__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوب ها برای دوستان مقدور می باشد.
تاریخ و افسانه کوروش
23 مرداد 87 - 18:45

نقض بزرگی که بر خلق و خوی کوروش لکه ای ننک بر جای گذارده است این است که گاهی بی حساب قساوت و بیرحمی داشته است و این خلق و خوی را به پسر دیوانه خود کمبوجیه به ارث گذارد.

                                مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ ص409

کوروش امپراطوری خود را با جنگ و خونریزی بدست اورد و لیک نتوانست آنرا سازماندهی نماید و اجل این امپراطوری را از چنگش به در آورد.

                                مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ ص409

از دیگر مصائب که داریوش علاوه بر توطئه های درون دربار با آن گرفتار بود ، همان طغیان فرمانداران مصر و لیدیا میباشد که در پی آن در آن واحد شورش در بابل ماد آشور آرمینه و سرزمین ساکاها و بسیاری دیگر از ولایات بود و داریوش در خواباندن این شورشها منتهای شدت قساوت را به کار برد. از جمله چون پس از محاصره طولانی به شهر بابل دست یافت فرمان داد 3 هزار نفر از بزرگان آن را به دار بیاویزند تا مایه عبرت و فرمانبرداری دیگران شود.

                         مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ص 411-410

پارس همان ایرانی نیست که اکنون می شناسیم ، بلکه ناحیه کوچکی در مجاورت خلیج فارس بود که در آن زمان به نام (پارس) خوانده میشد و اکنون فارس نامیده میشود.سرزمین پارس سرای بیابانهای بی حاصل و کوههای فراوان بود، رودخانه فراوان نداشت و در معرض گرمای سوزان و سرمای گشنده بود و به همین جهت بود که در آمد زمین به تنهایی کفاف زندگی ساکنان آنرا نمیکردو ...

                         مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ص 414

صناعت در میان پارسیان رواج و رونقی نداشت و از صنایع اقوام دیگر استفاده میکردند.

                         مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ص 414

دریانوردی در میان پارسیان به آن درجه که در حمل و نقل خشکی به دست آن مردم ترقی کرده بود نرسیده و پارسیان ناوگان مخصوص به خود را نداشتند ، بلکه ناوگان فنیقی را اجاره میگردند.

                         مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ص 415

آنچه در مورد مردم پارس میتوان گفت آن است که با وجود دینداری تا بدان حد بیرحمی و قصاوت به خرج میدادند چنانکه بزرگترین پادشاه آنان ، داریوش اول در کتیبه بیستون میگوید((فرورتیش دستگیر شد، او را نزد من آوردند. گوشها و بینی و زبان او را بریدم و چشمانش را در آوردم و او را در دربار به غل و زنجیر کردند تا همه مردم او را ببینند و بعد به اکباتان بردم و به دار آویختم... چیتر تخم را گرفته و نزد من آوردند من گوشها و بینی او را بریدم و چشم هایش را برکندم و او را در دربار من به غل و زنجیر کردند تا تمامی مردم او را ببینند و بعد به امر من در اربل او را مصلوب کردند......

اقوامی که مغلوب میشدند پیشوایان ایشان را به دار می آویختند . پیروانشان را چون ینده میفروختند و شهرهایشان را چپاول میکردند و پسرانشان را اخته میساختند و دختذانشان را به اسیری میبردند و میفروختند.... پارسیان امرد بازی را از یونانیان آموخته اند... از سرزنشهای سختی که (اوستا) در باره عمل لواط میکند تا حدودی گفته های هرودت را تائید میکند.

                 مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ص 431-432-433

لیست توصیفنامه ها
28 شهریور 87 - 23:53
səlamlar oülsün sizə baxiş bəy Döğün günöz qütlüo Ölsün mənim böyük qardaşim. yüz il böyı sağ qalib şad yaşiyasiz...
27 شهریور 87 - 23:41
ana'dan oulan gunoz kutluo oulsun baxish bay
27 شهریور 87 - 12:05
دوغوم گونون قوتلو اولسون
__