میکند و نه صرفا برای باند ،گروه ، همفکران ویا اقوام‌خود.

    - "انسان توسعه یافته" مرعوب مقامات اداری و حکومتی نیست. میداند که این مقامات تنها در سازمان مطبوع خود صاحب مقام هستند و در عرصه اجتماع همگی خدمتگزار شهروندان هستند.

    - "انسان توسعه یافته" با حیوانات مهربان است و به محیط زیست خود اهمیت می دهد.

    - "انسان توسعه یافته" بخش مهمی از زندگی خود را برای به جای گذاشتن میراثی ارزشمند برای جامعه، طراحی می کند، مسئولیت کاری را که در آن تخصص ندارد نمی پذیرد و مسئولیت کاری را به کسی که در آن کار تخصصی ندارد نمی سپارد و اگر خواست ثروتمند شود، نهاد‌های دولتی و حکومتی را ترک می کند.

    - "انسان توسعه یافته" قانونمند است و به قانون احترام می گذارد. حتی در مواقعی که قانون را مطابق میل خود نمی داند نیز حاضر نیست قانون شکنی کند و قانون را زیر پا بگذارد......ولی برای تغییرآن روشنگری وتلاش میکند.
    ــــــــــــــــــــــــــ
    ادامه
    کامنت بنویسید...
    بهزاد   , behzady
    دوشنبه 17 مهر ، 10:56
    دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می کنند
    هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
    آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند
    صحبت از پژمردن یک برگ نیست
    فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
    فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
    فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
    در کویری سوت و کور
    در میان مردمی با این مصیبت ها صبور
    صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
    گفتگو از مرگ انسانیت است....
    ادامه
      , shirin53
    یکشنبه 16 مهر ، 21:53
    انسانم آرزوست...
    ادامه
    بهزاد   , behzady
    تنها سی‌وشش روز پس از «افشای پرونده‌ی فوق سری جاسوسی زهرا لاریجانی» دختر «صادق لاریجانی» رئیس قوه قضائیه برای سفارت انگلستان در تهران، وی با دستور مستقیم «وحید حقانیان» بازداشت شد.

    پس از انتشار اولین گزارش «آمدنیوز» و افشای محتویات جلسه مورخه ۳۱ مردادماه ۹۶ مجمع عالی فرماندهان سازمان اطلاعات سپاه پاسداران که با حضور نماینده حفاظت اطلاعات قوه قضائیه تشکیل شد، برای نخستین‌بار «پرونده فوق سری جاسوسی زهرا لاریجانی به نفع سفارت انگلستان» برای مردم ایران و سایر مسئولین کشور فاش شد. پیش از این گزارش تنها شش نفر از این پرونده اطلاع داشتند که دو تن از آنان «خسروی» و «میلانی» دو مأمور «تعقیب و مراقبت» (ت.م) حفاظت اطلاعات قوه قضائیه بودند که مدت ۵ ماه است در بند ۲۴۱ زندان اوین متعلق به قوه قضائیه، تحت شدیدترین شکنجه‌های جسمانی قرار دارند.

    افشای پرونده فوق سری جاسوسی دختر رئیس قوه قضائیه از این منظر حائز اهمیت است که پدر او «صادق لاریجانی»، از سال گذشته، بیش از ۳۰۰ نفر را به اتهام همکاری با «آمدنیوز» و «روح‌الله زم» به عناوین واهی جاسوسی متهم و آنان را در زندان‌های طویل‌المدت انفرادی شکنجه و نگهداری کرد تا علیه خود و دیگران تن به اعتراف اجباری دهند.

    پس از آن و برای التیام دل خانواده‌های بازداشت‌شدگانِ بی‌گناه و اطلاع مردم ستمدیده‌ی کشورمان از مفاسد حاکمان‌شان، «آمدنیوز» منابع خبری گسترده‌ی خود را برای کسب اطلاعات این پرونده فوق سری متمرکز کرد؛ پرونده‌ای که تنها شش نفر بر آن احاطه داشتند، دو نفرشان در زندان بودند، «رتبه ۷ حفاظتی» داشت و کاملا «ایزوله» نگهداری می‌شد. پس از نشان دادن گوشه‌ای از این پرونده به صادق لاریجانی و مسئولین کشور در گزارش اول، رئیس قوه قضائیه با «اسماعیل خطیب» و دو تن از معاون او در تاریخ ۱۵ شهریور ماه، تشکیل جلسه داد تا برای عدم درز بیشتر جزئیات این پرونده چاره‌اندیشی کنند.

    در گزارش بعدی، «آمدنیوز» از تابعیت کانادایی علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی و خانواده‌اش برای نخستین‌بار پرده برداشت و نوشت: «زهرا لاریجانی اطلاعات این مدیر دوتابعیتی کشور را نیز به سفارت انگلستان مخابره کرده است.»

    روز چهارشنبه پنجم مهرماه جلسه‌ی بسیار مهمی با حضور تعدادی از مقامات ارشد کشور از ساعت هشت تا حوالی ده صبح در بیت رهبری تشکیل شد. حاضرین این جلسه غیر از رهبری، پس از اتمام آن به مراسم تشییع پیکر «محسن حججی» از جان‌باختگان نظامی ایران در سوریه رفتند. در این جلسه تصمیمات مهمی اتخاذ شد که یکی از آنان، دستور به آزادی دکتر «مهدی خزعلی» از زندان اوین بود که با عناد و کینه‌ی شخصی صادق لاریجانی، از آزادی وی جلوگیری می‌شد. در این جلسه هم‌چنین مقرر شد به پرونده جاسوسی «زهرا لاریجانی» به طور محرمانه رسیدگی شود و «صادق لاریجانی» تا شش ماه آینده، بیلان «۶۳ حساب بانکی شخصی» خود و «نحوه هزینه‌کرد ماهیانه ۵۰ میلیارد تومان سود حاصل از آن» را به بیت رهبری ارائه دهد.
    ادامه
    کامنت بنویسید...
      , shirin53
    یکشنبه 16 مهر ، 21:51
    هعی...هردم ازین باغ بری میرسد...
    ادامه