__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوب ها برای هیچکس مقدور نمی باشد.
ایرانیان مشهور مقیم آمریکا
17 شهریور 87 - 03:22
امید كردستانی


امید كردستانی معاون ارشد سایت google

فرزاد ناظم


فرزاد ناظم مدیر فنی سایت yahoo



پروفسور علی جوان


پروفسور علی جوان در سال 1958 زمانی که کارمند آزمایشگاه بل بود، ایده قانون کلی لیزر گازرا مطرح نمود و در 1960 طرح خود را به مرحله باروری رساند. او در سال 1964 برای کارهایی که در زمینه لیزر گازها انجام داده بود مدال استوارت بالنتاین Stewart Ballentine را از انستیتو فرانکلین دریافت نمود و در سال 1966 مدال بنیاد فنی و جان هرتز Fanny and John Hertz Foundation و در سال 1975 مدالفردریک آیوز Fredrick Ives از انجمن اپتیکال و در سال 1993 مدال علمی جهانی آلبرت اینشتین Albert Einstein World Medal of Scienceرا از انجمن World Cultural دریافت کرد.



حسین اسلامبلچی


حسین اسلامبلچی رئیس شرکت مخابرات آمریکا AT&T




ماریا خرسند


خانم ماریا خرسند رئیس شرکت اریکسون



فریار شیرزاد


فریار شیرزاد معاون وزارت بازرگانی آمریکا و دستیار ریاست جمهوری آمریکا در کاخ سفید



بیژن داوری


پروفسور بیژن داوری معاون ارشد شرکتIBM بزرگترین شرکت سخت افزار کامپیوتر در جهان



کریستینا امان پور


خانم کر یستینا امان پور رئیس بخش سی ان ان در آمریکا



محمد جمشیدی


پروفسور محمد جمشیدی مدیر برنامه های داخلی ایستگاه فضایی ناسا



قاسم اسرار


قاسم اسرار عضو هیئت مدیره ایستگاه فضایی ناسا



آزاده تبازاده




پروفسور لطفی زاده


پروفسور لطفی زاده استاد دانشگاه آمریكا و پدر منطق فوزی . کامپیوتر هوشمند و بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان



انوشه انصاری


خانم انوشه انصاری رئیس موسسه تکنولوژی تل کام



پروفسور مجید سمیعی


پروفسور مجید سمیعی رئیس جراحان مغز جهان در آلمان



فرح کریمی


خانم فرح کریمی تنها زن ایرانی پارلمان هلند



پییر امیدیار


پییر امیدیار موسس و رئیس شركتebay بنیانگذار تجارت الکترونیک در جهان
  • ارسال نظر (0)
لیست توصیفنامه ها
28 مرداد 87 - 12:04
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است ...
20 تیر 87 - 19:04
در شبی تیره چنان هر شب دیگر كه همه تیرگی و ظلمت و غم بود و طنین ظلماتش به بلندای هزاران شب دیگر باز هم كنج اتاق غم عشق تو نشستم باز گرد همه ی خاطره ها گشتم و گشتم باز دیدم همه شبهای درازی كه به یلدای غم عشق تو افزود باز دیدم همه ی وسعت اندیشه ی نابی كه ز سودای تو فرسود باز آن قطره ی اشكی كه به پای تو چكاندم و به زاری ز تو یك نیم نگاهی طلبیدم از دو چشمم به زمین ریخت و نه یك قطره كه دریا شد و بارید كه چرا این همه درد درد این آمدن و رفتن تو درد حسرت كشی دیدن تو درد بیداری شب ها به تمنای نگاهت درد بی خود شدن از خویش به هنگام وداعت درد آن داغ كه در لحظه ی رفتن به دو چشمم ننهادی درد آن لحظه كه بردی همه ی هستی من را و در این غمكده یك لحظه نماندی رفتی و عشق تو میراثم شد رفتی و یاد تو همرازم شد رفتی و هجر تو پایانم شد رفتی و بی كس و بیگانه ز خویشم كردی فارغ از بود و نبود و كم و بیشم كردی من شدم مرده ی لرزان كه از او نیم نگاهی یخناك قلمی حس و زبانی كه دو خط شعر بگوید باقیست آه بر من آه و صد آه به حال من زار كه چنین بی پروا به درازای همه عمر به پای غم عشق واژه ی سوختنم و ز پا تا به سرم همه در آتش عشق سوزد و سوزد و سوزد و ندانم كه چرا ؟ نه این بار دگر این همه پرسش كافیست پی پاسخ هستم تویی و عشق تو است پاسخ این همه ابهام و تویی نقطه ی پایان .... و چه سو گند ها كه نشكستم .....................
20 تیر 87 - 16:19
بی وفا باشی وفایت می كنند با وفا باشی جفایت می كنند مهربانی گرچه آیینی خوش است مهربان باشی رهایت می كنند
__