__
لیست دوستان :: 545
لیست کلوبها :: 17
  • نام کلوب :طرفداران بهنوش بختیار
    نام انگلیسی : sidewithbehnush
    تاسیس : 20 مرداد 1385
    572 عضو ، 50 بحث ، 10 آلبوم ، 2 مقاله ، 1 نظرسنجی

    طرفداران بهنوش بختیاری

  • نام کلوب :همشهری ها
    نام انگلیسی : hamshahriha
    تاسیس : 3 شهریور 1385
    41 عضو ، 13 بحث ، 3 آلبوم ، 6 مقاله ، 1 لینک ، 1 نظرسنجی

    همشهری ها

  • نام کلوب :بهنوش بختیاری
    نام انگلیسی : behnoush
    تاسیس : 23 تیر 1385
    123 عضو ، 6 بحث ،

    بهنوش بختیاری

  • نام کلوب :بهنوش بختیاری
    نام انگلیسی : behnooshbakhtiari
    تاسیس : 16 تیر 1385
    243 عضو ، 6 بحث ، 8 آلبوم

    بهنوش بختیاری

  • نام کلوب :بهنوش بختیاری
    نام انگلیسی : behnousbakhtiaryb2
    تاسیس : 9 تیر 1385
    715 عضو ، 57 بحث ، 19 آلبوم ، 1 مقاله ، 2 لینک ، 3 نظرسنجی

    بهنوش بختیاری

  • نام کلوب :من مرد تنهای شبم
    نام انگلیسی : tanhatarinha
    تاسیس : 10 تیر 1384
    7234 عضو ، 135 بحث ، 100 آلبوم ، 10 مقاله ، 6 لینک

    من مرد تنهای شبم

..
9 اردیبهشت 87 - 14:55
ساعت 3 شب بود كه صدای تلفن , پسری را از خواب بیدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار كردی؟مادر گفت:25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار كردی؟ فقط خواستم بگویم تولدت مبارك. پسر از اینكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت... ولی مادر دیگر در این دنیا نبود
  • ارسال نظر (6)
لیست توصیفنامه ها
14 شهریور 87 - 23:01
دلم دردی که دارد با که گوید ........ گنه خود کرد تاوان از که جوید ........ دریغا نیست همدردی موافق ...... که بر بخت بدم خوش خوش بموید ...... مرا گفتی که ترک ما بگفتی ...... به ترک زندگانی کس بگوید ....... کسی کز خوان وصلت سیر نبود ...... چرا باید که دست از تو بشوید ...... ز صد بارو دلم روی تو بیند ........ ز صد فرسنگ بوی تو ببوید ........
4 شهریور 87 - 10:32
درسهایی از زندگی درس اول: یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش... راهبه سوار میشه و راه میفتن... چند دقیقه بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به پای راهبه میندازه... راهبه میگه: پدر روحانی ، روایت مقدس 129 رو به خاطر بیار... کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه... چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس میده... راهبه باز میگه: پدر روحانی! روایت مقدس 129 رو به خاطر بیار!... کشیش زیر لب یه فحش میده و بیخیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه... بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس 129 رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: «به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی»! نتیجه اخلاقی: اینکه اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست میدی!
3 شهریور 87 - 08:19
همیشه در نگاه كسانی پرواز كن كه برای دیده شدن مجبور به فرود آمدن نباشی. با تقدیم بهترینها...
__