__
لیست دوستان :: 202
لیست کلوبها :: 78
  • نام کلوب :عکس خوانندگان وبازیكن
    نام انگلیسی : axactor
    تاسیس : 20 خرداد 1384
    137 عضو ، 17 بحث ، 8 آلبوم ، 1 مقاله

    عکس خوانندگان وبازیكنها

  • نام کلوب :عاشقان رودان
    نام انگلیسی : eshghe_roudan
    تاسیس : 20 آبان 1384
    148 عضو ، 46 بحث ، 2 آلبوم ، 1 مقاله

    عاشقان رودان

  • نام کلوب :اس ام اس
    نام انگلیسی : kingofsmsnomber1
    تاسیس : 29 دی 1383
    32986 عضو ، 21 بحث ، 7 آلبوم ، 83 مقاله ، 3 لینک ، 5 نظرسنجی

    اس ام اس

  • نام کلوب :ما دختر ها
    نام انگلیسی : 2857
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    11945 عضو ، 30 بحث ، 60 آلبوم ، 92 مقاله ، 23 لینک ، 1 نظرسنجی

    ما دختر ها

  • نام کلوب :مجردها
    نام انگلیسی : mojaradan
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    13721 عضو ، 157 بحث ، 72 آلبوم ، 123 مقاله ، 36 لینک ، 5 نظرسنجی

    مجردها

  • نام کلوب :یاهو !
    نام انگلیسی : yaho
    تاسیس : 28 دی 1383
    6387 عضو ، 11 بحث ، 1 لینک

    یاهو !

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
15 مرداد 86 - 15:57
شده ام زرد به رنگ حسرت كه دگر بر كویم نیست گذر باران را كه نشیند به كلام دردم گوش نهد و نوازش نرمی تا كشد دست به این تنهایی تو كه بالای و من سست به یك شاخه خشك به كدامین امید ، دل سپارم بر باد گر تو آیی ، به طراوت شادی و تنفس قلبم من شوم دریایی و شوم گوشه ایی از خش خش زیر پایت و به امید رسیدن ، بالا كنم همراهی باد
12 مرداد 86 - 19:52
می گویند شیشه ها احساس ندارند !!! اما وقتی روی شیشه بخار گرفته نوشتم دوستت دارم آرام گریست .... نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود. بـرچـه گلـی بـنویـسم که هـرگز پرپر نشـود. بـر چه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود. بـر چه آبـی بنویسم که هـرگز گل آلود نشود. وسرانجام بـر چه قلـبی بنویسم که هـرگز سـنگ نشود و احساسم میگوید که قلب تو همان قلب است
10 مرداد 86 - 11:22
من که رفتم بنویسید دمش گرم نبود بنویسید صدا بود ولی نرم نبود خانه در خاک و خدا داشت ، تماشایی بود بنویسید دو خط مانده به تنهایی بود بنویسید که با ماه ،کبوتر می چید از لب زاغچه ها بوسهء باور می چید بنویسید که با چلچله ها الفت داشت اهل دل بود وَ با فاصله ها نسبت داشت دلش از زمزمهء نور عطش می بارید ریشه در ماه ، ولی روی زمین می جوشید بنویسید زبان داشت ولی لال نشد بنویسید که پوسید ولی کال نشد پُرِ طوفان غزل بود ولی سیل نداشت بنویسید که دل داشت ولی میل نداشت پنجه بر پنجرهء روشن فردا می زد وسعت حوصله اش طعنه به دریا می زد بنویسید به قانونِ عطش ، آب نداد و کسی کودک احساسش را تاب نداد سرد و سرما زده از سمت کویر آمده بود کودکی بود که در هیاتِ پیر آمده بود تا صدای دل خود چند تپش فاصله داشت گاه با فلسفهء عشق کمی مسئله داشت
__