__
لیست دوستان :: 169
لیست کلوبها :: 109
  • نام کلوب :دانشجویان اراک
    نام انگلیسی : arak11
    تاسیس : 4 فروردین 1385
    185 عضو ، 70 بحث ،

    دانشجویان اراک

  • نام کلوب :ورودی های 1382 علمی کارب
    نام انگلیسی : 1382
    تاسیس : 4 فروردین 1385
    23 عضو ، 26 بحث ، 2 آلبوم

    ورودی های 1382 علمی کاربردی اراک

  • نام کلوب :وطن پرنده پر در خون
    نام انگلیسی : iran2001
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    196 عضو ، 78 بحث ، 7 آلبوم ، 5 مقاله ، 2 لینک

    وطن پرنده پر در خون

  • نام کلوب :خلیج فارس
    نام انگلیسی : fars
    تاسیس : 18 فروردین 1385
    61 عضو ، 27 بحث ، 2 آلبوم ، 2 لینک

    خلیج فارس

  • نام کلوب :دانشکده علمی کاربردی
    نام انگلیسی : hadid
    تاسیس : 12 خرداد 1385
    16 عضو ، 21 بحث ، 3 آلبوم

    دانشکده علمی کاربردی حدید اراک

  • نام کلوب :دانشگاه فلق اراك
    نام انگلیسی : falagh
    تاسیس : 13 خرداد 1384
    38 عضو ، 12 بحث ، 1 آلبوم ، 1 لینک

    دانشگاه فلق اراك

ایران Persia
25 آذر 84 - 03:39

 

فردوسی:

ببین این شگفتی که دهـقـان چه گفت               بـدانـگـه که بگـشـــاد راز از نهـفـت


 به شهر کـجـاران به دریــــــای پــــــارس
           چه گـویـد ز بـالا و پـهـنـای پــــــارس

------------------------------------------------------
   با تشکر از دوستای خوبم که تولدمو تبریک گفتن
افرا میم  
فروزان 
آرش خلعتبری
پرستو دانش
رضا کیان
یاشار نیک مرام 
------------------------------------------------
behzad izadi
IRAN
 
 
 
 
 

 

لیست توصیفنامه ها
14 شهریور 86 - 11:16
درود بهزاد جان . تولدت مبارک . امیدوارم سال های خوبی را سپری کرده باشی و سال های بهتری در پیش داشته باشی و جوانه ی وجودت هرگز آزار سرمای خزان را نبیند .
13 شهریور 86 - 21:20
ای آبی تر از آسمان بی ابر ،آسمان آبی ام را به تو هدیه میدهم تولدت مبارک
8 مرداد 86 - 10:44
روشنش که می کنی یعنی آماده اش می کنی برای مردن. برای تمام شدن. اولش فقط هست. بود. همینجور برای خودش بود. با تمام تمناهای خودش و تو و تخیل. نگاهش می کردی و برای خودت، توی دل خودت روشنش می کردی و روشن می شدی. شاد می شدی. شمع! مثلاً شمع! شمع نیست ولی! نبود. یک چیزی بود مثل شمع. هست. که روشنش کردی. روشنش که کردی یعنی سلام کردی بهش. یعنی آشنایی دادی. و آشنا شدید. اما روشنش که کردی، کشتیش! نباید روشنش می کردی. گوش نکردی. باید می گذاشتی دور باشد، همانطور برای خودش باشد. بدون اراده دست تو روشن باشد. توی تخیل تو روشن باشد. نگذاشتی. گوش نکردی! روشنش کردی، دوستش کردی. و کشتیش! شمع را روشن می کنی و روشن می شوی. بعد لذت می بری. و توی لذت یادت می رود که نخ روشن دارد هی کاسته می شود و کم می شود. ولی تو حواست نیست. نمی فهمی. غرقی و لذت می بری از بودنش، از لبخندش، از رقصیدنش و از گرمای آتش حضورش. او دارد هی کم می شود. کم کم کم و بعد دیگر یکهو می بینی تاریکی! می بینی دیگر نیستش. خاموش است. روشنش کردی و کشتیش. گوش کن! روشنش نکن! نگاهش کن فقط! خیالش کن فقط
__